مقدمه: جادوی پنهان در بینقص بودن اگر امروز به هر یک از قطعات موسیقی پاپ، هیپهاپ یا حتی راک که در صدر جدولهای فروش قرار دارند گوش دهید، یک ویژگی مشترک در تمام آنها به چشم میخورد: بینقص بودن. صدای خوانندهها با دقتی لیزری روی نتها فرود میآید، هیچ لرزش اضافهای وجود ندارد و همهچیز در یک هارمونی مطلق ریاضیوار شناور است. اما این کمال مصنوعی، نه حاصل تمرینهای طاقتفرسای خوانندگان، بلکه نتیجه حضور نرمافزاری است که به عنوان یکی از جنجالیترین و تاثیرگذارترین اختراعات تاریخ موسیقی شناخته میشود: اتوتیون (Auto-Tune). اما داستان اتوتیون از استودیوهای پر زرق و برق مقدمه: جادوی پنهان در بینقص بودن اگر امروز به هر یک از قطعات موسیقی پاپ، هیپهاپ یا حتی راک که در صدر جدولهای فروش قرار دارند گوش دهید، یک ویژگی مشترک در تمام آنها به ... مقدمه: جادوی پنهان در بینقص بودن اگر امروز به هر یک از قطعات موسیقی پاپ، هیپهاپ یا حتی راک که در صدر جدولهای فروش قرار دارند گوش دهید، یک ویژگی مشترک در تمام آنها به چشم میخورد: بینقص بودن. صدای خوانندهها با دقتی لیزری روی نتها فرود میآید، هیچ لرزش اضافهای وجود ندارد و همهچیز در یک هارمونی مطلق ریاضیوار شناور است. اما این کمال مصنوعی، نه حاصل تمرینهای طاقتفرسای خوانندگان، بلکه نتیجه حضور نرمافزاری است که به عنوان یکی از جنجالیترین و تاثیرگذارترین اختراعات تاریخ موسیقی شناخته میشود: اتوتیون (Auto-Tune). اما داستان اتوتیون از استودیوهای پر زرق و برق لسآنجلس یا ذهن یک تهیهکننده موسیقی آغاز نشد. برای پیدا کردن ریشههای این الگوریتم جادویی، باید به جای استودیوهای تاریک، به سراغ دکلهای حفاری نفت، معادلات پیچیده زمینشناسی و ذهن یک مهندس ژئوفیزیک برویم. این مقالهای است درباره مردی که میخواست با امواج صوتی، طلای سیاه را در اعماق زمین پیدا کند، اما به طور تصادفی الگوریتمی را خلق کرد که صدای انسان را برای همیشه تغییر داد. فصل اول: مردی که به پژواک زمین گوش میداد دکتر اندی هیلدبراند (Dr. Andy Hildebrand) هرگز قصد نداشت صنعت موسیقی را متحول کند. او در دهههای 1970 و 1980 میلادی، یک ریاضیدان و مهندس درخشان بود که برای شرکت نفتی اکسون (Exxon) کار میکرد. تخصص او در حوزهای به نام «پردازش دادههای لرزهای» بود. در آن زمان، پیدا کردن نفت در زیر زمین بیشتر شبیه به یک قمار گرانقیمت بود. شرکتهای نفتی برای کشف ذخایر جدید، امواج صوتی قدرتمندی (اغلب با استفاده از دینامیت یا تفنگهای هوایی) را به داخل زمین میفرستادند و سپس به پژواک این امواج که از لایههای مختلف سنگ، آب و نفت بازمیگشت، گوش میدادند. مشکل اینجا بود که این پژواکها در میان انبوهی از نویزهای پسزمینه گم میشدند. هیلدبراند از یک فرمول پیچیده ریاضی به نام «خودهمبستگی» (Autocorrelation) استفاده کرد. این الگوریتم میتوانست الگوهای تکرارشونده را در میان دادههای به شدت نویزدار