روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز نوشت: درحالی که ترامپ در تبلیغات انتخاباتی خود متعهد شد به جنگ های ابدی آمریکا پایان میدهد، اکنون خود را درگیر جنگ طولانی با ایران میبیند. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه خبری العهد، روزنامه نیویورک تایمز با انتشار گزارشی اذعان کرد که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا با خطر کشیده شدن به سمت جنگ ابدی دیگری برای آمریکا مواجه است. این روزنامه آمریکایی در ادامه گزارش خود تأکید کرد: درحالی که ترامپ در کارزار انتخاباتی خود متعهد شد به جنگ های ابدی آمریکا پایان میدهد، اکنون خود را در میانه جنگ طولانی با ایران یافته است. نیویورک تایمز پیشتر هم در گزارشی اعلام کرده بود که هم زمان با اعمال مجدد محاصره ادعایی بنادر ایران در تنگه هرمز توسط نیروهای تروریست آمریکایی، قیمت نفت و به تبع آن قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا افزایش یافت. **** تفاهمنامهای که طرفها آن را «ادامه جنگ تلقی به شیوهای دیگر» تلقی میکردند نشریه نیویورکتایمز در این گزارش از عبارت «جنگ پایانناپذیرِ» که آمریکا در آن گرفتار میشود استفاده کرده است . دونالد ترامپ که وعده داده بود «به جنگها پایان دهد، نه اینکه جنگهای تازه آغاز کند،» شاید در همان تلهای گرفتار شده باشد که بسیاری از رؤسای جمهور آمریکا پیش از او در آن افتادهاند. هیچکس جنگی را با این انتظار آغاز نمیکند که تا ابد ادامه یابد. بااینحال، از زمان جنگ ویتنام، رؤسای جمهور آمریکا بارها وارد درگیریهایی شدهاند که به نظر میرسید میتوانند سالها ادامه پیدا کنند؛ دستکم تا زمانی که رئیسجمهور بعدی یا حتی رئیسجمهور پس از او تصمیم بگیرد هزینههای مالی و سیاسی آن دیگر ارزش ادامه دادن را ندارد، اعلام پیروزی کند و نیروها را به خانه بازگرداند. به گفته منتقدان، ترامپ ممکن است در قبال ایران نیز در همان دام گرفتار شده باشد.او در جریان مبارزات انتخاباتی وعده داده بود که به جنگها پایان خواهد داد، نه اینکه جنگ تازهای آغاز کند؛ و هرگز آمریکا را وارد یک جنگ فرسایشی و بیپایان، بهویژه در خاورمیانه، نخواهد کرد. اما اکنون خطر آن وجود دارد که دقیقاً به همان مسیر کشیده شود. جنگی که اسرائیل و ایالات متحده با قدرت آغاز کردند، تاکنون میان دورههای مذاکره و حملات نظامی در نوسان بوده است. این جنگ هنوز نتوانسته به اهداف اعلامشده ترامپ، یعنی تغییر نظام ایران یا پایان دادن به برنامه هستهای این کشور، دست یابد. همزمان، بحران تازهای نیز ایجاد کرده که حل آن دشوار به نظر میرسد: بسته شدن تنگه هرمز. در شرایطی که دیپلماسی، دستکم فعلاً، به بنبست رسیده است، ترامپ که از روند تحولات ناامید شده، بار دیگر خود را در میانه جنگ میبیند؛ آتشبس فروپاشیده و تنگه هرمز همچنان مسدود است. تفاهمنامهای که ترامپ مدعی بود «همه اهدافی را که برای آن تعیین کرده بودیم محقق کرده است،» هرچند دو طرف برداشتهای کاملاً متفاوتی از آن داشتند، کمتر از یک ماه بعد عملاً از هم پاشید. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، میگوید: «هر دو طرف به تفاهمنامه نه بهعنوان پلی برای صلح، بلکه به عنوان ادامه جنگ با ابزارهای دیگر نگاه میکردند.» او هشدار میدهد که بدون یک راهبرد بلندمدت برای دستیابی به توافقی پایدار، خطر ایجاد «شرایط یک جنگ پایانناپذیر» وجود دارد. احتمال گرفتاری آمریکا در «جنگ پایانناپذیر» مفهوم «جنگهای پایانناپذیر» (Forever War) پس از حملات ۱۱ سپتامبر و آغاز «جنگ جهانی علیه تروریسم» شکل گرفت؛ زمانی که آمریکا وارد درگیریهای طولانیمدت در افغانستان و عراق شد؛ جنگهایی که با سرنگونی رژیمهای دشمن آغاز شدند، اما در ادامه به نبردهای ضدشورش تبدیل شدند و پس از صرف هزینههای هنگفت مالی و انسانی، یا بدون نتیجه مشخص پایان یافتند یا با شکست خاتمه پیدا کردند. لارنس دی. فریدمن، استاد بازنشسته مطالعات جنگ در کالج کینگ لندن و نویسنده مقاله «عصر جنگهای ابدی» که سال گذشته منتشر شد، میگوید رهبران قدرتمند و ارتشهای قدرتمند اغلب گرفتار «توهم جنگ کوتاه» میشوند. او میگوید: «آنها تصور میکنند میتوانند خیلی سریع پیروز شوند و پیامدهای منفی جدی هم متحمل نشوند.» به گفته او، همانند ترامپ در ایران و ولادیمیر پوتین در اوکراین، این رهبران «محدودیتهای قدرت نظامی را دستکم میگیرند و اهدافی تعیین میکنند که اگر هم قابل تحقق باشند، تنها از طریق یک نبرد طولانیمدت به دست خواهند آمد.» حتی پیشرفتهترین نیروهای نظامی نیز بدون یک راهبرد سیاسی و دیپلماتیک که برتری نظامی را به موفقیتی پایدار تبدیل کند، کافی نیستند. ترامپ با چالش مضاعفی نیز روبهرو است: او تلاش میکند تنها با استفاده از نیروی هوایی و دریایی به اهداف خود برسد، بدون آنکه از نظر سیاسی مجبور به اعزام نیروهای زمینی به خاک ایران شود؛ اقدامی که در داخل آمریکا بسیار پرهزینه خواهد بود. جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ کوتاه بود و به اهداف خود رسید، زیرا رئیسجمهور جورج اچ. دبلیو. بوش هدفی سیاسی و محدود داشت: بیرون راندن صدام حسین از کویت؛ اما این درس در جنگ دوم عراق از سوی پسرش، جورج دبلیو. بوش، نادیده گرفته شد؛ جنگی که در نهایت نفوذ ایران را در منطقه افزایش داد. در افغانستان نیز، پس از آنکه دولت بوش طالبان را سرنگون کرد، او و جانشینانش سالها بیهوده تلاش کردند جامعه افغانستان را بازسازی کنند، اما زمانی که واشنگتن از ادامه این پروژه خسته شد، طالبان دوباره به قدرت بازگشت. شباهتها و تفاوتها با ویتنام، افغانستان و عراق البته استدلال دیگری نیز وجود دارد که گاهی خود ترامپ هم آن را مطرح کرده است. او میگوید جنگ با ایران را برای پایان دادن به آنچه «۴۷ سال جنگ میان آمریکا و ایران» میداند آغاز کرده است. ولی نصر، استاد دانشکده مطالعات بینالمللی پیشرفته دانشگاه جانز هاپکینز، معتقد است آنچه امروز شاهد آن هستیم، تنها فصل دیگری از همین «جنگ پایانناپذیر» میان ایران و آمریکا