واکنش ها به سخنان خمینی جوان/ کراوات دیجیتال بر گردن اقتصاد ایران/ تفاله آمریکایی ! هرمز راهی جز سوئز شدن ندارد فرهیختگان نوشت: برخی میپرسند چرا در تنگه با کشتیهای متخلف برخورد میکنیم؟ قبل از پاسخ به این سؤال، کمی باید به عقب بازگردیم و سؤال بهتری بپرسیم: چرا طی دههها، ما هزینههای هنگفت امنیت، پاکسازی دریایی و حفاظت از محیطزیست خلیجفارس را از جیب خودمان پرداخت میکردیم تا دیگران در امنیت مطلق ثروتاندوزی و آتشافروزی کنند؟ واقعیت این است که آمریکا سلب حاکمیت کامل ما بر این آبراه را میخواهد تا هرمز را به اتوبان سابق تبدیل کند و ذخایر استراتژیک نفت خود را که در ماههای اخیر بهشدت تخلیه شده دوباره پر کند. بدیهی است که در این جنگ وجودی، تهران نباید اجازه این تصور را به دشمن بدهد که میتواند این کارت مهم بازی را از دست ایران خارج کند. اما چرا نباید دفاع از این سلاح طبیعی را به یک ماجراجویی یا لجبازی سیاسی-نظامی تقلیل داد؟ پاسخ این است که ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیک هرمز چنان با امنیت ملی ما گره خورده که هرگونه کوتاهی در این نقطه، خوشامدگویی به شروع یک جنگ بزرگ با هدف تجزیه کشور خواهد بود. نبرد امروز در خط ساحلی جنوب کشور بر سر ربودن این سلاح از دست ایران است؛ چراکه اگر این اهرم بازدارنده بیجایگزین را از دست بدهیم، دشمن برای تکهتکه کردن تمامیت ارضی ایران دیگر هیچ مانعی پیش روی خود نخواهد دید. **** تفاله آمریکایی ! اعتماد نوشت: در تئاترِ پردهدري سياستِ مدرن، هيچ صحنهاي مضحكتر از اين نيست كه «دونالد ترامپ»، به عنوان نماد زوال اخلاقي و نهادي، بر مسندِ موعظه بنشيند. هنگامي كه او با استفاده از واژه «تفاله» براي توصيف ملتها، رداي واعظ بر تن ميكند، در واقع در اوجِ «سقوطِ رواني و سياسي» قرار دارد. وقتي در آنكارا از او درباره علت توصيف ايرانيان به اين واژه پرسيدند، پاسخ او غرق در غروري بود كه حتي ابتداييترين قواعد حقيقت را ناديده ميگرفت. لذا، بر ما واجب است كه «آينه» را در برابر چهره او بگيريم؛ تا ببيند كه «تفاله» كسي نيست كه از حاكميت خود دفاع ميكند، بلكه كسي است كه ۳۰ هزار و ۵۷۳ دروغ گفته، در پروندههاي كيفري تجاوز جنسي و حلقههاي مشكوك سوءاستفاده از كودكان درگير بوده و معاملاتِ رشوهآميزي انجام داده كه در شأن رييس يك دولت نيست. ***** مطالبه انتقام را جناحی نکنید روزنامه قدس نوشت: همانگونه که خونهای ریختهشده در این دو جنگ تحمیلی به یک قشر یا یک جریان تعلق ندارد، مطالبه انتقام نیز خواستهای بحق از ناحیه همه جریانها، گروهها و طبقات فکری است. هر گونه تلاش برای مصادره سیاسی یا جناحیِ این خواسته، نه تنها خیانت به آرمان رهبر شهید و سایر شهیدان عزیز، بلکه بیتوجهی به دستور صریح رهبر معظم انقلاب و اراده جمعی یک ملت بهحساب میآید. کسی که دلسوز انقلاب و خواهان تحقق انتقام است، باید این مطالبه را به آحاد جامعه تکثیر کند و نسبت دهد، نه آنکه آن را به ابزاری برای امتیازگیری جناحی