شناسایی کند. با استفاده از این تکنیک، او موفق شد نقشههای دقیقی از لایههای زیرین زمین ترسیم کند. اختراع او برای صنعت نفت میلیاردها دلار ارزش داشت و به اکسون کمک کرد تا با دقتی بیسابقه به استخراج بپردازد. هیلدبراند با پولی که از این نوآوری به دست آورد، در سن 40 سالگی خود را بازنشسته کرد تا به عشق واقعیاش بپردازد: موسیقی. فصل دوم: یک مهمانی شام و جرقهای که مسیر تاریخ را عوض کرد هیلدبراند پس از بازنشستگی، وارد دانشگاه رایس (Rice University) شد تا به تحصیل در رشته آهنگسازی بپردازد. او همزمان شرکت کوچکی به نام Antares Audio Technologies تاسیس کرد تا نرمافزارهای تخصصی برای سمپل کردن صدا بسازد. نقطه عطف این داستان در سال 1995 و در جریان یک مهمانی شام رقم خورد. هیلدبراند در حال صرف شام با چند نفر از دوستانش بود که یکی از مهمانان (که همسر یکی از دوستانش بود) به شوخی گفت: «اندی، تو که نرمافزار میسازی، نمیتونی جعبهای بسازی که باعث بشه من بتونم کوک و درست آواز بخونم؟» این جمله که صرفاً برای خنده נאמר شده بود، در ذهن هیلدبراند طنینانداز شد. او به سرعت متوجه یک حقیقت علمی شگفتانگیز شد: مشکل پیدا کردن نت صحیح در صدای انسان، از نظر ریاضی دقیقاً مشابه مشکل پیدا کردن نفت در زیر زمین است! صدای انسان نیز مانند امواج لرزهای بازگشتی از اعماق زمین، یک موج پیچیده و پر از نویز (فرکانسهای فرعی) است. اگر الگوریتم «خودهمبستگی» میتوانست الگوهای صوتی را در زیر هزاران متر سنگ و گل پیدا کند، قطعاً میتوانست فرکانس صدای یک خواننده را نیز در کسری از ثانیه تشخیص داده و آن را به سمت نت درست هدایت کند. فصل سوم: تولد اتوتیون و رازی در استودیوهای تاریک هیلدبراند ماهها وقت صرف کرد تا الگوریتم غولپیکر نفتی خود را به گونهای بهینهسازی کند که بتواند روی کامپیوترهای استودیویی آن زمان پردازش شود. در اوایل سال 1997، در نمایشگاه تجهیزات موسیقی NAMM، او برای اولین بار افزونه (پلاگین) Auto-Tune را معرفی کرد. عملکرد این نرمافزار خیرهکننده بود. تهیهکنندگان میتوانستند صدای خام خواننده را وارد نرمافزار کنند و اتوتیون به صورت زنده، فالش بودن (خارج خواندن) نتها را تشخیص داده و آنها را دقیقاً روی گام موسیقی تنظیم میکرد. در ماههای اول، اتوتیون به بزرگترین راز مگوی صنعت موسیقی تبدیل شد. هیچ خوانندهای دوست نداشت اعتراف کند که صدای بینقصش در آلبوم جدید، حاصل یک نرمافزار کامپیوتری است. تهیهکنندگان از اتوتیون به صورت کاملاً نامحسوس (با تنظیم سرعت اصلاح روی حالت کُند) استفاده میکردند تا شنونده متوجه هیچ تغییر غیرطبیعی نشود. نرمافزار هیلدبراند قرار بود یک «ابزار نامرئی» باشد. اما همهچیز در سال 1998 تغییر کرد. فصل چهارم: چر (Cher)، ترانه Believe و افشای راز بزرگ در سال 1998، «شِر» (Cher)، خواننده پاپ آمریکایی، در حال ضبط آلبومی بود که قرار بود بازگشت شکوهمندانه او را به دن