احمدینژاد دوباره خبرساز شد؛ این بار با ادعاهایی درباره ارتباط با موساد که دفتر او آن را «دروغ» خوانده است. اما پشت این جنجال تازه چه میگذرد و چرا نام رئیسجمهور پیشین همچنان در کانون شایعات و اخبار سیاسی قرار میگیرد؟ رویداد۲۴| انتشار برخی شایعات درباره ارتباط محمود احمدینژاد با مقامهای موساد، بار دیگر نام رئیسجمهور پیشین ایران را به صدر اخبار سیاسی بازگردانده است؛ ادعاهایی که دفتر احمدینژاد آنها را «کاملاً کذب» خوانده و در مقابل، رسانههای مطرحکننده این گزارشها بر روایت خود تأکید کردهاند. فارغ از صحتسنجی این ادعاها که نیازمند اسناد و بررسی مستقل است، بازگشت چنین پروندهای به فضای سیاسی کشور، یک بار دیگر نشان میدهد که احمدینژاد همچنان یکی از چهرههایی است که حتی پس از فاصله گرفتن از قدرت رسمی، ظرفیت بالایی برای ایجاد موج رسانهای و سیاسی دارد. روایت نیویورکتایمز؛ ادعایی که دوباره خبرساز شد روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی که اخیراً منتشر کرده، نوشته بود که محمود احمدینژاد در مقطعی با مقامهایی از موساد ارتباط داشته و حتی از دیدار او با برخی چهرههای این سازمان، از جمله دیوید بارنیا، رئیس پیشین موساد، سخن گفته است. این رسانه همچنین مدعی شده که اسرائیل در برخی سناریوهای احتمالی پس از تغییر ساختار سیاسی ایران، به نقشآفرینی احمدینژاد فکر کرده است. این گزارش در شرایطی منتشر شده که پیشتر نیز ادعاهای مشابهی درباره احمدینژاد مطرح شده بود؛ به ویژه بعد از ماجرای حمله به نارمک در طی جنگ چهل روزه و شایعات درباره هدف بودن رئیس دولت نهم و دهم. اما اهمیت آن بیش از آنکه صرفاً به محتوای ادعاها بازگردد، به موقعیت زمانی انتشار آن و فضای پرتنش منطقهای و داخلی مرتبط است؛ فضایی که در آن هر خبر امنیتی درباره چهرههای سیاسی میتواند به سرعت به موضوعی سیاسی و اجتماعی تبدیل شود. پاسخ احمدینژاد چه بود؟ دفتر محمود احمدینژاد در واکنش به این گزارشها، تمامی ادعاهای مطرحشده درباره ارتباط او با موساد و همچنین خبرهای مربوط به حصر خانگی را رد کرد و این مطالب را «سناریویی دروغین» خواند. در این اطلاعیه آمده است که نیویورکتایمز پیش از این نیز چنین ادعاهایی را مطرح کرده و اکنون با تکرار آن تلاش دارد فضای سیاسی کشور را تحت تأثیر قرار دهد. دفتر احمدینژاد همچنین با اشاره به حضور او در جلسه کمیسیون اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام، تلاش کرد گزارشهای مربوط به محدودیت یا حصر او را نیز رد کند. با این حال، واکنش دفتر احمدینژاد نشان میدهد که این جریان سیاسی، همچنان نسبت به تصویر عمومی و جایگاه رسانهای او حساس است و نمیخواهد روایتهای رقیب درباره او بدون پاسخ باقی بماند. احمدینژاد؛ چهرهای که هنوز خبرساز است احمدینژاد سالهاست که دیگر در جایگاه اجرایی کشور حضور ندارد، اما همچنان یکی از بحثبرانگیزترین چهرههای سیاسی ایران محسوب میشود. او که زمانی با شعارهای تند ضدآمریکایی و ضداسرائیلی شناخته میشد، در سالهای اخیر فاصله محسوسی با جریان اصولگرای سنتی پیدا کرده و مواضعی متفاوت از بسیاری از نیروهای همسو با گذشته خود اتخاذ کرده است. همین تغییر مسیر سیاسی باعث شده هر خبر یا ادعایی درباره او، فراتر از یک موضوع شخصی دیده شود. موافقانش او را چهرهای مستقل معرفی میکنند و منتقدانش معتقدند رفتارهای سیاسی او در سالهای اخیر، مرزهای جریانهای رسمی سیاسی را به چالش کشیده است. سیاست داخلی به میدان رقابت خارجی تبدیل شد؟ فارغ از اینکه ادعاهای مطرحشده درباره احمدینژاد تا چه اندازه قابل اثبات باشد، اصل ماجرا یک مسئله مهمتر را برجسته میکند؛ اینکه در فضای سیاسی پرتنش، روایتها به اندازه واقعیتها اهمیت پیدا میکنند. در شرایطی که ایران با فشارهای خارجی، تحولات منطقهای و اختلافات داخلی مواجه است، هر جریان سیاسی تلاش میکند روایت مطلوب خود را از اتفاقات ارائه کند. در چنین فضایی، برخی اخبار امنیتی میتواند به ابزاری برای تخریب رقیب، بازسازی تصویر یک جریان یا ایجاد بیاعتمادی عمومی تبدیل شود. احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، در واکنش به این ماجرا با اشاره به نقش بازیگران خارجی در بهرهبرداری از شکافهای داخلی، هشدار داده است که در تحلیل مسائل پیچیده نباید به دام سادهسازی و توهم توطئه افتاد، اما در عین حال نمیتوان احتمال پروژههای سیاسی و امنیتی را نیز به طور کامل نادیده گرفت. مسئله اصلی؛ آسیبپذیری سیاست در فضای بیاعتمادی ماجرای اخیر بار دیگر یک واقعیت مهم را نشان میدهد؛ در جامعهای که اعتماد عمومی نسبت به روایتهای رسمی و غیررسمی آسیب دیده، هر ادعا میتواند به سرعت به بحران سیاسی تبدیل شود. اگرچه انتشار ادعاهای سنگین علیه یک چهره سیاسی بدون ارائه اسناد روشن نمیتواند مبنای قضاوت قطعی باشد، اما نمیتوان از پیامدهای سیاسی چنین ادعاهایی نیز چشم پوشید. در نهایت، مسئله فقط احمدینژاد نیست؛ مسئله فضایی است که در آن سیاست داخلی، رقابتهای جناحی و فشارهای خارجی به هم گره خوردهاند و هر بازیگر تلاش میکند از این میدان پیچیده، روایت مورد نظر خود را بیرون بکشد. بازگشت نام احمدینژاد به پروندهای با محوریت موساد، بیش از آنکه پایان یک بحث باشد، نشانه ادامه جنگ روایتها در سیاست ایران است؛ جنگی که در آن شفافیت، پاسخگویی و ارائه اطلاعات قابل اعتماد، مهمترین ابزار مقابله با ابهام و بیاعتمادی خواهد بود.