رفقا ما نباید از شخص قوامالسلطنه نگران باشیم. ما باید فقط و فقط از این الفبای فساد اخلاق بترسیم. پس اگر قوامالسلطنه از این ممکلت خارج گردد و وثوقالدوله هم قدغن شود که دیگر وارد ایران نشود، تازه این الفبای منحوس؛ یعنی عقیدهی «هرکس پول داد باید برای او کار کرد»، هزارها قوامالسلطنه و وثوقالدوله را به ایران تحویل خواهد داد. رفقا ما باید تخم این الفبا را برچینیم. امیرمهدی نادری|خبرآنلاین؛ سیدمحمدرضا کردستانی، که بعدها با تخلص «میرزاده عشقی» شناخته شد، از چهرههای برجسته و جسور عصر مشروطه بود؛ شاعری نوگرا، روزنامهنگاری تند و صریح، نویسندهای اهل نقد و نمایشنامهنویسی که نامش با اعتراض، آزادیخواهی و زبان بیپرده گره خورده است. زبان بی پرده سرخی که درنهایت باعث شد سرش بر باد رود. او ۲۰ آذر ۱۲۷۳ خورشیدی در همدان به دنیا آمد و سرانجام ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران، در حالی که تنها ۳۰ سال داشت، بر اثر شلیک گلوله جان باخت. (حائری، ۱۳۷۳، ۲) از همدان تا نخستین تجربههای اجتماعی عشقی در همدان زبانهای فارسی و فرانسه را در مدارس «الفت» و «آلیانس» آموخت؛ آشناییای که بعدها در شکلگیری نگاه تازه و متفاوت او به ادبیات و جامعه تأثیر چشمگیری گذاشت. او پیش از پایان تحصیل، در تجارتخانه یک بازرگان فرانسوی به مترجمی پرداخت و در همان سالها، مهارتش در زبان فرانسه را بیش از پیش تقویت کرد. دوران نوجوانی عشقی همزمان با یکی از مهمترین فصلهای تاریخ معاصر ایران بود؛ زمانی که مظفرالدینشاه فرمان مشروطه را امضا کرد و نسلی تازه، ازجمله او، در متن تحولات سیاسی و اجتماعی کشور قرار گرفت. پس از خلع محمدعلیشاه و ورود مجاهدان مشروطهخواه به تهران، عشقی از همدان راهی پایتخت شد و از نزدیک با فضای پرآشوب سیاسی و اجتماعی تهران روبهرو گردید. او در ۱۷ سالگی تحصیل را کنار گذاشت و بهتدریج مسیر فعالیت اجتماعی و مطبوعاتی را در پیش گرفت؛ مسیری که با انتشار روزنامه «نامه عشقی» رنگ و بویی جدیتر یافت. تجربه استانبول و تولد آثار مهم با آغاز جنگ جهانی اول، فشارهای روسیه و تشکیل دولت ملی کرمانشاه گروهی از فعالان سیاسی راهی استانبول شدند و کانون ملیون را در آنجا تشکیل دادند که عشقی هم در کنار آنها راهی استانبول شد؛ سفری که برای او تنها یک جابهجایی جغرافیایی نبود، بلکه به دورهای مهم در شکلگیری آثار ادبیاش تبدیل شد. در همین دوره بود که نخستین آثار منظوم شاخص خود، از جمله «نوروزینامه» و «رستاخیز شهریاران ایران در خرابههای مدائن» را خلق کرد. «رستاخیز شهریاران ایران» از تماشای ویرانههای طاق کسری و مدائن الهام گرفت؛ در عین حال، تجربه دیدن اپرا در ترکیه نیز بر ذهن و خلاقیت او اثر گذاشت و انگیزه آفرینش این اثر را در او تقویت کرد. از همین رو، برخی پژوهشگران عشقی را از نخستین چهرههایی میدانند که قالب اپرا را با مضمونی ایرانی و سیاسی وارد ادبیات معاصر ایران کرد. (علیبابایی، ۱۳۸۴، ۲۲۵) رویارویی