بازار نقلوانتقالات فوتبال با وجود همه الگوریتمها، همچنان هیجانانگیزترین و غیرقابلپیشبینیترین بازار اقتصاد ورزش باقی مانده است. بازار نقلوانتقالات فوتبالدو دهه پیش بیشتر شبیه هنر بود تا علم؛ مدیران، مربیان و استعدادیابهای فوتبال با یک دفترچه یادداشت ساعتها کنار زمین مسابقه میایستادند تا درباره بازیکنان تصمیم بگیرند. یک پاس تماشایی، یک گل درخشان یا حتی یک نمایش خیرهکننده در یک جام میتوانست سرنوشت حرفهای یک بازیکن را تغییر دهد و قیمت او را چند برابر کند. به گزارش سرویس ورزشی تابناک، برخلاف روشهای سنتی نقل و انتقالات فوتبال اگر مدیر ورزشی یک باشگاه بزرگ اروپایی امروز بخواهد برای جذب یک بازیکن ۱۰۰ میلیون یورو هزینه کند، پیش از آنکه حتی فیلم بازی او را تماشا کند، هزاران داده روی میز او قرار میگیرد؛ دادههایی که از عملکرد فنی، وضعیت جسمانی، سابقه مصدومیت، کیفیت تصمیمگیری، سرعت، شتاب، قدرت پرس، دقت پاس، احتمال پیشرفت، ارزش تجاری و حتی ریسک افت عملکرد در سالهای آینده حکایت میکنند. بازار نقلوانتقالات دیگر با احساس اداره نمیشود؛ با دادهها اداره میشود. انقلاب خاموش در فوتبال شاید بسیاری تصور کنند جهش عجیب قیمت بازیکنان در سالهای اخیر تنها نتیجه ورود سرمایههای کلان، باشگاههای ثروتمند یا قراردادهای نجومی تلویزیونی باشد؛ اما کارشناسان اقتصاد ورزش معتقدند عامل مهمتری در پشت پرده قرار دارد. ورود شرکتهایی مانند Opta، StatsBomb، Hudl، Wyscout و SkillCorner باعث شد فوتبال برای نخستین بار به صنعتی تبدیل شود که تقریباً هر حرکت بازیکن را به داده تبدیل میکند. هر بازیکن در طول یک مسابقه صدها شاخص عملکردی تولید میکند. میزان پیشروی با توپ، شکستن خطوط دفاعی حریف، سرعت تصمیم گیری، تأثیرگذاریدر زمین، کیفیت پاسها، کیفیت گلها و… اینها دادههایی هستند که اکنون ارزش اقتصادی بازیکنان را شکل میدهند. از عصر چشم تا آغاز الگوریتم سالها پیش، استعدادیابهای فوتبال جمله معروفی داشتند: «فوتبال را باید با چشم دید، نه با آمار.» امروز بسیاری از همان استعدادیابها کنار تحلیلگران داده نشستهاند. باشگاههای بزرگ اروپا فقط به گزارش یک استعدادیاب اعتماد نمیکنند. بازیکنی که قرار است ۸۰ یا ۱۰۰ میلیون یورو برای او پرداخت شود باید از چندین فیلتر آماری، پزشکی، اقتصادی و حتی روانشناختی عبور کند. در بسیاری از باشگاهها، گزارش استعدادیاب تنها یکی از دهها سندی است که در جلسه نهایی بررسی میشود. باشگاهی که بازار را متحول کرد شاید هیچ باشگاهی به اندازه لیورپول مفهوم «نقلوانتقالات مبتنی بر داده» را تغییر نداده باشد. اواسط دهه ۲۰۱۰ زمانیکه بسیاری از باشگاهها هنوز تصمیمهای خود را براساس شهرت بازیکنان میگرفتند لیورپول با مدیریت ورزشی مایکل ادواردز مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. آنها به جای خرید پرزرقوبرقترین نامها دنبال بازیکنانی رفتند که الگوریتمها از رشد آینده