سالروز درگذشت وینسنت ون گوگ فرصتی است تا نگاهی دوباره به زندگی هنرمندی بیندازیم که شکستهایش در زندگی، به میراثی ماندگار در تاریخ هنر تبدیل شد. سالها از مرگ وینسنت ونگوگ میگذرد، اما نام او همچنان در صدر فهرست تأثیرگذارترین هنرمندان تاریخ قرار دارد. نقاش هلندی که امروز آثارش با قیمتهای دهها میلیون دلاری معامله میشوند، در زمان حیاتش طعم موفقیت را نچشید و تنها یک تابلو فروخت. زندگی او سرشار از شکست، بیماری، امید، خلاقیت و عشق به هنر بود؛ مسیری که در نهایت به خلق برخی از مشهورترین آثار تاریخ نقاشی انجامید. در سالروز درگذشت این هنرمند بزرگ، ۲۱ واقعیت جالب و کمتر شنیدهشده از زندگی او را مرور میکنیم. (Sotheby's) ۱. ونگوگ در زمان حیاتش تنها یک نقاشی فروخت با وجود شهرت افسانهای امروز، وینسنت ونگوگ در دوران زندگی خود موفقیت حرفهای چندانی به دست نیاورد. او تنها یک نقاشی را حدود هفت ماه پیش از مرگش به قیمت ۴۰۰ فرانک فروخت؛ رقمی که در مقایسه با ارزش امروزی آثارش بسیار ناچیز به نظر میرسد. ۲. او در خانوادهای مذهبی و هنرمند متولد شد وینسنت ونگوگ در سال ۱۸۵۳ در هلند به دنیا آمد. پدرش، تئودوروس ونگوگ، کشیش کلیسا بود و مادرش، آنا کورنلیا کاربنتوس، به طراحی و هنر علاقه داشت و همین موضوع از سالهای کودکی بر ذهن او تأثیر گذاشت. ۳. نام او پیشتر به برادر فوتشدهاش تعلق داشت یک سال پیش از تولد وینسنت، والدینش پسری با همین نام داشتند که هنگام تولد جان خود را از دست داد. ونگوگ در کودکی بارها سنگ قبر برادری را میدید که نام خودش روی آن حک شده بود؛ موضوعی که برخی پژوهشگران آن را در شکلگیری شخصیت او بیتأثیر نمیدانند. ۴. شهرت جهانی او را همسر برادرش رقم زد پس از مرگ وینسنت و برادرش تئو، همسر تئو، یوهانا ونگوگ-بونگر، مسئولیت حفظ آثار، انتشار نامهها و معرفی نقاشیهای ونگوگ را بر عهده گرفت. بسیاری از تاریخنگاران هنر باور دارند که اگر تلاشهای او نبود، شاید ونگوگ هرگز به جایگاه امروزی نمیرسید. ۵. تئو مهمترین حامی زندگی او بود وینسنت بزرگترین فرزند خانوادهای ششنفره بود. برادر کوچکترش، تئو، بهعنوان دلال آثار هنری فعالیت میکرد و سالها هزینههای زندگی و فعالیت هنری وینسنت را تأمین کرد. ۶. ونگوگ «شب پرستاره» را در آسایشگاه کشید مشهورترین اثر ونگوگ، «شب پرستاره»، زمانی خلق شد که او پس از یک فروپاشی عصبی در آسایشگاهی در شهر سنرمی-دو-پروانس فرانسه بستری بود. ۷. تلفظ درست نام خانوادگی او با آنچه بسیاری میگویند، تفاوت دارد بیشتر مردم نام خانوادگی او را «ون گو» تلفظ میکنند، اما تلفظ صحیح آن در زبان هلندی بیشتر به «ون خوخ» یا «ون خوک» نزدیک است. ۸. او دیر وارد دنیای نقاشی شد ونگوگ تا اواخر دهه سوم زندگی خود بهطور جدی نقاشی را آغاز نکرد. پیش از آن در شرکت خریدوفروش آثار هنری عمویش در لاهه و سپس در شعبه لندن شرکت گوپیل فعالیت میکرد. ۹. وینسنت مدتی برای کشیش شدن