خرید ۸۰ هزار تن کلزا، کاملینا و گلرنگ از کشاورزان و فرآوری محصولات در صنایع روغنکشی و عرضه روغن و کنجاله، حلقههای مختلف تولید را به شبکه تعاون روستایی پیوند میدهد جوان آنلاین: دولت با خرید ۸۰ هزار تن دانههای روغنی از کشاورزان، بخشی از کلزا، کاملینا و گلرنگ تولیدشده را به کارخانههای روغنکشی فرستاده است و روغن استحصالی را در شبکه توزیع عرضه میکند و کنجاله نیز به مصرف خوراک دام میرسد. بنابراین، تداوم خرید و فرآوری بستری برای ایجاد بازار باثباتتر برای تولیدکنندگان بوده و سطح زیرکشت دانههای روغنی را نیز افزایش و سهم تولید داخلی را در تأمین مواد اولیه صنایع روغن و خوراک دام بالا میبرد. خرید ۸۰ هزار تن دانههای روغنی از کشاورزان، در حالی انجام شده است که شبکه تعاون روستایی بخشی از محصول خریداریشده را مستقیماً به صنایع روغنکشی سپرده است. در نمونه اجراشده در استان گلستان، کلزای خریداریشده پس از فرآوری به روغن تبدیل شده و روغن استحصالی از طریق روستابازارها در اختیار مصرفکنندگان قرار گرفته است. کنجاله حاصل از همین فرآیند نیز به اتحادیه دامداران رسیده تا محصول خریداریشده بهجای توقف در مرحله معامله، در حلقههای بعدی تولید و توزیع نیز جریان پیدا کند. به باور کارشناسان، این اتفاق، جایگاه خرید دانههای روغنی را در سیاستهای بخش کشاورزی از یک اقدام حمایتی برای خرید محصول فراتر میبرد و موضوع را به ظرفیت فرآوری و بازار مصرف پیوند میدهد. زیرا افزایش تولید کلزا، کاملینا و گلرنگ وقتی میتواند بر وابستگی کشور به واردات روغن اثر گذارد که محصول تولیدشده امکان ورود به کارخانههای روغنکشی را داشته باشد و فرآوردههای حاصل از آن نیز بازار مشخصی پیدا کنند. در این میان، استمرار خرید از کشاورزان مهم است، زیرا تصمیم برای افزایش سطح زیرکشت به بازاری نیاز دارد که تولیدکننده بتواند روی آن حساب کند و محصول خود را پس از برداشت بدون نگرانی از نبود خریدار عرضه کند. خرید محصول در حلقه نخست زنجیره متوقف نمیشود شبکه تعاون روستایی در این طرح، علاوه بر خرید دانههای روغنی، با صنایع تبدیلی و غذایی برای فرآوری محصولات وارد مذاکره شده و همین ارتباط، امکان انتقال محصول از مراکز خرید به کارخانههای روغنکشی را فراهم کرده است. در گلستان، بخشی از کلزای خریداریشده به کارخانههای روغنکشی سپرده شده و روغن تولیدشده در ادامه به روستابازارها رسیده و کنجاله نیز به اتحادیه دامداران تحویل شده است که نشان میدهد فرآوری محصول، دو مسیر اقتصادی جداگانه برای روغن و محصول جانبی آن ایجاد میکند. اهمیت این روند برای بخش کشاورزی در ارتباط میان تولیدکننده و صنایع پاییندستی است. کشاورزی که دانه روغنی تولید میکند، در صورتی برای توسعه کشت انگیزه بیشتری خواهد داشت که بازار فروش محصول به خرید اولیه محدود نماند و تقاضای صنایع فرآوری نیز استمرار داشته باشد. از سوی دیگر، کارخانه روغنکشی نیز برای فعالیت اقتصادی به تأمین منظم مواد اولیه نیاز دارد و اگر تولید داخلی دانههای روغنی افزایش پیدا کند، امکان برنامهریزی برای ظرفیتهای فرآوری نیز بیشتر خواهد شد. در این میان، ۸۰ هزار تن خریداریشده میتواند بخشی از نیاز صنایع را تأمین کند، اما اثر آن بر بازار روغن به میزان فرآوری و حجم روغن استحصالی وابسته است. مقدار روغن تولیدشده از دانههای مختلف یکسان نیست و نوع محصول، کیفیت دانه و بازده کارخانه در میزان خروجی نقش دارد. بنابراین، ارزیابی اثر این خرید بر کاهش واردات روغن به آمار تولید نهایی نیاز دارد. اتصال کنجاله به اتحادیه دامداران نیز بخش دیگری از این زنجیره است که از نظر اقتصادی اهمیت دارد، زیرا فرآوری دانههای روغنی فقط به تولید روغن محدود نمیشود و محصول جانبی آن نیز میتواند در تأمین بخشی از نیاز خوراک دام به کار رود. هرچه استفاده از محصولات حاصل از فرآوری گستردهتر باشد، بازده اقتصادی کارخانهها و ارزش حاصل از تولید داخلی افزایش پیدا میکند و ارتباط میان زراعت، صنایع غذایی و دامداری شکل منسجمتری میگیرد. سطح زیرکشت در انتظار بازار مطمئن هدف دیگر این سیاست، افزایش انگیزه کشاورزان برای توسعه کشت دانههای روغنی است، چراکه کشاورز برای تغییر الگوی کشت، علاوه بر شرایط فنی و اقلیمی، به چشمانداز اقتصادی محصول نیز توجه میکند. اگر فروش محصول پس از برداشت با ابهام همراه باشد، انتخاب محصولی که بازار باثباتتری دارد، ریسک کمتری خواهد داشت. خرید سازمانیافته میتواند بخشی از این ریسک را کاهش دهد، اما اثرگذاری آن وقتی بیشتر میشود که فرآوری و بازار مصرف نیز بهطور مستمر در کنار خرید قرار داشته باشند. کلزا، کاملینا و گلرنگ هرکدام ظرفیتهای متفاوتی در تولید روغن دارند و توسعه کشت آنها به شرایط منطقهای، عملکرد در واحد سطح و دسترسی به نهادهها وابسته است. بنابراین، افزایش سطح زیرکشت بدون توجه به بهرهوری تولید نمیتواند بهتنهایی وابستگی به واردات را کاهش دهد. بهبود عملکرد مزارع، انتخاب ارقام مناسب و دسترسی به دانش فنی، در کنار بازار خرید و ظرفیت روغنکشی، مجموعه عواملی هستند که بر اقتصاد این محصولات اثر میگذارند. در این میان، نقش شبکه تعاونی روستایی میتواند به ساماندهی ارتباط میان کشاورز و صنعت کمک کند. خرید محصول از کشاورزان، انتقال آن به کارخانههای فرآوری و رساندن روغن تولیدی به شبکه توزیع، فعالیتی فراتر از جمعآوری محصول است و در صورت تداوم، میتواند جایگاه تعاونیها را در زنجیره ارزش محصولات کشاورزی تقویت کند. البته استمرار این نقش به ظرفیت مالی، زیرساختی و مدیریتی شبکه و همچنین توان صنایع تبدیلی برای جذب محصول بستگی دارد. توسعه کشت دانههای روغنی بدون توسعه همزمان ظرفیت فرآوری، ممکن است دوباره به فروش محصول خام منجر شود. از سوی دیگر، افزایش ظرفیت کارخانهها بدون تأمین پایدار مواد اولیه نیز سرمایهگذاری صنعتی را با مشکل مواجه میکند. به همین دلیل، برنامه خرید ۸۰ هز