عصر ایران؛ احمد فرتاش - جام جهانی ۲۰۲۶ فقط به دلیل افزایش تعداد تیمها به ۴۸ تیم، متفاوت نبود؛ این مسابقات تصویری تازه از جغرافیای قدرت در فوتبال جهان ارائه داد. اگر تا دو دهه پیش، موفقیت در جام جهانی تقریباً در انحصار چند کشور اروپایی و آمریکای جنوبی بود، امروز این انحصار بهتدریج در حال شکسته شدن است. فوتبال نیز مانند بسیاری از پدیدههای عصر جهانیشدن، از تمرکز فاصله گرفته و به سمت توزیع دانش، تجربه و کیفیت حرکت کرده است. زمانی حضور بسیاری از تیمها در جام جهانی صرفاً جنبه تشریفاتی داشت. هواداران انتظار داشتند تیمهای بزرگ با اختلاف چند گل پیروز شوند و شگفتیها تنها استثناهایی جذاب بودند. اما در جام جهانی ۲۰۲۶، حتی قدرتهای سنتی نیز دریافتند که دیگر هیچ مسابقهای آسان نیست. تیمهایی که روزگاری در حاشیه فوتبال جهان قرار داشتند، امروز از نظر آمادگی بدنی، سازمان دفاعی، برنامه تاکتیکی و حتی اعتماد به نفس، فاصله خود را با بزرگان کاهش دادهاند. دلیل این تحول را باید در جهانیشدن فوتبال جستوجو کرد. مربیان امروز میان قارهها جابهجا میشوند، بازیکنان از نوجوانی در معتبرترین آکادمیهای اروپا آموزش میبینند، فناوریهای تحلیل داده در اختیار کشورهای بیشتری قرار گرفته و دسترسی به دانش فنی دیگر محدود به چند باشگاه بزرگ نیست. اگر روزگاری تجربه و اطلاعات مزیت انحصاری قدرتهای سنتی بود، امروز این مزیت میان کشورهای بیشتری توزیع شده است. این روند فقط به فوتبال محدود نمیشود. اقتصاد، علم، فناوری و حتی فرهنگ نیز طی دهههای اخیر همین مسیر را پیمودهاند. همانگونه که شرکتهای نوپا میتوانند غولهای قدیمی را به چالش بکشند، در فوتبال نیز کشورهایی که سابقه قهرمانی ندارند، امروز میتوانند برابر مدعیان بزرگ با اعتماد به نفس بازی کنند. جهانیشدن، انحصار را تضعیف کرده و رقابت را گستردهتر ساخته است. البته این به معنای پایان قدرتهای سنتی نیست. قهرمانی اسپانیا نیز نشان داد که کشورهایی با زیرساختهای قوی همچنان شانس بیشتری برای موفقیت دارند. اما تفاوت مهم آن است که فاصله میان قهرمان و دیگران کمتر از گذشته شده است. دیگر هیچ تیم بزرگی نمیتواند تنها با اتکا به نام و سابقه خود، پیروزی را تضمینشده بداند. جام جهانی ۲۰۲۶ همچنین نشان داد که هویت فوتبال در حال تغییر است. دیگر نمیتوان تیمها را صرفاً بر اساس قاره یا سنت فوتبالیشان دستهبندی کرد. در ترکیب بسیاری از تیمها، بازیکنانی دیده میشوند که در کشورهای دیگر متولد شدهاند، در لیگهای قارهای متفاوت بازی میکنند و زیر نظر مربیانی با ملیتهای گوناگون رشد یافتهاند. فوتبال امروز بیش از هر زمان دیگری، زبانی جهانی پیدا کرده است. با این حال، جهانیشدن یک تناقض جالب نیز به همراه آورده است. هرچه سبکهای بازی به یکدیگر نزدیکتر میشوند، اهمیت هویت ملی بیشتر احساس میشود. هواداران هنوز از پیروزی تیم کشورشان همان اندازه هیجانزده میشوند که دههها پیش میشدند. پرچمها، سرودهای ملی و خاطرات تاریخی همچنان بخش جداییناپذیر جام جهانی هستند. گویی فوتبال توانسته میان جهانیشدن و هویت ملی تعادلی کمنظیر برقرار کند. شاید مهمترین میراث جام جهانی ۲۰۲۶ همین باشد؛ جهانی که در آن قدرت همچنان وجود دارد، اما دیگر انحصاری نیست. فاصلهها کمتر شده، رقابت گستردهتر شده و امید در کشورهای بیشتری زنده مانده است. این همان چیزی است که فوتبال را برای میلیاردها نفر جذاب نگه میدارد: باور به اینکه در دنیای امروز، حتی اگر همه چیز برابر نباشد، هیچ نتیجهای از پیش نوشته نشده است.