با قرارداد ۱۹۱۹ و ورود به نبرد مطبوعاتی پس از پایان جنگ جهانی اول، عشقی به ایران بازگشت و در صف مخالفان سرسخت قرارداد ۱۹۱۹ وثوقالدوله با دولت بریتانیا قرار گرفت. این قرارداد، که منتقدان آن را تهدیدی جدی برای استقلال سیاسی و اقتصادی ایران میدانستند، با واگذاری نفوذ گسترده در امور کشور به مستشاران انگلیسی، موجی از اعتراض را برانگیخت. با انتشار مفاد قرارداد، آیتالله سیدحسن مدرس نیز مخالفت خود را آشکار کرد و در پی آن، شبنامهها، مقالات و اعتراضهای خیابانی علیه وثوقالدوله گسترش یافت. عشقی نیز در همین فضای پرالتهاب، با شعر و مقاله به میدان آمد و قرارداد را نشانهای روشن از فروش استقلال ایران به بیگانگان دانست. رفت شاه و رفت ملک و رفت تاج و رفت تخت باغبان زحمت مکش کز ریشه کندند این درخت میهمانان وثوقالدوله خونخوارند سخت ای خدا با خون ما این میهمانـی میکنند ای وثـوقالـدولـه! ایـــران ملـک بـابـایت نبــود اجــرتالمثــل متــاع بچگـــیهــایت نبــود ... مـاشـاالله بود یـک دزد ایـن هـزار انــدر هـزار یـک شتـر برده است آن و این قطار انـدر قطار (مشیر سلیمی، ۱۳۷۵، ۱۱۸) او در یکی از چکامههای تند خود، رابطه ایران و انگلیس را به «داستان موش و گربه» تشبیه کرد و سیاست بریتانیا را مبتنی بر طلب امتیازهای پیدرپی توصیف کرد. عشقی همچنین در نوشتهای دیگر، قرارداد را «معامله فروش ایران به انگلستان» خواند و در جایی دیگر، وثوقالدوله را مروج این اندیشه دانست که «هرکس پول داد، برای او باید کار کرد»؛ نگاهی که از نظر او، ریشه فساد سیاسی بود. شدت حملات شعری، مقالات و سخنرانیهای عشقی علیه قرارداد ۱۹۱۹، دولت بریتانیا و وثوقالدوله، سرانجام به بازداشت و زندانی شدن او انجامید. با این حال، او حتی در زندان نیز سکوت نکرد و در منظومه «شاعر زندانی» از موضع خود دفاع کرد؛ جایی که با صراحت میپرسد آیا پرسیدن از بیگانه که در این خانه چه میخواهد، خیانت است یا دفاع از استقلال ایران؟ شدت حملات شعری، مقالات و سخنرانیهای عشقی علیه قرارداد ۱۹۱۹، دولت بریتانیا و وثوقالدوله، سرانجام به بازداشت و زندانی شدن او انجامید. با این حال، او حتی در زندان نیز سکوت نکرد و در منظومه «شاعر زندانی» از موضع خود دفاع کرد؛ جایی که با صراحت پرسید آیا پرسیدن از بیگانه که در این خانه چه میخواهد، خیانت است یا دفاع از استقلال ایران؟ ... زبانـم را نمـیدانم گنهکـار از چه مـیخـوانی؟ چه بد کرده که گردانم از آن کـرده پشیمـانش اگر گفتست که بیگانه چه میخواهد در این خانه؟ خیانت می نه بنموده چه میخواهید از جانش؟ نگهــداری ایـن کشـور اگـر نــاید ز دست تـو چرا با دست خود بدهـی بدست انگلیسـانش؟ ... گنــهکــارم من ار پـابنـد استقـلال ایـرانـــم و یـا خاطـر پریشانـم از اوضاع پریشانـش؟ (همان، ۳۴۶) «روزنامه قرن بیستم»؛ تریبون پرشور اعتراضهای میرزاده عشقی عشقی در سال ۱۳۰۰ خورشیدی روزنامه «قرن بیستم» را بنیان گذاشت و نخستین شماره آن ر