جدایی کرتیس جونز ضربهای سنگین به قلب محلی لیورپول وارد کرده است. طرفداری | واحد بازاریابی لیورپول زمانی عبارتی را ابداع کرد که میان هواداران این باشگاه اختلافنظر ایجاد کرد. بسته به اینکه هواداران لیورپول در کدام سو ماجرا قرار میگرفتند، شعار «This Means More» نسخهی انگلیسی فلسفه «Mes Que Un Club» بارسلونا بود، یا شعاری تبلیغاتی و سطح پایین برای جذب مشتریانی که در جستوجوی حس تعلق بودند. اما برای یورگن کلوپ، در دوران حضورش در آنفیلد، واقعاً چیزی آنجا بود که معنای بسیاری داشت. وقتی کلوپ با بازیکان کمتعدادش در روز فینال لیگ کاپ ۲۰۲۴ مقابل چلسی ثروتمند – که آن سال برای بقا در لیگ برتر میجنگید- صفآرایی کرد، مربی آلمانی تمام توانش را به کار گرفت. او ترکیب لیورپول را تا حد ممکن از بازیکنانی پر کرد که بیشترشان در آکادمی باشگاه رشد کرده بودند. جرل کوانسا، جیدن دانز، جیمز مککانل، تری نایونی و بابی کلارک برخی از این بازیکنان بودند؛ موجی که در نهایت با گل ویرجیل فندایک در وقتهای اضافه به قهرمانی لیورپول انجامید. کلوپ آن جام را «خاصترین جامی که در دوران مربیگریام بردهام» توصیف کرد؛ آن هم در حالی که لیگ قهرمانان اروپا نیز در کارنامه پرافتخار او قرار داشت. جمله مشهور آلن هانسن، مبنی بر اینکه «با بچهها نمیتوان هیچ چیزی برد»، توسط باشگاه سابق او نقض شد؛ تیمی از بازیکنان جوان در برابر تیمی ایستاد که گری نویل آنها را «بازندههای آبیِ یک میلیارد پوندی» نامیده بود. این اتفاق روزنهای از امید ایجاد کرد. دو سال پس از آن پیروزی در ومبلی، هسته بازیکنان پرورشیافته در داخل باشگاه اکنون با تهدیدی جدی برای بقای خود روبهرو است. کلوپ پیشتر از رؤیای خود گفته بود که لیورپول شاید در دهه آینده بتواند «تیمی پر از اسکوزرها» به میدان بفرستد، چرا که آنها «مثل دیوانهها میجنگند». به شکلی طعنهآمیز، بازیکنی که این حرفها در ژوئیه ۲۰۲۰ در مورد اون زده شده بود، اکنون ضربهای سنگین به این رؤیای آرمانشهری وارد کرده است. کرتیس در جوزپه مهآتزا جدایی کرتیس جونز و انتقال او به اینترمیلان قرار است پایان دورهای برای قلب محلی باشگاه باشد. در تمام طول تاریخ ۱۳۴ ساله لیورپول، دستکم یک بازیکن پرورشیافته در باشگاه برای تیم دوران کودکی خود در لیگ به میدان رفته است. فیلیپ کلی نخستین بازیکن از فهرست بلندبالای بازیکنانی شد که هواداران در جایگاههای آنفیلد، بعدها با افتخار از آنها با عنوان «یک اسکوزر در تیم ما» یاد کردند. انتقال این هافبک به سری آ، آن هم یک سال پیش از پایان قرارداد فعلیاش، ممکن است همه اینها را تغییر دهد. یک سالی از زمانی که ترنت الکساندر-آرنولد از لیورپول جدا شد، میگذرد و مدیران آنفیلد مصمم بودند اجازه ندهند تاریخ تکرار شود. مبلغی که اینتر برای انتقال جونز پرداخت کرد، در حدود ۳۰ میلیون پوند، در مقایسه با چیزی که لیورپول با از دست رفتن او و تصمیمش برای جستوجوی فرصتهای بیشتر