بدل سازد؛ چه بدتر آنکه رفتار عدهای باعث شود این امر مهم، به عاملی برای افتراق و چنددستگی جامعه تبدیل شود. تجربه نشان داده که بدون یکپارچگیِ ملی، نه تنها انتقام واقعی رقم نمیخورد، بلکه دشمن از خلأهای داخلی به سود خود بهرهبرداری خواهد کرد. دقیقاً به همین دلیل، موضوع انتقام باید عاملِ اتحاد باشد؛ همان اتحاد مقدسی که رهبر شهید و رهبری معظم انقلاب همواره بر آن تأکید داشتهاند. البته طبیعی است که گروههای سیاسی و پایگاههای فکری مختلف، درباره تاکتیکها و زمانبندی تحقق انتقام، دیدگاههایی متفاوت داشته باشند؛ اما اصل انتقام و ضرورت آن، نقطه وفاق همگان است. امروز، ذیل پرچم سرخ این خواسته مشترک، مهمترین وظیفه، کنار نهادن اختلافات و همدلی برای پاسخی قاطع و هوشمندانه به جنایتکاران است. عزت ایران، در گرو این وحدت مقدس و این اراده یکپارچه است.اطمینان داریم با اتحاد ملت و عنایت الهی، همانگونه که رهبر عزیز انقلاب اسلامی فرمودند، «جانیان آمر و عامل این دو جنگ، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد». **** تصمیم راهبردی حماس مشرق نوشت: در تحولی که میتوان آن را یکی از مهمترین تصمیمات راهبردی حماس در دو دهه اخیر دانست، جنبش حماس روز دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵، رسماً انحلال «کمیته اضطراری دولتی» را اعلام کرد و با استعفای محمد عبدالخالق الفرا، رئیس موقت کمیته پیگیری دولت، زمینه را برای واگذاری اداره غیرنظامی نوار غزه به «کمیته ملی اداره غزه» به ریاست علی شعث فراهم نمود. این اقدام که در چارچوب تلاشهای گسترده برای اجرای مرحله دوم آتشبس صورت گرفته، در شرایطی انجام میشود که نزدیک به دو سال از امضای توافق آتشبس در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر ۱۴۰۴) میگذرد، اما مفاد آن همچنان بهطور کامل اجرا نشده و رژیم صهیونیستی با بهانههای مختلف، از ورود کمیته ملی به غزه و آغاز بازسازی جلوگیری کرده است. پرسش اساسی آن است که این تصمیم راهبردی حماس، یک «نوآوری دیپلماتیک» برای خروج از بنبست سیاسی است یا یک «تله راهبردی» که میتواند به تدریج مقاومت فلسطین را از درون تضعیف کرده و زمینه را برای تحمیل شروط دشمن فراهم آورد؟ در سوی مقابل، رژیم صهیونیستی با وزیر خارجه خود، گیدون سعار ، این اقدام را «فریبی» برای جلوگیری از خلع سلاح توصیف کرده و حماس را به «تکرار مدل حزبالله در لبنان» متهم نموده است؛ مدلی که در آن، یک نهاد غیرنظامی به امور شهری رسیدگی میکند، در حالی که کنترل نظامی در دست گروه مقاومت باقی میماند. این واکنش تند، نشان از آن دارد که تلآویو این اقدام را تهدیدی برای راهبرد خود مبنی بر «ادامه انزوای غزه» و «تداوم بهانهجویی برای عدم اجرای تعهدات» میداند. چارچوب نظری حاکم بر این تحلیل، مبتنی بر «نظریه بازیهای راهبردی» و «مفهوم مدیریت هوشمندانه فشار» است که در آن، یک بازیگر با تغییر ساختار مدیریتی، بدون چشمپوشی از اصول راهبردی خود، میتواند معادلات سیاسی