موج صادرات خودروهای برقی چینی با قیمتهای فوقالعاده ارزان، صدها هزار موقعیت شغلی را در اروپا تهدید میکند؛ آیا غربیها راه نجاتی دارند؟ تا همین چندسال پیش اگر کسی میگفت روزی خیابانهای اروپا پُر از خودروهای چینی میشود و غولهایی مثل فولکسواگن به دستوپا میافتند، احتمالاً همهی ما به او میخندیدیم. اتومبیلهای آلمانی و ژاپنی برای دههها نماد بیچونوچرای مهندسی بودند و کسی فکرش را نمیکرد این سلطه روزی تمام شود. خلاصه صوتی خلاصهی صوتی، ساختهشده با هوش مصنوعی اما حالا در بندرگاههای بزرگ اروپا مثل برمرهافن دیگر از آن غرور همیشگی خبری نیست؛ کشتیها یکی پساز دیگری پهلو میگیرند و هزاران خودروی برقی چینی را با طراحیهای مدرن، کابینهای هوشمند و قیمتهایی که گاه تا ۴۰درصد ارزانتر از معادلهای غربی است، روانهی جادهها میکنند. البته خودروهای برقی چینی یکشبه راهشان را به کشورهای غربی باز نکردند. اگر فکر میکنید بحران فعلی صنعت خودروسازی اروپا که خطر ازدسترفتن بیشاز ۱۰۰هزار موقعیت شغلی را بههمراه داشته است، صرفاً از کپیکاری و خوششانسی کارخانههای چین ناشی میشود، باید کمی دقیقتر به صحنه نگاه کنید. فکر میکنید چه مکانیزمهای پنهانی در راهروهای انبوه کارخانههای شرقی جریان دارد که اینچنین پایههای امپراتوری خودروسازان غربی را به لرزه درآورده است و آیا سلاطین قدیمی صنعت اصلاً شانسی برای فرار از چالش فعلی دارند؟ تغییر زمین بازی؛ کوچ هوشمندانه از بنزین به برق در دهههای هشتاد و نود میلادی خیابانهای پکن و شانگهای مملو از دوچرخه بود و صنعت خودروسازی چین با کارگاههای ابتدایی و پراکندهاش هیچ افق بلندپروازانهای را پیشروی خود نمیدید. رهبران اقتصادی چین با آگاهی از عقبماندگی کشورشان، استراتژی سرمایهگذاری مشترک را روی میز گذاشتند و به غولهای خودروسازی جهان پیام دادند که برای دسترسی به بازار عظیم و تشنهی چین، باید با شرکتهای محلی شریک شوند. هدف آشکار و پنهان پکن این بود که دانش فنی موتورها را به داخل کشور بیاورد و فناوریشان را بومیسازی کند. اما طرح چینیها طبق پیشبینیها جلو نرفت؛ زیرا شرکتهای غربی و ژاپنی بهخوبی ارزش مالکیت معنوی محصولاتشان را میدانستند. آنها پلتفرمهای قدیمیتر را به چین میآوردند و فرآیندهای حساس مهندسی را پشت درهای بسته در کشورهای خود نگه میداشتند. چین با درک عقبماندگی خود در فناوری موتورهای بنزینی، تمام تمرکزش را روی خودروهای برقی گذاشت مهندسان چینی در ساختار نابرابر موجود، بیشتر به مونتاژکارانی ماهر تبدیل شده بودند تا طراحانی نوآور. در نهایت، این استراتژی برای شکستن انحصار طراحی موتور و گیربکس شرکتهای خارجی ناکام ماند و شرکتهای چینی متوجه شدند که هرچه تلاش کنند، باز هم دههها از استانداردهای مهندسی آلمانی یا ژاپنی عقبتر هستند. سیاستگذاران چین که میدیدند در رقابت صدسالهی موتورهای بنزینی پیروز نمیشوند، تصمیم گرفتند فناوری گذشته را رها کنند و همهی تمرکزشان