آنها خبر میدادند. نتیجه شگفتانگیز بود. اندی رابرتسون با مبلغی ناچیز جذب شد و به یکی از بهترین مدافعان چپ جهان تبدیل شد. محمد صلاح پس از دوران نهچندان موفق در چلسی با تحلیل دقیق دادههای هجومی خریداری شد و به یکی از مؤثرترین مهاجمان تاریخ لیگ برتر انگلیس تبدیل شد. سادیو مانه، واینالدوم و حتی دیهگو ژوتا نیز نمونههایی از خریدهایی بودند که بیش از آنکه بر شهرت تکیه داشته باشند بر تحلیل دادهها استوار بودند. این موفقیتها باعث شد تقریباً تمام باشگاههای بزرگ اروپا واحدهای تخصصی تحلیل داده ایجاد کنند. ارزش واقعی یک بازیکن چیست؟ اگر از یک هوادار فوتبال بپرسید چرا لامین یامال بیش از ۲۰۰ میلیون یورو ارزش دارد، احتمالاً پاسخ خواهد داد: «چون فوقالعاده بازی میکند.». اما مدیران باشگاهها چنین پاسخی نمیدهند. برای آنها قیمت یک بازیکن حاصل جمع دهها متغیر است. سن بازیکن، مدت باقیمانده قرارداد، کیفیت لیگ، پست تخصصی، احتمال پیشرفت، سابقه مصدومیت، توانایی بازی در چند پست، فشار رسانهای، ارزش تبلیغاتی و حتی تعداد دنبالکنندگان در شبکههای اجتماعی. به بیان دیگر بازیکن دیگر فقط یک فوتبالیست نیست؛ یک دارایی اقتصادی است. ورود فوتبال به عصر اقتصاد نقلوانتقالات در گذشته بیشتر براساس عملکرد گذشته یک بازیکن انجام میشد اما امروز باشگاهها برای آینده پول پرداخت میکنند. آنها نمیپرسند بازیکن فصل گذشته چند گل زده؛ میپرسند: سه سال دیگر چه بازیکنی خواهد بود؟ همین تغییر نگاه، ارزشگذاری بازیکنان را به یکی از پیچیدهترین فرآیندهای اقتصادی ورزش تبدیل کرده است. شاید به همین دلیل است که در بازار امروز فوتبال، گاهی دو مهاجم با تعداد گل تقریباً یکسان اختلاف قیمتی بیش از ۱۰۰ میلیون یورو دارند زیرا باشگاهها دیگر فقط گذشته را نمیخرند؛ آنها احتمال موفقیت در آینده را خریداری میکنند و این همان نقطهای است که فوتبال بیش از هر زمان دیگری به علم داده، اقتصاد رفتاری و هوش مصنوعی گره خورده است. قیمتگذاری الگوریتمها اگر از مدیر ورزشی یک باشگاه بزرگ اروپایی بپرسید «قیمت واقعی کیلیان امباپه چقدر است؟» احتمالاً برخلاف تصور عموم هیچ عددی به شما نخواهد گفت زیرا در فوتبال مدرن قیمت یک بازیکن نه از روی احساس تعیین میشود، نه از روی تعداد گلها و نه حتی از روی ارزشگذاری سایتها. قیمت واقعی حاصل خروجی دهها مدل آماری، الگوریتمها، دادههای پزشکی، شاخصهای اقتصادی و تحلیل ریسک است. بازار نقلوانتقالات امروز بیش از آنکه به یک بازار ورزشی شباهت داشته باشد به بازار بورس یا سرمایهگذاری خطرپذیر شباهت دارد. باشگاهها دیگر فقط بازیکن نمیخرند؛ آنها روی آینده سرمایهگذاری میکنند. هواداران معمولاً تصور میکنند اگر دو مهاجم هر کدام ۳۰ گل در فصل زده باشند باید ارزش مشابهی داشته باشند اما واقعیت کاملاً متفاوت است. باشگاهها و بررسی دادهها باشگاههای بزرگ اروپا برای ارزشگذاری یک بازیکن صدها شاخص مختلف را تحلیل میکن