در اقتصاد ايران كمتر موضوعی را میتوان يافت كه همزمان به امنيت انرژی، محيطزيست، بهرهوری و درآمدهای ملی گره خورده ... در اقتصاد ايران كمتر موضوعي را ميتوان يافت كه همزمان به امنيت انرژي، محيطزيست، بهرهوري و درآمدهاي ملي گره خورده باشد؛ اما گازهاي همراه نفت دقيقا در همين نقطه قرار دارند. سالهاست ميليونها مترمكعب گاز در كنار چاههاي نفت كشور ميسوزد؛ گازهايي كه ميتوانند خوراك پتروشيميها، سوخت نيروگاهها يا بخشي از نياز انرژي كشور باشند. شعلههايي كه در شبهاي جنوب ديده ميشوند، تنها نشانه فعاليت ميادين نفتي نيستند؛ آنها يادآور بخشي از ثروت كشوراند كه به جاي ورود به چرخه توليد، راهي آسمان ميشوند. اين درحالي است كه موضوع جلوگيري از اتلاف منابع انرژي در كلان و بهرهبرداري از گازهاي همراه تقريبا از همان برنامه اول توسعه (۱۳۶۸–1372) در دستور كار دولتها قرار گرفت. در يكي از بندهاي اين قانون به طور مشخص قانونگذار از «جمعآوري گازهاي همراه نفت ميادين مختلف فلات قاره» سخن به ميان آورده بود. پرواضح است در برنامههاي اول (۱۳۶۸–1372) و حتي برنامه دوم (۱۳۷۴–۱۳۷۸) موضوع بهرهبرداري از گازهاي همراه در قالب سياست جلوگيري از اتلاف منابع هيدروكربوري مورد توجه قرار داشت. در برنامههاي توسعه سوم (۱۳۷۹–۱۳۸۳) و چهارم (۱۳۸۴–۱۳۸۸) نيز كماكان سياست كلي جلوگيري از اتلاف منابع هيدروكربوري، افزايش بازيافت گازهاي همراه نفت و كاهش سوزاندن آنها مطرح بود. در برنامه پنجم توسعه (۱۳۹۰–۱۳۹۴) موضوع جمعآوري گازهاي همراه نفت بسيار صريحتر از برنامههاي اول تا چهارم مطرح شد، اما هنوز خبري از اهداف كمي براي خاموش كردن فلرها نبود. مهمترين حكم قانوني در ماده ۱۲۵ قانون برنامه پنجم توسعه اين بود كه وزارت نفت مكلف است با «اولويت دادن به ميدانهاي مشترك، نسبت به جمعآوري گازهاي همراه توليدي و جلوگيري از سوزاندن آنها اقدام كند. سپس از اين گازها براي تزريق به مخازن، خوراك پتروشيمي يا مصارف ديگر استفاده شود.» سياستي كه در برنامه ششم توسعه (۱۳۹۶–۱۴۰۰) به خود شاخصهاي كمي ديد. براساس بند «الف» ماده ۴۸ قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه، دولت موظف به «اجراي طرحهاي جمعآوري، مهار، كنترل و بهرهبرداري از گازهاي همراه توليد نفت و مشعل در همه ميادين نفتي و تاسيسات صنعت نفت و مهار و كنترل ۹۰درصد گازهاي مشعل تا پايان اين برنامه شد.» براساس دادههاي موجود، جمعآوري گازهاي همراه نفت كه در ايران سابقهاي چند دههاي دارد، از اواخر دهه ۱۳۹۰ با تكاليف مقرر در برنامه ششم توسعه در قالب اجراي پروژههاي بزرگ جمعآوري فلر شتاب گرفت. سياستي كه در برنامه هفتم پيشرفت (۱۴۰۳–۱۴۰۷) بيش از پيش مورد تاكيد قانونگذار قرار گرفت. مقامات وزارت نفت اعلام كردهاند كه براساس الزامات برنامه هفتم، پروژههاي جمعآوري گازهاي مشعل بايد تا پايان برنامه تكميل شوند. هدف كمي برنامه هفتم افزايش جمعآوري گازهاي همراه به ۱۶ ميليارد مترمكعب در سال است. به سخني ديگر جمعآوري بيش از ۹۰درصد گازهاي مشعل تا سال ۱۴۰۶ مطرح است. اين درحالي است كه در زمان تصويب برنامه اين رقم حدود ۴ ميليارد مترمكعب گاز همراه بود. سياستي كه دولت مسعود پزشكيان ظاهرا قصد به سرانجام رساندن آن را دارد. بخشي از اين اراده را ميتوان در اظهارات رييس دولت چهاردهم ديد. در مرداد ۱۴۰۴، هنگام بهرهبرداري از طرح NGL 3100 در ايلام، پزشكيان گفت: «دولت براي جمعآوري گازهاي همراه و مشعل هر كمكي لازم باشد انجام خواهد داد و بر تسريع اجراي طرحها تاكيد كرد.» رييس دولت چهاردهم در آبان ۱۴۰۴، در مراسم امضاي ۱۲ قرارداد جمعآوري گازهاي مشعل، اعلام كرد: «دولت آماده است هر مانعي را از مسير اين پروژهها بردارد و نبايد در اين زمينه حتي يك روز تعلل شود.» پزشكيان در بهمن ۱۴۰۴ نيز تاكيد كرد كه براي جمعآوري گازهاي فلر «حتي يك ساعت» نبايد از دست برود، زيرا روزانه ارزش اقتصادي قابلتوجهي هدر ميرود. اما پرسش اصلي اينجاست؛ آيا صنعت نفت توانسته در اين مسير به نقطهاي برسد كه بتوان از يك تغيير واقعي سخن گفت؟ محسن پاكنژاد، وزير نفت، بهمن پارسال اعلام كرد كه در دولت چهاردهم بيش از ۹ ميليون مترمكعب در روز از گازهاي همراه و مشعل جمعآوري شده است؛ رقمي كه سبب شده مجموع گازهاي جمعآوري شده كشور به حدود ۱۶ ميليون مترمكعب در روز برسد. اين آمار در نگاه نخست نشانهاي روشن از فعال شدن پروژههاي نيمهتمام، ورود سرمايهگذاريهاي جديد و افزايش تمركز وزارت نفت بر يكي از قديميترين چالشهاي صنعت نفت ايران است، به ويژه آنكه بخش قابلتوجهي از اين افزايش در مدت كمتر از يك و نيم سال محقق شده و از شتاب گرفتن طرحهاي مرتبط با كاهش مشعلسوزي حكايت دارد. اما براي درك ابعاد واقعي اين دستاورد بايد آن را در كنار آمار ديگري قرار داد؛ آماري كه نشان ميدهد مسير پيش رو همچنان طولاني است. به گفته وزير نفت، هنوز روزانه حدود ۵۰ ميليون مترمكعب گاز همراه نفت و حدود ۵ ميليون مترمكعب گاز مشعل در كشور سوزانده ميشود. به بيان ديگر، اگرچه روزانه ۱۶ ميليون مترمكعب گاز به چرخه مصرف و بهرهبرداري بازگشته، اما هنوز بيش از ۵0 ميليون مترمكعب گاز در مشعلها ميسوزد و از دسترس اقتصاد خارج ميشود. اين ارقام نشان ميدهد كه مساله جمعآوري گازهاي همراه صرفا يك پروژه زيستمحيطي نيست، بلكه يكي از بزرگترين فرصتهاي اقتصادي كشور به شمار ميرود. حجم گازهايي كه امروز در مشعلها ميسوزد، معادل خوراك چندين مجتمع بزرگ پتروشيمي، سوخت دهها نيروگاه توليد برق يا بخش قابلتوجهي از نياز گاز برخي استانهاي كشور است. در شرايطي كه ايران در فصل سرد سال با ناترازي گاز مواجه ميشود و صنايع ناچار به محدود كردن فعاليت خود هستند، هر مترمكعب گازي كه از سوختن نجات پيدا كند، ميتواند به تقويت امنيت انرژي كشور كمك كند. ازسوي ديگر، تداوم مشعلسوزي تنها به معناي ازدست رفتن يك منبع انرژي نيست. سوزاندن روزانه دهها ميليون مترمكعب گا