آیا جنگ سرنوشت اجتنابناپذیر بشر است؟ برخلاف تصور رایج، جهان دورههایی طولانی از صلح را نیز تجربه کرده؛ اما همهچیز به تعریف ما از «جنگ» بستگی دارد. با ادامهی درگیریهای خشونتبار در نقاط مختلف جهان، این پرسش قدیمی دوباره مطرح شده است که آیا بشر تاکنون دورهای را بدون جنگ تجربه کرده است؟ پژوهشگران میگویند پاسخ به این سؤال به تعریف ما از «جنگ» بستگی دارد؛ اما تاریخدانان میگویند اگر جنگ را صرفاً نبردی میان دولتها بدانیم، تاریخ بشر دورههایی را نیز به خود دیده که در آنها جنگی رخ نداده است. ایان موریس، تاریخدان دانشگاه استنفورد و نویسندهی کتاب «جنگ! به چه درد میخورد؟ تعارض و پیشرفت تمدن از نخستیها تا رباتها» که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد، میگوید بخش عمدهای از تاریخ بشر پیش از شکلگیری دولتهای رسمی سپری شده است؛ نزدیک به ۹۹ درصد از تاریخ انسان بدون حکومت گذشته است. موریس تأکید میکند اگر جنگ را نبرد میان دو دولت تعریف کنیم، تاریخ بشر دورههای صلحآمیز را نیز تجربه کرده است. اما اگر پرسش این باشد که آیا انسانها تاکنون بدون خشونت زندگی کردهاند، پاسخ از نظر او واضح است: «خیر؛ انسانها همیشه با یکدیگر جنگیده و همدیگر را کشتهاند.» آیا جنگ پیش از شکلگیری تمدنها نیز وجود داشت؟ دیدگاهی که از پیشاتاریخ صلحآمیز سخن میگوید، بر پایهی مرور پژوهشی مطرح شده است که در سال ۲۰۲۲ منتشر شد و نشان داد که جنگ در آغاز تاریخ بشر، زمانی که مردم بهصورت شکارچی گردآورنده و کوچنشین زندگی میکردند، نادر یا حتی ناموجود بوده است. پیتر استیرنز، استاد بازنشستهی تاریخ در دانشگاه جرج میسون و نویسندهی کتاب «صلح در تاریخ جهان» که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد، با این نظر موافق است و میگوید در جوامع شکارچی گردآورنده پیش از ظهور کشاورزی، «جنگ اندک بود یا اصلاً وجود نداشت.» برداشت مذکور از دادههای باستانشناسی بیرون آمده است. پژوهشگران در بررسی استخوانهای انسانهای باستانی کشفشده از نقاط مختلف جهان، بهدنبال نشانههای جراحات ناشی از جنگ بودهاند؛ از جمله گورهای دستهجمعی که بقایای چندین فرد با زخمهای درماننشده ناشی از ضربات چاقو، بریدگی یا آسیبهای ناشی از ضربههای سخت را در خود جای داده بودند. بااینحال، فقدان شواهد از جنگ سازمانیافته به معنای نبود خشونت مرگبار در جوامع پیشاتاریخی نیست. پژوهشگران در محوطهی باستانشناسی ناتاروک در کنیا، بقایای ۲۷ انسان با قدمت حدود ۱۰هزار سال را کشف کردند که برخی از آنها نشانههای مرگ خشونتآمیز داشتند. باستانشناسان در سودان نیز در جریان حفاریهای جبل سحابه، گورستانی پیشاتاریخی، بقایای ۱۳هزار سالهای را کشف کردهاند که نشانههای حملات میانگروهی را نشان میداد. شماری از انسانشناسان این یافتهها را نشانهای از خشونت میانگروهی در جوامع شکارچی گردآورنده اولیه میدانند، هرچند درباره اینکه آیا میتوان این قبیل رویدادها را «جنگ» نامید، همچنان