کارلوس کیروش این روزها با غنا در جام جهانی مشغول رقابت است، اما در فوتبال ایران عدهای هنوز از او عبور نکردهاند و دوباره به سراغ پروندهای رفتهاند که سالها از بسته شدنش میگذرد. این روزها برخی دلالان و کارچاقکنهای رسانهای فوتبال ایران، با دیدن کارلوس کیروش روی نیمکت تیم ملی غنا، دوباره یاد سالهای حضور او در ایران افتادهاند. همانهایی که در مقاطع مختلف، برای گزینههای مورد علاقه خود فرش قرمز پهن میکردند و با حضور کیروش، منافعشان به خطر افتاده بود. حالا، چند سال بعد از جام جهانی ۲۰۲۲، دوباره پرونده آن روزها را از بایگانی بیرون کشیدهاند؛ گویی انتخاب سرمربی تیم ملی ایران باید همیشه با منافع همین جریانها تنظیم شود. کسی منکر اتفاقات تلخ جام جهانی ۲۰۲۲ نیست. همه به خاطر داریم تیم ملی در چه فضای ملتهب و پرفشاری راهی قطر شد و بازیکنان و کادرفنی با چه شرایطی مسابقات را آغاز کردند. اما یک سؤال ساده وجود دارد؛ چرا امروز؟ چرا درست در مقطعی که کیروش با غنا به مرحله بعدی جام جهانی صعود کرده، عدهای ناگهان به فکر بازخوانی آن پرونده افتادهاند؟ این نبش قبر، چه منفعتی برای فوتبال ایران دارد؟ واقعیت این است که فوتبال ایران، مدتهاست از آن روزها عبور کرده است. کیروش امروز سرمربی غناست و کار خودش را انجام میدهد. در سوی دیگر، مربی مورد علاقه همین جریانهای رسانهای نیز این روزها با حمایت همان حلقههای همیشگی، مشغول رایزنی برای بازگشت به نیمکت یکی از تیمهای لیگ برتر است. شاید بد نباشد به جای شخم زدن گذشته و تسویهحسابهای قدیمی، پاسخ این سؤال داده شود که این باز کردن دوباره پرونده کارلوس کیروش، دقیقاً چه سودی برای فوتبال ایران دارد و سود آن، به جیب چه کسانی میرود؟