احمد محیط طباطبایی- رئیس ایکوم ایران هر ورزشی تعلق به ملت، فرهنگ و طبقه اجتماعی خاصی دارد. فوتبال ورزش طبقه کارگر محسوب میشود و در زمانی که این طبقه از امتیاز اجتماعی بالایی برخوردار نبود، این بازی مورد تحقیر و در زمره بازیهای جامعه برون دست تلقی میشد. چنانکه مشهور است که شکسپیر از فوتبال و بازیکن فوتبال به عنوان نماد شخصیتی منفی یاد کرده است. بعدها با رشد سیاسی و اجتماعی طبقه کارگر ما شاهد رشد فوتبال در شکل کلوپ و باشگاه و در فضاهای شهری شدیم. به تدریج فوتبال به ورزشی تبدیل شد که باشگاهها در برنامههای جامعه صنعتی و کارگری شکل دادند و حتی گروههای فرهنگی و مذهبی به آن توجه نشان دادند. مشهورترین آن منچستر یونایتد و سیتی که متعلق به کاتولیگها و پروتستانها بودند. همین وضع را تیمهای اسکاتلند داشتند. حتی انتخاب رنگها که قرمز متعلق به کاتولیکها و آبی متعلق به پروتستانهاست، رواج تدریجی فوتبال در گروه های مختلف بود. به تدریج این مفاهیم رشد و توسعه پیدا کرد و طبقه اصلی جامعه بود که آن را رواج داد. در بازی فوتبال این مهم مطرح بود که همیشه تیم قویتر، پیروز است اما امروز شاهد این هستیم که در فوتبال تیمهای ضعیفتر با تاکتیک و استراتژی میتوانند برنده باشند و اگر بتوانند نقاط ضعف خود را به قوت تبدیل کنند موفقیت دور از انتظار نیست. یکی از بازیکنهای معروف فوتبال برزیل، گاریشنا از کودکی مشکل جسمی داشت و دو کف پاهایش اختلاف سطح داشت.او متوجه شد وقتی توپ را روی پای کوتاهتر میگذارد کات میکشد و این مشکل جسمی را به مزیت تبدیل کرد. ویژگیهای مختلف فوتبال به ویژه در جوامعی که صنعت اول دنیا نیستند قابل توجه است. امروز به علت فناوریها همه فوتبال را میبینند اما در دوره استادیومها، فوتبال تنها ورزشی بود که 200 هزار نفر به تماشای آن مینشستند. امروز فوتبال به فضای شهری و حتی کافهها آمده و مشارکت عمومی را به وجود آورده است. از سویی نوع بازی فوتبال که تقسیم بندی بین تکنیکها و وظایف است حتی دست را به عنوان عضو اصلی بدن برای ورزش حذف کرده است. بازی فوتبال بر روی زمین طبیعی و چمن است و همه این ابعاد دست به دست هم داده تا فوتبال را به ورزش اول دنیا، چند صدایی و غرور ملی تبدیل کند.