درس خواند او قصد داشت مانند پدرش کشیش شود و نزدیک به یک سال برای آزمون ورودی مدرسه الهیات آمستردام درس خواند. بااینحال، از شرکت در بخش زبان لاتین آزمون خودداری کرد، زیرا آن را زبانی مرده و بیفایده برای مردم عادی میدانست. همین تصمیم باعث شد از ورود به مدرسه بازبماند. ۱۰. شخصیتی سختگیر و بحثبرانگیز داشت دوستان و همکارانش ونگوگ را فردی سرسخت، بحثطلب و گاه خودآزار توصیف میکردند. همین ویژگیها روابط او با بسیاری از هنرمندان همدورهاش را تیره کرد. ۱۱. مدتی مبلغ مذهبی معدنچیان بود ونگوگ مدتی در منطقه معدنخیز بوریناژ بلژیک بهعنوان مبلغ مذهبی فعالیت کرد. او در این دوران تقریبا همه داراییهایش را بخشید و فقیرانه زندگی کرد. مسئولان کلیسا این رفتار را مناسب نماینده کلیسا ندانستند و همکاری با او را پایان دادند. ۱۲. آموزش رسمی هنر او بسیار کوتاه بود با وجود تأثیر عمیقی که بر تاریخ هنر گذاشت، ونگوگ بیشتر مهارتهای خود را بهصورت خودآموز آموخت و تنها حدود چهار ماه آموزش رسمی نقاشی دید. ۱۳. نقاشیهایش را با سرعت زیادی خلق میکرد شیوه کار ونگوگ بر پایه شهود و احساس لحظهای شکل گرفته بود و بسیاری از آثارش را در مدت کوتاهی به پایان میرساند. او در نامهای به برادرش نوشت: «اگر کسی گفت این نقاشی خیلی سریع کشیده شده، به او بگو خیلی سریع به آن نگاه کرده است.» ۱۴. بیماری روانی سالهای پایانی زندگیاش را تحت تأثیر قرار داد ونگوگ سالها با مشکلات روانی دستوپنجه نرم کرد، اما وضعیت او در اواخر دهه ۱۸۸۰ بهشدت وخیم شد. برخی گزارشهای تاریخی میگویند او گاهی رنگ نقاشی میخورد و حتی تربانتین مینوشید! ۱۵. پل گوگن برای کمک به او به آرل رفت وقتی تئو از وخامت حال برادرش باخبر شد، از پل گوگن خواست به شهر آرل فرانسه برود و مدتی کنار وینسنت زندگی کند؛ اما این همخانه شدن خیلی زود به مشاجرههای پیدرپی و اختلافهای شدید میان دو هنرمند انجامید. ۱۶. او تمام گوشش را نبرید یکی از مشهورترین روایتهای زندگی ونگوگ به بریدن گوشش مربوط میشود. برخلاف تصور رایج، او تنها بخشی از لاله گوش چپ خود را برید. روایت مشهور میگوید پس از مشاجرهای شدید با گوگن این کار را انجام داد. ۱۷. پس از آن حادثه مدتی در بیمارستان بستری شد پس از خونریزی شدید ناشی از بریدن گوش، ونگوگ در بیمارستان اوتل-دیو بستری شد. پس از ترخیص، روزها در خانه نقاشی میکشید و شبها را برای مراقبت بیشتر در بیمارستان میگذراند. ۱۸. مردم شهر او را خطری برای جامعه میدانستند در ماههای پایانی زندگی، شماری از ساکنان شهر آرل با امضای دادخواستی اعلام کردند که ونگوگ برای امنیت شهر خطرناک است. این اتفاق او را به تصمیم برای بستری شدن در آسایشگاه روانی رساند. ۱۹. بر اثر شلیک گلوله جان باخت پذیرفتهشدهترین روایت تاریخی این است که ونگوگ در تابستان ۱۸۹۰ با شلیک گلوله به قفسه سینه خود، به زندگیاش پایان داد. گلوله بلافاصله جانش را نگرفت و او