توانمندیهای دفاعی کشور اگرچه در زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل - که در چنین روزهایی در سال ۱۳۶۷ انجام شد - مانند امروز نبود، سیره امام و رهبر معظم انقلاب اسلامی در مواجهه با دو پدیده قطعنامه و توافقنامه بسیار شبیه به همدیگر است. به گزارش خبرآنلاین، روزنامه جوان نوشت: گویی فقط تاریخ تکرار شده است و سیره مواجهه با دو پدیده یکی است. خصوصاً توجه هر دو رهبر به نظرات جمعی مسئولان و عدول از نظرات خود در هر دو پدیده کاملاً روشن است. سفارش به حفظ حرمت مسئولان بسیار شبیه به همدیگر است. هر دو بر کید دشمنان بعد از پذیرش و هوشیاری تأکید میکنند، هر دو بر لزوم آمادگیهای دفاعی در هر دو پدیده تأکید میکنند و اگرچه رهبر معظم انقلاب درباره «علی الاصول» (یعنی به صورت مبنایی نظر دیگری داشتم) مطلبی نگفتند، امام قبلاً و در طول جنگ نظراتش را گفته بود؛ «جنگ، جنگ تا رفع فتنه»، «جنگ، جنگ تا پیروزی» و «اگر این جنگ ۲۰ سال طول بکشد ما ایستادهایم»؛ بنابراین اینجاست که امام تفاوت نظر خود را به جای علیالاصول اینگونه میگوید «من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین نفس بجنگم»، یعنی من به دنبال پذیرش قطعنامه نبودم، اما به نظر مسئولان کشور احترام گذاشتم و این تصمیم را گرفتم و مسئولیت آن را میپذیرم؛ بنابراین امام میفرماید: «با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنها اعتماد دارم با قبول قطعنامه و آتشبس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام میدانم.» حالا رهبر معظم انقلاب چندی پیش مشابه امام میفرمایند: «تفاهمنامهای بین رئیسجمهوران ایران و امریکا امضا شد در مسیر رسیدن به این مرحله مسئولان امر از سر دلسوزی و حسننظر تلاشهای زیادی را به عمل آوردهاند.» یا مجدداً تأکید میکنند که: «ملت عزیز ایران با تداوم اعتماد مسئولان دلسوز در هر سه قوه که تلاش ایشان برای رفاه و سعادت ملت مشهود است، همچنان بر تضمین صیانت از منافع ملی ایران اسلامی هوشیار و فعال در میدان خواهند بود.» بنابراین نسبت به مسئولان چنین نگاه مشترکی دارند. امام هم درباره اعتماد خود به مسئولان کشور میفرماید: «تأکید میکنم که گمان نکنید که من در جریان کار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولان مورد اعتماد من میباشند. آنها را برای این تصمیمی که گرفتهاند، شماتت نکنید که برای آنها هم چنین تصمیمی سخت و ناگوار بود.» امام با صراحت روشن میسازد که من تصمیم نگرفتهام، چرا که تأکید دارد که «چنین تصمیمی برای آنها هم سخت بود»، اما من موافقت کردم و رهبر امروز ما هم میفرمایند علیالاصول نظر دیگری داشتم، اما با توجه به تعهد مسئولان موافقت نمودم؛ بنابراین هر دو تأکید دارند که به مسئولان اعتماد دارم. هر دو تأکید دارند که با نظر کارشناسی کارشناسان کشور با این امر موافقت نمودهاند. در خصوص مردمی که احتمالاً نقدهایی دارند یا عواطفشان تحریک شده است، نظر هر دو رهبر بسیار جالب است. امام میفرمایند: «در این روزها ممکن است بسیاری از افراد به خاطر احساسات صحبت از چراها و بایدها و نبایدها کنند، هرچند این مسئله به خودی خود یک ارزش بسیار زیباست، اما اکنون وقت پرداختن به آن نیست.» همین نکته توسط رهبر فعلی ما دقیقاً با یک ادبیات دیگری تکرار میشود و میفرمایند: «ممکن است کسانی با اخلاص تمام و از سر خیرخواهی انتقاداتی نسبت به عملکرد بعضی از مسئولان داشته باشند. به نظر بنده در عین اینکه این اهتمام و نگرانی ایشان برای نظام، همچون اشخاص خودشان سرمایه ارزشمندی به حساب میآید و فینفسه امری مطلوب قلمداد میشود. اما مراقب باشند که ظلم صورت نگیرد و موجب شکست وحدت نشود.» بنابراین نسبت به افکار عمومی هر دو رهبر به عمق اجتماعی مسائل توجه دارند. این سیره رهبران دینی است که از یک سو به افکار عمومی و منتقدان توجه دارند و از سویی دیگر از مسئولان حمایت و پشتیبانی میکنند. این مهمترین دستاورد مردمسالاری دینی در جامعه ماست که ولایت و رهبری برای نظر منتخبان ملت اهمیت قائل میشوند و در اولویت قرار میدهند. خلاصه کلام اینکه با این مقایسه، مشخص میشود که مواجهه دو امام در دو پدیده مشابه، یکی است و وحدت نگاه بعد از تقریباً ۳۷ سال خود را نشان داد.