گروهی از نمایندگان تندرو که کارنامه سیاسیشان بیش از دفاع از رقابت انتخاباتی با حمایت از حذف رقبا و محدود شدن دایره انتخاب مردم شناخته میشود، اکنون خود را مدافع جایگاه مجلس معرفی کردهاند. رویداد۲۴ نوشت: گروهی از نمایندگان مجلس در بیانیهای اعلام کردهاند ساعت هشت صبح یکشنبه هفتم تیر به ساختمان بهارستان مراجعه میکنند و اگر مجلس باز نشده باشد، همانجا با مردم جلسه خواهند گرفت. تا زمان انتشار بیانیه، نام بیش از ۳۰ نماینده، از جمله حمید رسایی، محمود نبویان، مهدی کوچکزاده، کامران غضنفری، محمدتقی نقدعلی، قاسم روانبخش، بیژن نوباوه و زهره سادات لاجوردی در میان امضاکنندگان دیده میشد. ظاهر بیانیه، دفاع از جایگاه مجلس، وظایف نظارتی نمایندگان و اصول ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی است. نویسندگان بیانیه تعطیلی چندماهه صحن علنی را بیسابقه خواندهاند و گفتهاند با امضای تفاهمنامه ایران و آمریکا، دیگر دلیلی برای بسته ماندن مجلس وجود ندارد. اما مهمترین بخش بیانیه نه اعتراض به تعطیلی مجلس، بلکه موضع آن درباره تفاهم ایران و آمریکاست. امضاکنندگان مدعی شدهاند این تفاهمنامه «علیالاصول رضایت مقام معظم رهبری را جلب نکرده»، اما رهبر جمهوری اسلامی با توجه به شرایط موجود اجازه امضای آن را داده است. آنان سپس نتیجه گرفتهاند که اکنون زمان ورود مجلس برای نظارت بر اجرای شروط تفاهمنامه است. به این ترتیب، بیانیه نمایندگان را نمیتوان فقط یک اعتراض اداری به تعطیلی مجلس دانست. این متن در واقع بیانیه ورود سازمانیافته مخالفان توافق به مرحله تازهای از زمین زدن توافق است. آیا تندروها واقعاً نگران مجلساند؟ اصل اعتراض به تعطیلی طولانی صحن علنی مجلس قابل چشمپوشی نیست. مجلس، حتی با همه محدودیتهایش، نهاد قانونگذاری و نظارت بر دولت است و نمیتوان برای مدتی نامعلوم آن را از تشکیل جلسه علنی محروم کرد. نمایندگان بهدرستی پرسیدهاند که جلسه وبیناری، بدون امکان سؤال، استیضاح، رأیگیری و اعلام اقناع یا عدم اقناع نمایندگان، چگونه میتواند جایگزین فعالیت عادی مجلس شود. از سوی دیگر، حامیان ادامه تعلیق جلسات میگویند تجمع ۲۹۰ نماینده در یک ساختمان، در شرایطی که مقامهای ارشد کشور در معرض تهدید نظامی و ترور قرار داشتهاند، میتواند یک خطر امنیتی جدی ایجاد کند. جلسات علنی از زمان آغاز جنگ متوقف شد و هیئترئیسه، تصمیم خود را به ابلاغ نهادهای امنیتی نسبت داده است. اما پرسش اصلی این نیست که آیا مجلس باید فعالیت کند یا خیر. تقریباً تردیدی وجود ندارد که مجلس باید برای ادامه وظایف خود راهحل امن، پایدار و قانونی پیدا کند. پرسش اصلی این است که چرا بخشی از نمایندگانی که امروز چنین مشتاقانه از «رأی ملت» و «خانه ملت» حرف میزنند، فقط هنگامی نگران تضعیف مجلس شدهاند که احتمال تصویب یک توافق با آمریکا جدی شده است؟ این جریان در سالهای گذشته کمتر از رقابتی شدن انتخابات، کاهش ردصلاحیتها، ورود سلایق مختلف به مجلس و افزایش قدرت انتخاب مردم دفاع کرده است. دفاع آنها از مجلس غالباً زمانی پررنگ میشود که اکثریت کرسیهای آن در اختیار نیروهای همسو باشد و بتوان از قدرت قانونگذاری برای تحمیل یک جهتگیری خاص به دولت استفاده کرد. مجلس برای این طیف، بیش از آنکه نهادی برای نمایندگی تکثر جامعه باشد، زمانی اهمیت پیدا میکند که بتواند به ستاد سیاسی مقابله با توافق تبدیل شود. به همین دلیل، «بازگشایی مجلس» در بیانیه اخیر فقط یک مطالبه نهادی نیست؛ اسم رمز ورود مخالفان تفاهم به مرحله قانونگذاری است. از «خسارت محض» تا «مستعمره آمریکا» محمود نبویان در هفتههای گذشته به صریحترین چهره مخالف تفاهم تبدیل شده است. او متنهای پیشنهادی را «بدتر از خسارت محض» توصیف کرده، گفته است اجرای توافق ایران را به «مستعمره آمریکا» تبدیل میکند و در اظهارنظری دیگر مدعی شده با این توافق، ایران به دشمن گفته است: «بیا روی سینه ما بنشین.» اوج این مخالفتها در برنامه زنده شبکه خبر رخ داد. نبویان در جریان گفتوگو به بخشهایی از نامهها و مکاتبات منتسب به رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرد؛ اسنادی که بنا بر اطلاعیه بعدی صداوسیما دارای طبقهبندی امنیتی بودند. برنامه ناگهان قطع شد و صداوسیما اعلام کرد اشاره «ناقص و مخدوش» به اسناد طبقهبندیشده تخلف قانونی است و موضوع را از مسیر قضایی پیگیری خواهد کرد. مدیر مربوط در شبکه خبر نیز استعفا داد و استعفای او پذیرفته شد. امیرحسین ثابتی نیز بازگشت جنگ را قطعی دانسته و مدعی شده است حتی اگر آمریکا توافق را بپذیرد، پس از پایان جام جهانی با قدرت بیشتری به ایران حمله خواهد کرد. حمید رسایی هم تعطیلی مجلس را اقدامی برای جلوگیری از دخالت نمایندگان در مذاکرات دانسته و پرسیده است چه کسی اختیار دارد «دهان نمایندگان» را ببندد. در تجمعهای حامیان این جریان نیز شعارهایی علیه عباس عراقچی و محمدباقر قالیباف سر داده شده است. ادعای مخالفان این است که ایران در میدان نظامی پیروز شده و نباید در نقطهای که به ادعای آنان آمریکا در موضع ضعف قرار دارد، جنگ را متوقف کند یا امتیاز اقتصادی و امنیتی بدهد. به بیان دیگر، آنان تفاهم را نه پایان یک جنگ پرهزینه، بلکه از دست دادن فرصتی برای «تمام کردن کار» میدانند. تنگه هرمز؛ طرحی برای قفل کردن دست مذاکرهکنندگان یکی از مهمترین انگیزههای اصرار این جریان بر تشکیل صحن علنی، تعیین تکلیف طرح موسوم به «اعمال مدیریت و حاکمیت ایران بر تنگه هرمز» است. اعضای هیئترئیسه مجلس پیشتر گفتهاند تصمیم دارند این طرح را در جلسه علنی به قانون تبدیل کنند. طراحان آن نیز صراحتاً از این قانون بهعنوان ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی ایران نام بردهاند. اختلاف در اینجاست که تصمیم درباره باز یا بسته بودن تنگه هرمز و شیوه عبور کشتیها، در متن تفاهم ایران و آمریکا از اصلیترین موضوعات امنیتی و نظامی محسوب میشود. تبدیل یک تصمیم متغیر نظامی و دیپلماتیک به قانون الزامآور میتواند اختیار