دور از زادگاهش از دست خواهد داد، رقم چندانی نیست. آکادمی لیورپول سالها منبعی برای غرور و البته کنجکاوی بوده است. زیر نظر استیو هایوی، وینگر افسانهای باشگاه، شمار زیادی از بازیکنان بومی در ردههای پایه رشد کردند و به چهرههایی شناختهشده تبدیل شدند. از استیو مکمنمن و رابی فاولر گرفته تا جیمی کرگر و استیون جرارد، بازیکنان بومی بارها در مرسیساید به موفقیت رسیدند؛ در دورهای که تنها نسل ۹۲ منچستریونایتد در میان باشگاههای باسابقه لیگ برتر خروجی بیشتری از آکادمی خود داشت. در شرایطی که هواداران محلی حاضر در ورزشگاه، با افزایش قیمت بلیتها، بیش از پیش احساس میکردند جایگاهشان در آنفیلد به حاشیه رانده شده است، این بازیکنان همچنان آخرین پیوند واقعی میان سکوها و زمین مسابقه بودند. آنها همچنین برای بازیکنان جدیدی که به باشگاه میآمدند و تلاش میکردند با فرهنگ منحصربهفرد حاکم بر لیورپول کنار بیایند، نقش نقطهای برای شناخت و درک این فرهنگ را ایفا میکردند. با این حال، این روند متوقف شد. درخشش استیون جرارد، در دیداری در میانههایی دهه نود مقابل وستهم، تیمی که فرانک لمپارد و ریو فردیناند را در اختیار داشت، آخرین موردی بود که یک بازیکن توانست از این مسیر عبور کند و به عضوی ثابت و مهم در تیم بزرگسالان تبدیل شود. بازیکنان زیادی بودند که در آکادمی درخشیدند اما نتوانستند در تیم اصلی تبدیل به چهرهای تاثیرگذار شوند. ژرار هولیه و رافائل بنیتس هر دو تلاش کردند کنترل سیاستهای مربوط به تیمهای پایه را در دست بگیرند. حتی استخدام رودولفو بورل و پپ سگورا، مربیان سابق تیمهای پایه بارسلونا که نقش مهمی در رشد لیونل مسی داشتند، تأثیر چندانی در جبران آسیبهای بلندمدت ایجادشده نداشت. بازیکنان محلی که در آن دوره توانستند بهطور مقطعی برای تیم اصلی به میدان بروند، در نهایت پشت سر استعدادهای دیگر قرار گرفتند؛ استعدادهایی مانند رحیم استرلینگ. در تمام این سالها، کرگر و جرارد همچنان پرچمداران این هویت بودند. پس از جدایی جرارد، جان فلاناگان برای مدت کوتاهی این نقش را بر عهده گرفت تا اینکه الکساندر-آرنولد در نخستین فصل کامل کلوپ به تیم اصلی رسید و به نماد محلی جدید باشگاه تبدیل شد. سه سال بعد، جونز نیز به او پیوست؛ هر دوی آنها مدتی شاگرد استیون جرارد در تیم جوانان باشگاه بودند. آنها نخستین بازیکنان بومی پس از جرارد بودند که بیش از ۲۰۰ بازی برای این باشگاه انجام دادند و هیچگاه هدف شخصی خود برای ادامه مسیر جرارد و در نهایت در اختیار گرفتن بازوبند کاپیتانی را پنهان نکردند. مگر اینکه بازگشتی غیرمنتظره در کار باشد، هیچکدام به این هدف نخواهند رسید؛ هدفی که برای الکساندر-آرنولد پس از جدایی پرتنش تابستان گذشته دشوارتر شده است. امید به بازگشت هویت جاهطلبی بالا باعث شد این دو بازیکن راهی خارج از کشور شوند، اما آنها تنها بازیکنانی از نسل قبلی آکادمی کرکبی نیستند که احساس کردهاند در باشگاه دچا