«حالم بد بود و میخواستم حرصم را خالی کنم.» این خونسردانهترین اعترافات زنی است که به جرم قتل بازداشت شده. سمیرا، که پرستار سالمندان است تا حالا ۲زن را زیر ضربات مشت و لگد به قتل رسانده و تحقیقات برای کشف سایر جرایم احتمالی او ادامه دارد. همشهری آنلاین - حوادث: اواخر سال گذشته، پیرزنی ۷۵ ساله به نام فاطمه، با وضعیتی وخیم به بیمارستانی در پایتخت منتقل شد. او به سختی نفس میکشید و با وجود تلاش کادر درمان، جان باخت. مرگ او اما مشکوک بود چرا که آثار کبودی روی بدن او به وضوح دیده می شد. در این شرایط گزارش این حادثه مرموز به بازپرس جنایی مخابره و تحقیقات آغاز شد. بررسیهای اولیه نشان داد که خانواده مقتول دو ماه قبل از حادثه زنی به نام سمیرا را از طریق یک دفترخدماتی استخدام کرده بودند تا از وی مراقبت کند. آنها می گفتند که روز حادثه سمیرا با آنها تماس گرفته و گفته که حال مادرشان خوب نیست و به سختی نفس می کشد. این زن مدعی شده که قربانی از روی مبل به زمین افتاده و دچار حادثه شده است. دوربینها، راوی جنایت چند روز بعد پزشکی قانونی، علت اصلی مرگ زن سالخورده را اعلام کرد. او تا سر حد مرگ مورد شکنجه قرار گرفته بود. در حالی که خانواده مقتول در بهت فرو رفته بودند، برای کشف حقیقت به بررسی فیلمهای دوربین مداربستهای پرداختند که در خانه بود. آنچه در تصاویر ضبط شده بود، برای خانواده، غیرقابل باور بود. سمیرا که به عنوان پرستارخانگی استخدام شده بود در غیاب دیگران، بیمحابا و با خشونت، مقتول را کتک زده بود. جنایتی دیگر با سرنخ های بهدست آمده، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران، عملیات ضربتی بازداشت سمیرا را به دستور بازپرس جنایی کلید زدند و موفق شدند او را که به عنوان پرستار سالمند در خانهای دیگر استخدام شده بد، بازداشت کنند. وقتی سوابق او زیر ذرهبین پلیس قرار گرفت، پرونده ابعاد جدیدی یافت. در سال ۱۴۰۰ نیز، زنی ۷۰ ساله در شرایطی مشابه توسط این زن ۵۵ساله به قتل رسیده بود. سمیرا در بازجویی ها به شکنجه سالمندان و قتل آنها اعتراف کرد و تحقیقات از او برای مشخص شدن زوایای پنهان پرونده و جنایات احتمالی دیگر ادامه دارد. ناگفته های پرستار مرگ متهم می گوید که به خاطر عصبانیت قربانیانش را کتک میزده که حرصش را خالی کند. چرا از دست قربانیانت عصبانی میشدی؟ وقتی میخواستم به آنها دارو بدهم، مقاومت میکردند. من هم مجبور میشدم کتکشان بزنم تا داروها را بخورند. اینطوری حرصم را خالی میکردم. درباره قتل اول توضیح بده؟ نخستین حادثه برمی گردد به اواسط سال ۱۴۰۰. آن روز حالم خوب نبود. پیرزن هم داروهایش را نمی خوردم. عصبانی بودم و آنقدر او را کتک زدم که بیحال شد. بعد به خانواده اش زنگ زدم که حال پیرزن خوب نیست و زمین خورده است. چند روز بعد خانوادهاش با من تماس گرفتند و خبر دادند او جان باخته است. من خیلی ترسیدم، گوشیام را خاموش کردم و مدتی کار را کنار گذاشتم. اما وقتی دیدم خبری از پلیس نشد، با خودم گفتم پرونده بسته شده و دوباره به کار پرستاری برگشتم. شکایتی از تو نکردند؟ احتمالا باور کردند که او زمین خورده است. دفاتر خدمات و پرستاری استعلام سوابق نمیکنند؟ نه! من به دفاتر مراجعه میکردم و آنها فقط مدارک هویتیام را میخواستند. همین. درباره قتل دوم توضیح بده؟ او هم داروهایش را نمی خورد و من کتکش زدم. اما آثار کبودی روی گردنش نشان میدهد که گردنش را فشار دادهای. به خاطر مسائل و مشکلات زندگیام ناراحت بودم و حرصم را روی او خالی کردم. فکر نمیکردم فشار دادن گردنش باعث شود به کام مرگ برود! پرستار هرکس می شدی، او را کتک می زدی؟ یعنی ممکن است تعداد قتل ها بیشتر شود؟ وقتی به حرفهایم گوش نمی کردند، کتکشان می زدم! در مدتی که پرستاری نمیکردی، هزینه زندگیات را چطور تأمین میکردی؟ در خانه ها کارگری میکردم. چه مدت است که در کار پرستاری هستی؟ حدود ۱۵ سال. قبل از آن در کارخانهها بستهبندی میکردم و دستفروشی داشتم. یکی از دوستانم پیشنهاد داد پرستاری کنم؛ میگفت درآمدش بهتر است و دردسرش کمتر. فکر میکردی دستگیر شوی؟ حتی یک درصد هم فکر نمیکردم. با خودم میگفتم مرگها حادثه بوده و پلیس نمیتواند ردی از من پیدا کند. بعد هم این همه حادثه رخ میدهد؛ مگر مرگ یک پیرزن در این همه شلوغی و اخبار مهم، دیده میشود؟ چطور از مرگ پیرزنها مطلع میشدی؟ وقتی فوت میکردند، بستگانشان تماس میگرفتند. من هم به دروغ میگفتم از مبل افتادهاند یا پاهایشان سر خورده است. بعد هم محل زندگیام را عوض میکردم و سیمکارت اعتباریام را خاموش میکردم. خانواده ای داری؟ چند سال قبل وقتی بچه ام به دنیا آمد، شوهرم او را به زور از من گرفت و دیگر خبری از آنها ندارم. چرا؟ مشکل اعصاب دارم.