تحریریه آوش/مشکل از آنجا آغاز میشود که ایران و آمریکا هر دو عضو کامل کنوانسیون حقوق دریاها نیستند. ایران آن را امضا کرده اما تصویب نکرده و آمریکا نیز عضو کنوانسیون نیست. با این حال، واشنگتن میگوید اصل عبور ترانزیتی امروز به عرف حقوق بینالملل تبدیل شده و حتی کشورهایی که عضو کنوانسیون نیستند نیز باید آن را رعایت کنند چگونه ابهام در بند پنجم ، آتش جنگ را دوباره در مهمترین آبراه انرژی جهان شعلهور کرد؟ گاهی جنگها نه با شلیک نخست، بلکه با اختلاف بر سر تفسیر یک جمله آغاز میشوند. گاهی سرنوشت یک توافق سیاسی نه در میز مذاکره، بلکه در چند مایل آب رقم میخورد. آن چه طی دو روز گذشته در تنگه هرمز رخ داد، فقط حمله به سه کشتی تجاری یا بمباران هدفهای نظامی نبود؛ بازگشت بحرانی بود که از همان روز امضای تفاهم اسلامآباد در دل توافق باقی مانده بود. ایران و آمریکا جنگ را متوقف کرده بودند، اما بر سر مهمترین موضوع پس از جنگ، یعنی این که چه کسی عبور کشتیها را در تنگه هرمز مدیریت میکند، هرگز به توافقی مشترک نرسیدند و اکنون همان ابهام، دوباره به میدان نبرد تبدیل شده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای بینالمللی، در کمتر از ۲۴ ساعت سه کشتی تجاری در تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفتند؛ آمریکا ایران را مسول این حملات معرفی کرد، معافیت موقت فروش نفت ایران را لغو کرد و سپس مجموعهای از حملات گسترده علیه بیش از ۸۰ هدف نظامی در جنوب ایران انجام داد. در مقابل تهران مسئولیت حمله به کشتیها را نپذیرفت، اما عملیات آمریکا را نقض تفاهم اسلامآباد دانست و با حملات موشکی و پهپادی به مواضع آمریکا در منطقه پاسخ داد. در ظاهر، همه چیز از سه کشتی آغاز شد؛ اما ریشه بحران بسیار عمیقتر از آن است. برای درک آن چه امروز در هرمز میگذرد، ابتدا باید فهمید بند پنجم تفاهم اسلامآباد چه بود و چرا اکنون به مهمترین نقطه اختلاف تهران و واشنگتن تبدیل شده است. موضوع بندی که هیچگاه بهطور کامل حل نشد وقتی ایران و آمریکا پس از هفتهها جنگ به تفاهم اولیه برای توقف درگیریها رسیدند، یکی از مهمترین محورهای توافق، بازگشایی تنگه هرمز بود؛ آبراهی که حدود یکپنجم تجارت دریایی نفت جهان از آن عبور میکند و هرگونه اختلال در آن، بلافاصله بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد. بر اساس روایتهایی که از مفاد تفاهم منتشر شده، بند پنجم دو هدف اصلی داشت و نخست، ازسرگیری عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز و دوم، ایجاد شرایطی برای بازگشت تدریجی تردد دریایی به وضعیت عادی. اما آن چه هرگز بهصورت شفاف و علنی منتشر نشد، سازوکار اجرای این بند بود. آیا ایران صرفاً متعهد شده بود امنیت عبور کشتیها را تأمین کند؟ یا اختیار تعیین مسیر حرکت کشتیها نیز به تهران واگذار شده بود؟ آیا آمریکا میتوانست همچنان ناوهای خود را برای اسکورت کشتیها در منطقه حفظ کند؟ آیا کشتیها باید از مسیر مورد تأیید ایران عبور میکردند یا حق داشتند مسیر نزدیک به عمان را انتخاب کنند؟ پاسخ مشترکی برای این پرسشها وجود نداشت؛ زیرا از متن تفاهم هر یک از دو طرف، برداشت متفاوتی داشت. اختلاف بر سر کدام مسیر است؟ بخش بزرگی از افکار عمومی تصور میکند تنگه هرمز یک کانال باریک و واحد است که همه کشتیها از همان مسیر عبور میکنند. واقعیت اما پیچیدهتر از این است. تنگه هرمز حدود ۳۹ کیلومتر عرض دارد، اما مسیرهای ایمن کشتیرانی بسیار محدودتر هستند. بر اساس مقررات بینالمللی دریانوردی، دو بخش یا مسیر اصلی برای عبور کشتیها تعریف شده است؛ یکی برای ورود و دیگری برای خروج. عرض هر یک از این مسیرها حدود دو مایل دریایی است و میان آنها نیز یک نوار حائل قرار دارد. ایران بر این موضوع تأکید دارد که کشتیهای تجاری از مسیر شمالی و در نزدیکی سواحل این کشور عبور کنند؛ مسیری که تحت نظارت و کنترل تهران قرار دارد. در مقابل، بسیاری از شرکتهای کشتیرانی ترجیح میدهند مسیر جنوبی، در مجاورت سواحل عمان، را انتخاب کنند؛ جایی که نیروی دریایی آمریکا خدمات راهبری و پشتیبانی امنیتی ارائه میدهد. در همین حال، مسیر سنتی و میانی تنگه همچنان به دلیل احتمال وجود مینهای دریایی، ناامن ارزیابی میشود. به این ترتیب، کشتیهای تجاری عملاً میان دو گزینه قرار گرفتهاند: عبور از مسیر تحت کنترل ایران یا استفاده از مسیر جنوبی در نزدیکی سواحل عمان که از حمایت امنیتی آمریکا برخوردار است. از نظر جغرافیایی، بخشی از این مسیرها در نزدیکی سواحل ایران و بخشی دیگر در نزدیکی سواحل عمان قرار میگیرند. در شرایط عادی، این مساله اختلافی ایجاد نمیکند، زیرا عبور کشتیها بر اساس مقررات سازمان بینالمللی دریانوردی انجام میشود. اما جنگ، این قواعد فنی را به مسئلهای کاملاً سیاسی تبدیل کرد. پس از تفاهم اسلامآباد، بخشهایی از مسیر قدیمی تردد همچنان به دلیل احتمال وجود مینهای دریایی یا مخاطرات امنیتی، با احتیاط مورد استفاده قرار میگرفت. در نتیجه، دو برداشت متفاوت شکل گرفت. روایت تهران؛ امنیت تنگه بدون مدیریت ایران ممکن نیست از نگاه مقامهای ایران، بازگشایی تنگه هرمز به معنای کنار گذاشتن نقش ایران در مدیریت امنیت این آبراه نبود. تهران استدلال میکند که بخش عمدهای از مسئولیت تأمین امنیت تردد در شمال تنگه بر عهده ایران است و هرگونه عبور کشتیها باید در چارچوب ترتیباتی انجام شود که پس از تفاهم میان طرفین مورد توافق قرار گرفته است. در روایت رسمی ایران، برخی کشتیهایی که طی روزهای اخیر هدف قرار گرفتند، از مسیری استفاده میکردند که به گفته رسانههای داخلی، خارج از ترتیبات مورد توافق بوده و با حمایت ناوهای آمریکایی در نزدیکی سواحل عمان انجام میشده و از همین رو، مقامهای ایرانی حملات بعدی آمریکا را نه آغاز پاسخ، بلکه نقض تعهدات پیشین واشنگتن توصیف کردند. بر همین اساس، تهران معتقد است آمریکا پیش از آغاز حملات هوایی، با نادیده گرفتن ترتیبات اجرایی مربوط به تردد کشتیها، عملاً بند پنج