جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل خاورمیانه، در گفتگو با خبرآنلاین تاکید کرد: ما کمترین میزان خرید سلاح را، نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه و حتی جهان، داشتهایم. این موضوع، تغییری اساسی نسبت به راهبرد دوران رژیم پهلوی بود. در آن دوره، راهبرد این بود که نفت خود را بدهیم و سلاح بخریم؛ همان راهبردی که امروز نیز عربستان دنبال میکند. در منظومه فکری رهبر شهید، تحقق «ایران قوی» پیششرط ایفای نقش مؤثر در سیاست خارجی و نظام بینالملل بود. بر اساس این دیدگاه، قدرت ملی باید بر ظرفیتهای داخلی استوار باشد؛ ازاینرو تقویت اقتصاد مقاومتی، توسعه تولید داخلی، ارتقای توان دفاعی و دستیابی به خودکفایی در صنایع راهبردی، از مهمترین الزامات شکلگیری ایران قدرتمند به شمار میرفت. در همین چارچوب، توسعه توان موشکی، گسترش فناوریهای دفاعی و اتکا به دانش بومی، مکمل دیپلماسی و ضامن حفظ استقلال کشور تلقی میشد. در کنار مؤلفههای سخت قدرت، رهبر شهید بر تقویت سرمایه اجتماعی و فرهنگ ایثار و مقاومت نیز تأکید داشتند و آن را بخشی از بازدارندگی ملی میدانستند. همچنین، حضور فعال منطقهای را نه صرفاً یک رویکرد سیاسی، بلکه بخشی از راهبرد تأمین امنیت ملی و دفاع پیشدستانه از منافع ایران ارزیابی میکردند. از منظر ایشان، جهان در مسیر گذار از نظم تکقطبی به نظم چندقطبی قرار دارد و ایران میتواند با تکیه بر ظرفیتهای داخلی، به یکی از بازیگران اثرگذار این نظم نوظهور تبدیل شود. در همین راستا، «نگاه به شرق» به معنای وابستگی به یک بلوک خاص نبود، بلکه راهبردی برای بهرهگیری از فرصتهای ناشی از انتقال قدرت به آسیا، توسعه همکاری با قدرتهای نوظهور و افزایش قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی محسوب میشد. در این چارچوب، تقویت روابط منطقهای، عضویت در سازوکارهای نوظهور بینالمللی و حفظ استقلال در سیاست خارجی، از مهمترین مؤلفههای تحقق جایگاه ایران در نظم آینده جهانی به شمار میرفت. در همین راستا، خبرآنلاین در گفتگو با جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل خاورمیانه، به بررسی ابعاد و جزئیات این موارد پرداخته است: *الزامات «ایران قوی» در چارچوب نظری سیاست خارجیِ مورد نظر رهبر شهید، از نظر شما چه بوده است؟ در واقع، ایشان این موضوع را مطرح کردند و با وجود همه پیچیدگیها و دشواریهایی که در این عصر، با توجه به تسلیحات جدید و شرایط اقتصادی وجود دارد، آن را به اجرا گذاشتند. این راهبرد چند بُعد و چند رکن دارد. یکی از ارکان آن، توجه به نیروی داخلی است. یعنی یکی از راهبردهای اصلی «ایران قوی» این است که ما به توان داخلی، چه در اقتصاد و چه در حوزه دفاع، اتکا کنیم و به هیچ وجه متکی به خارج نباشیم؛ زیرا تلاطم اقتصادی جهانی که وجود دارد، همه کشورها را در معرض خطر قرار میدهد و آسیبپذیر میکند. زمانی میتوانیم در برابر این تلاطمهای جهانی، اعم از نوسانات قیمت نفت، بازارهای اقتصادی و تهاجمات خارجی مقاومت کنیم و ایرانِ قوی باشیم که به توان مطمئن داخلی متکی باشیم. این، یک راهبرد اصلی است؛ چراکه هرگونه روابط خارجی که ما به آن متکی شویم و آن را یکی از مبانی قدرت خود قرار دهیم، ممکن است هر لحظه به دلیل تحولات جهانی، تلاطمهای موجود، رقابت میان قدرتها و دشمنیهایی که با ما وجود دارد، در معرض خطر قرار گیرد. این، یک رکن است؛ رکنی که هم در اقتصاد و هم در دفاع، ایشان آن را عملاً تا آنجا که توانستند اجرا کردند. اگر سالهای متمادی را مرور کنیم، میبینیم که نامگذاریهای مکرر سالها با محورهایی همچون اقتصاد مقاومتی، تولید داخلی، سرمایه ایرانی و سرمایهگذاری، همگی مبتنی بر چنین راهبردی بوده است؛ یعنی برای آنکه آسیبپذیری اقتصادی ما به حداقل برسد. اما در عرصه دفاعی، ایشان یک دکترین را اجرا کردند و در بخشهای مختلف و در مقاطع گوناگون آن را مطرح نمودند. البته هیچگاه این موضوع را بهصورت یکباره مطرح نکردند؛ زیرا نمیخواستند واکنشهای بینالمللی را تحریک کنند. اگر هر سه رکن این راهبرد را در عرصه دفاع از منافع ملی ایران، دفاع از مرزهای ایران و دفاع از کیان ایران بررسی کنیم، میبینیم که ایشان آنها را به اجرا گذاشتند. یکی از این ارکان، اتکا به تولیدات نهادهای نظامی داخلی بود. همچنین آموزشها، تاکتیکها، شیوههای نظامی، چه در عرصه دفاع، چه در آرایش نظامی و چه در ایجاد پایگاههای نظامی، همگی باید مبتنی بر طرحها و اندیشههای داخلی باشد. در این چارچوب، ایشان بر مسئله موشکها نیز تأکید داشتند؛ زیرا موشکها نسبت به بسیاری از هواپیماها کمهزینهتر هستند و امروز نیز اصل بر این است که از موشک بتوان به بهترین وجه برای دفاع در برابر دشمن استفاده کرد. در عرصه عمل نیز مشاهده کردیم که این راهبرد نتیجه داد. تکیه بر موشکهای نقطهزن، تولید آنها و حمایتی که از این حوزه صورت گرفت، و همچنین توسعه پهپادها که ایشان از آن حمایت کردند، نمونههای روشن این رویکرد است. در واقع، ما کمترین میزان خرید سلاح را، نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه و حتی جهان، داشتهایم. این موضوع، تغییری اساسی نسبت به راهبرد دوران رژیم پهلوی بود. در آن دوره، راهبرد این بود که نفت خود را بدهیم و سلاح بخریم؛ همان راهبردی که امروز نیز عربستان دنبال میکند. عربستان، کویت و امارات امنیت عاریتی را برگزیدند و دیدیم که از این ناحیه چه ضرباتی متحمل شدند. از اینرو، ایشان معتقد بودند که اگر به توان داخلی در تولیدات نظامی متکی باشیم، دیگر نیازی به حضور مستشارانی که بتوانند در پوشش مأموریتهای خود بهصورت جاسوس نیز عمل کنند و از توانمندیهای ما آگاه شوند، نخواهیم داشت و در نتیجه، از این جهت مصونیت پیدا خواهیم کرد. اما مسئله بعدی، فرهنگ عاشورایی است. ایشان سعی کردند شهادت را که بزرگترین رکن دفاعی به شمار میرود، همواره بهصورت گسترده ترویج کنند. اگر توجه کنید، تقریباً همه کتابهایی که ایشان بر آنها تقریظ نوشتهاند، حدود ۹۹ درصد مربوط به دفاع، خاطرات ر