را روی آینده، یعنی خودروهای الکتریکی بگذارند. در آن زمان، وسایل نقلیهی الکتریکی حتی در غرب نیز پدیدهای حاشیهای محسوب میشدند و هیچ شرکتی برتری مطلقی در آن نداشت. سال ۲۰۱۵، وقتی دولت چین، برنامهای ۱۰ساله بهنام سند راهبردی «ساخت چین ۲۰۲۵» را رونمایی کرد، توسعهی وسایل نقلیهی مبتنیبر انرژیهای نو (NEV) به اولویت ملیشان تبدیل شد. تحقیقات دانشگاه خنت نشان میدهد که این تصمیم صرفاً بهمنظور تسلط صنعتی اتخاذ نشد و راهکاری حیاتی برای کاهش وابستگی شدید چین به واردات سوختهای فسیلی و مقابله با آلودگی سنگین کلانشهرها بهشمار میرفت. بدینترتیب چینیها بهجای مبارزه در زمینی که از پیش در آن بازنده بودند، زمین بازی کاملاً جدیدی خلق کردند تا قوانینی را بنویسند که خودشان استاد اجرایش باشند. توهم پولپاشی: استراتژی یارانهای چین فراتر از تزریق ساده پول هنگامیکه قانونگذاران واشنگتن و بروکسل به قیمتهای پایین خودروهای وارداتی از شرق نگاه میکنند، سادهترین واکنش تدافعی را نشان میدهند و پکن را به تزریق بیرویهی پول و ایجاد رقابتی ناعادلانه متهم میکنند؛ البته این روایت تا حدودی واقعیت دارد. موفقیت پکن نتیجه توزیع هدفمند یارانهها و یادگیری در حین تولید است طبق بررسیهای مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، دولت چین بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۳، بودجهای معادل ۲۳۰٫۸ میلیارد دلار را برای حمایت از صنعت خودروهای الکتریکی خود هزینه کرده است. حمایتهای همهجانبهی دولت چین، گزینههایی نظیر معافیتهای مالیاتی ۱۰درصدی برای خریداران، بودجههای کلان برای احداث زیرساختها و شبکههای شارژ، اهدای زمینهای ارزانقیمت به کارخانهداران و خریدهای تضمینی برای ناوگان تاکسیرانی دولتی را شامل میشد. در سال ۲۰۲۳، یارانهای که شرکت CATL بهعنوان برترین تولیدکنندهی باتری جهان دریافت کرد، حدود ۸۰۹٫۲میلیون دلار برآورد میشد؛ بااینحال، اگر تخصیص بودجههای کلان بهتنهایی میتوانست تسلط صنعتی بههمراه بیاورد، بسیاری از اقتصادهای ثروتمند جهان تاکنون باید به چنین جایگاهی دست مییافتند. راز واقعی موفقیت چین به مکانیزم توزیع یارانههای دولتی میگردد؛ سازوکاری که عمدتاً با نام یادگیری در حین تولید شناخته میشود. در این ساختار، سوبسیدها بازاری امن و پرظرفیت خلق کردند که به تولیدکنندگان اجازه میداد خطوط مونتاژ خود را با حداکثر ظرفیت بهکار بیندازند. در مرحلهی بعد بهلطف تولید انبوه، مهندسان و تکنسینها توانستند در لابراتواری واقعی و بسیار وسیع تجربه کسب کنند. با افزایش حجم تولید، فرآیندها کارآمدتر شدند، میزان ضایعات کاهش یافت و طراحیها صیقل خورد؛ روندی که در نهایت به کاهش خیرهکنندهی ۴۲درصدی هزینههای تولید باتری در فاصلهی سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ منجر شد. دولت به مرور سوبسیدها را کاهش داد و شرکتها را به بازار رقابتی سپرد ترکیب تجربیات عملی با ح