اختلاف نظر وجود دارد. به همین دلیل، پژوهشگران نمونههای خشونت فردی یا میان گروههای کوچک را معمولاً جنگ به شمار نمیآورند. ایان موریس میگوید پژوهشگرانی که جنگ را بهعنوان مدلی مشخص از خشونت بررسی میکنند، معمولاً آن را خشونتی میدانند که یا از سوی یک دولت سازماندهی شده باشد یا دستکم نوعی خشونت جمعی باشد که بیش از تعداد مشخصی قربانی بر جای بگذارد. به گفتهی موریس، جوامع پیشاتاریخی بهندرت حکومت رسمی داشتند و گروههای شکارچی گردآورنده نیز معمولاً بیش از چند ده نفر عضو نداشتند؛ بنابراین اگر جنگ را یک درگیری بدانیم که دولت آن را هدایت کند یا بیش از ۱۰۰ کشته بر جای بگذارد، در پیشاتاریخ اولیه اساساً جنگی وجود نداشته است. دیوید کریستین، تاریخدان و استاد بازنشستهی گروه تاریخ و باستانشناسی دانشگاه مککواری در استرالیا، میگوید در بخش بزرگی از تاریخ بشر، جوامع آنقدر کوچک بودند که نمیتوان خشونت را با جنگ یکسان دانست. کریستین معتقد است انسانها همواره توانایی اعمال خشونت را داشتهاند، اما با بزرگتر شدن جوامع، خشونت به شکلهایی درآمد که ممکن است بتوانیم آنها را «جنگ» توصیف کنیم. با پیدایش پادشاهیها و امپراتوریهای بزرگ، جنگ به پدیدهای بسیار رایجتر تبدیل شد. جرد مورگان مککینی که اکنون استادیار مطالعات امنیت بینالملل در کالج جنگ هوایی در آلاباما است، در پایاننامه دکتری خود دورههای صلح میان قدرتهای بزرگ را بررسی کرد. او نتیجه گرفت که جنگ در طول تاریخ عملاً قاعده بوده است و دورههای مشهور صلح، مانند صلح رومی (Pax Romana)، اغلب فقط به این معنا بودند که یک قدرت برتر، دیگر گروهها و ملتها را به اطاعت واداشته بود. بااینوجود، در تاریخ استثناهایی نیز وجود داشته است. پیتر فرانکوپن میگوید: «جنگها پرهزینه و پرخطر هستند.» در بسیاری از دورههای تاریخی، ثبات و صلح زمانی برقرار شده است که رقیبان، دشمنان و همسایگان توانستهاند تواناییهای یکدیگر را در سطحی برابر حفظ کنند. مککینی در پایاننامهی خود چند دوره را شناسایی کرد که در آنها قدرتهای رقیب توانستند از جنگ اجتناب کنند. دورههای طولانی صلح میان دشمنان دیرینه از حدود ۱۴۰۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد، قدرتهای بزرگ خاورمیانهی باستان، بهویژه مصر و امپراتوری هیتی در ترکیهی امروزی، دو دورهی طولانی و غیرمعمول را بدون جنگهای بزرگ پشت سر گذاشتند. در آن دوران، صلح به این دلیل امکانپذیر شد که حاکمان قدرتمند یکدیگر را همتراز میدانستند و اختلافهای سرزمینی و سیاسی خود را بهجای جنگ، از طریق پیمانهای رسمی حلوفصل میکردند. روم و ایران در بیشتر دورههای تاریخی خود با یکدیگر در جنگ بودند، اما از حدود سال ۳۸۷ تا نزدیک ۵۰۱ میلادی، این دو ابرقدرت عمدتاً از درگیری مستقیم فاصله گرفتند. تاریخدانان این دوره را «قرن پنجم طولانی» مینامند و توضیحهای مختلفی برای این دوره صلح ارائه کردهاند؛ از جمله اینکه هر دو طرف با تهدیدهای جدی خارجی