حملات اخیر به زیرساختهای گاز در سراسر کشور، وضعیت گاز در خراسان رضوی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. این موضوع نه تنها بر صنایع بزرگ؛ بلکه بر کل اقتصاد کشور اثر گذاشته و در شرایطی که فعالیت بسیاری از واحدهای تولیدی به گاز وابسته بوده است. حملات اخیر به زیرساختهای گاز در سراسر کشور، وضعیت گاز در خراسان رضوی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. این موضوع نه تنها بر صنایع بزرگ؛ بلکه بر کل اقتصاد کشور اثر گذاشته و در شرایطی که فعالیت بسیاری از واحدهای تولیدی به گاز وابسته بوده، دولت و تشکلهای بخش خصوصی را به چارهاندیشی وادار کرده است. در گفتوگو با دبیر انجمن مدیران صنایع خراسان رضوی، به بررسی وضعیت کنونی تأمین گاز، چالشها و راهکارهای موجود میپردازیم. امیرمهدی مرادی در گفتوگو با طوس میگوید: متأسفانه وضعیت گاز پس از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به زیرساختهای ما، از سالهای گذشته کمی بدتر شده است؛ برخی از صنایع بزرگ ما از جمله فولاد مجبور شدند تولیدات خود را کاهش دهند تا مصرف گاز برای سایر بخشها امکانپذیر باشد. در فصل تابستان این وضعیت کمتر به چشم میآید؛ اما نیروگاهها که در فصل گرم معمولاً از گاز استفاده میکردند، اکنون ناچارند مازوت و سوختهای جایگزین را به کار ببرند و نتوانستهاند گاز خود را تأمین کنند و در زمستان، بیشک وضعیت دشوارتر خواهد شد. وی با بیان اینکه برخی از صنایع بزرگ و پرمصرف مانند سیمان امکان ذخیرهسازی سوخت جایگزین را دارند، میافزاید: این واحدها ابتدای هر سال تذکرات لازم را دریافت میکنند و معمولاً با خرید مازوت و ذخیرهسازی آن برای زمستان آماده میشوند تا بتوانند در این فصل با مصرف مازوت بهعنوان سوخت جایگزین فعالیت کنند؛ اما بسیاری از صنایع دیگر این ظرفیت و قابلیت را ندارند و با محدودیتهایی برای تأمین سوخت دوم مواجه هستند؛ زیرا امکان ذخیرهسازی را ندارند. البته با توجه به مشکلاتی که سالهای گذشته در مسئله کمبود گاز وجود داشت، بسیاری از واحدها سیستمهای خود را دوگانهسوز کردند و شرکت توزیع فراوردههای نفتی، گازوئیل را بهعنوان سوخت دوم در اختیارشان قرار میدهد. با این حال، میزان مصرف و حجم آن به حدی نیست که تأثیر جدی بر وضعیت گاز بگذارد. فرصت ذخیره سوخت جایگزین دبیر انجمن مدیران صنایع خراسان رضوی با اشاره به تأکیدهای رئیسجمهور مبنی بر اینکه در شرایط کمبود برق، تولید نباید متوقف شود، ادامه میدهد: بخش تولید، تأمینکننده بخش بزرگی از اشتغال کشور است. از سوی دیگر، وقتی محصولی تولید میشود، خدمات زیادی برای آن از جمله خدمات فروش و حمل و نقل به وجود میآید و همه این موارد به صورت غیرمستقیم وابسته به تولید هستند. بنابراین دولت میخواهد از تولید حمایت کند و این نیازمند همبستگی ملی است تا مردم در منازل خود با کاهش مصرف گاز یا برق بتوانند به حوزه تولید کمک کنند. این موضوع برای پایداری صنایع و حفظ وضعیت موجود بسیار مهم و حیاتی است تا از تعدیل نیرو جلوگیری شود. مرادی با اشاره به صدور هشدارهای لازم به واحدها برای تأمین سوخت جایگزین از سوی دولت تأکید میکند: واقعیت این بوده که تقریباً تمام تولید ما اکنون به گاز وابسته است. بخشی از این وابستگی به دلیل نیاز به تأمین حرارت سالنها و بخشی نیز در قالب سوخت در فرایندهای حرارتی سیستمهای واحدهای تولیدی استفاده میشود. همچنین واحدهایی مانند فولاد نیاز دارند که گاز را بهعنوان ماده اولیه و بخشی از فرایند احیا مصرف کنند که حجم مصرف آن در این بخش بسیار بالاست. سیاست دولت، تغییر نوع مصرف از مازوت و گازوئیل به گاز بوده است. بنابراین تمامی واحدها سیستمهای خود را تغییر داده و به سمت گازسوز شدن پیش رفتهاند. نمیتوان واحدی را پیدا کرد که به گاز وابسته نباشد و برخی واحدها نیز تنها ظرفیت استفاده از سوخت جایگزین را دارند؛ اما برخی دیگر حتی امکان ذخیرهسازی حجم بالای سوختهای جایگزین را ندارند. به عنوان مثال، کارخانجات کاشی ناگزیر از ذخیرهسازی سوخت گاز مایع هستند؛ اما حجم این ذخیرهسازی به قدری نیست که بتواند یک یا دو هفته نیاز این کارخانهها و کورههای آنها را تأمین کند. در نهایت آنها تنها چند ساعت با سوخت دوم میتوانند دوام بیاورند و این محدودیتها اجتنابناپذیر است و نیاز به مدیریت ویژهای دارد. باید مشخص کنیم کدام واحدها بیشترین خسارت را متحمل میشوند، نوع کورههایی که دارند، چه آسیبی میبیند و نوع موادی که تولید میکنند، چیست. یک درخواست جدی از شرکت گاز؛ قطع مطلق گاز و بدون اطلاع قبلی انجام نشود وی با بیان اینکه برخی از کارخانجات، مواد شیمیایی تولید میکنند و در صورت قطع گاز و کاهش دما، این مواد در لولهها منجمد و خشک میشوند، اظهار میکند: در این حالت برای جبران خسارت، کل سیستم لولهکشی باید تغییر کند که این موضوع فاجعه و خسارت سنگینی است که در شرایط رکود بازار و دشواری تأمین مواد اولیه، به واحدهای تولیدی تحمیل میشود. بنابراین، یک درخواست جدی از شرکت گاز داریم که قطع گاز تحت هیچ شرایطی بدون اطلاع قبلی انجام نشود و قطع مطلق برای هیچ واحد صنعتی اتفاق نیفتد. باید حداقل گاز مورد نیاز برای تأمین دمای حداقلی و جلوگیری از رسیدن سیستمها به زیر صفر برای واحدهای صنعتی فراهم شود. همچنین در مورد شرکتهای لبنی، چارهای جز تأمین سوخت دوم وجود ندارد. برای شرکتهایی که در صنایع غذایی فعال هستند و تولید فصلی دارند، باید به هر شکلی امکان ادامه فرایند تولید فراهم شود؛ زیرا موضوع به تأمین نیازهای اساسی جامعه مرتبط است. به عنوان مثال، نمیتوانیم تأمین نان جامعه را متوقف کنیم. بنابراین، این واحدها به سمت استفاده از سوخت دوم رفتهاند و چالش اصلی، تنها تأمین سوخت دوم است. در فصل تابستان که با کمبود گاز کمتری مواجه هستیم، میتوانیم سوخت دوم را تأمین کنیم. این امر نیازمند همکاری میان واحدهای صنعتی و شرکت پخش فراوردههای نفتی است تا واحدهای صنعتی بتوانند شرایط ذخیرهسازی را مطابق