همزمان با دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا، اکونومیست در سرمقالهای مفصل، تاریخ جمهوری ایالات متحده را از نگاه بنیانگذاران آن مرور کرده و میپرسد آیا کشوری که روزگاری خود را الگوی آزادی و دموکراسی برای جهان میدانست، اکنون وارد مرحله افول شده است یا بار دیگر توانایی بازآفرینی خود را خواهد یافت؟ خبرآنلاین- زهره نوروزپور: وقتی اکونومیست درباره آینده قدرتهای بزرگ مینویسد، تحلیلگران با دقت بیشتری آن را میخوانند. این هفتهنامه معتبر انگلیسی طی دهههای گذشته بارها با تحلیل روندهای بلندمدت سیاسی و اقتصادی، موضوعاتی را مطرح کرده که بعدها به واقعیت سیاست جهانی تبدیل شدهاند. از همین رو، سرمقاله تازه اکونومیست که در ادامه شرح آن را میخوانید درباره آینده آمریکا در دویستوپنجاهمین سال استقلال این کشور، صرفاً یک تحلیل سالگرد نیست؛ بلکه تلاشی برای ترسیم آینده جمهوریای است که به باور این نشریه، در یکی از سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ خود قرار گرفته است. این نشریه همچنین فراتر از تحلیل رویدادهای روز، به دلیل ترسیم روندهای بلندمدت سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی مورد توجه سیاستمداران، دانشگاهیان و تحلیلگران قرار دارد. این هفتهنامه در مقاطع مختلف، از تغییر موازنه قدرت جهانی و ظهور چین گرفته تا پیامدهای جهانی فناوریهای نوین و دگرگونی نظم بینالملل، تحلیلهایی منتشر کرده که بسیاری از آنها در سالهای بعد به محور اصلی تحولات جهانی تبدیل شدهاند. مجله اکونومیست در سرمقاله تازه خود به مناسبت دویستپنجاهمین سالگرد تاسیس آمریکا، با نگاهی به گذشته، حال و آینده ایالات متحده، تلاش کرده به همین پرسش پاسخ دهد. این هفتهنامه، ضمن مرور فراز و فرودهای دو قرن و نیم تاریخ آمریکا، از شکافهای سیاسی، تغییر نگرش به مهاجرت، افزایش تمرکز قدرت و دگرگونی نقش واشنگتن در جهان میگوید؛ اما در نهایت به این نتیجه میرسد که مهمترین ویژگی جمهوری آمریکا، توانایی آن برای بازسازی خود در دل بحرانهاست. سرمقاله این نشریه با عنوان با«آمریکا همچنان قدرتمند است؛ اما سلطهاش رو به افول است» «America is mighty—but becoming less dominant» را در ادامه میخوانیم: ********************************************************************* جمهوریای که از همان روز نخست با تردید متولد شد وقتی بنیانگذاران آمریکا در سال ۱۷۷۶ استقلال خود را اعلام کردند، تنها در حال گسستن از امپراتوری بریتانیا نبودند؛ آنها میخواستند نظامی سیاسی بنا کنند که در آن قدرت نه در اختیار یک پادشاه، بلکه در دست مردم باشد. این ایده در قرن هجدهم تجربهای بیسابقه و پرریسک بود و حتی طراحان آن نیز مطمئن نبودند که بتواند دوام بیاورد. به نوشته اکونومیست، نگرانی اصلی بنیانگذاران این بود که جمهوری نوپا دیر یا زود قربانی اختلافهای داخلی، پوپولیسم یا ظهور یک حاکم قدرتمند شود و سرنوشتی مشابه بسیاری از جمهوریهای پیشین پیدا کند. از نگاه آنان، آزادی دستاوردی نبود که یکبار به دست آید و برای همیشه حفظ شود؛ بلکه باید نسل به نسل از آن مراقبت میشد. اما اکنون که ۲۵۰ سال از آن روزها گذشته، خودِ تاریخ تا حد زیادی به این نگرانیها پاسخ داده است. آمریکا نهتنها از هم نپاشید، بلکه به یکی از تأثیرگذارترین قدرتهای جهان تبدیل شد؛ کشوری که در مقاطع سرنوشتسازی مانند دو جنگ جهانی و سپس دوران جنگ سرد، نقشی تعیینکننده در شکست حکومتهای استبدادی و شکلگیری نظم بینالمللی ایفا کرد. البته این مسیر هرگز بدون بحران نبود. بردهداری، تبعیض نژادی، فساد سیاسی، قدرتگیری سرمایهداران بزرگ، جنگ داخلی و جنگهای جهانی، هر یک در مقطعی آینده جمهوری را با تردید روبهرو کردند. با این حال، اکونومیست معتقد است همین بحرانها به آمریکا آموخت چگونه خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و از دل هر شکست، نهادهایش را نیرومندتر از گذشته بازسازی کند. سالگردی که بیش از جشن، یادآور یک دغدغه قدیمی است اکونومیست معتقد است آمریکا امسال در حالی جشن استقلال خود را برگزار میکند که بار دیگر همان دغدغههای قدیمی بنیانگذاران زنده شده است. در فضای سیاسی این کشور، از افول آمریکا بیش از هر زمان دیگری سخن گفته میشود. شکاف میان دو حزب اصلی عمیقتر شده، اعتماد عمومی به نهادهای حکومتی کاهش یافته و جامعه بیش از گذشته دچار دو قطبی سیاسی است. در چنین فضایی، بسیاری از آمریکاییها این پرسش را مطرح میکنند که آیا ارزشهایی که جمهوری آمریکا بر پایه آنها شکل گرفت، همچنان توان حفظ این نظام را دارند یا نه. به باور اکونومیست، این نگرانی تنها به سیاست داخلی محدود نمیشود. آمریکا همزمان در حال فاصله گرفتن از نقشی است که پس از پایان جنگ جهانی دوم برای خود تعریف کرده بود؛ نقشی که بر دفاع از نظم بینالمللی، حمایت از متحدان و ترویج ارزشهای لیبرال استوار بود. به همین دلیل، دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا بیش از آنکه صرفاً یک جشن ملی باشد، فرصتی برای بازاندیشی درباره آینده جمهوری است؛ آیندهای که از نگاه اکونومیست، نه از پیش تعیین شده و نه الزاماً رو به افول است. توکویل؛ ناظری که هنوز حرفهایش تازه است برای فهم بهتر این مقطع تاریخی، اکونومیست به سراغ یکی از مهمترین ناظران تاریخ آمریکا میرود؛ الکسی دو توکویل، اندیشمند فرانسوی که در دهه ۱۸۳۰ میلادی به آمریکا سفر کرد و حاصل مشاهدات خود را در کتاب مشهور «دموکراسی در آمریکا» ثبت کرد. توکویل در آن زمان از پویایی جامعه آمریکا شگفتزده شده بود، اما همزمان هشدار میداد که هر جمهوری، اگر نتواند میان آزادی، قانون و مهار قدرت تعادل برقرار کند، ممکن است از درون آسیب ببیند. اکونومیست مینویسد بسیاری از نگرانیهایی که توکویل نزدیک به دو قرن پیش مطرح کرده بود، امروز دوباره در جامعه آمریکا شنیده میشود؛ نگرانی از تمرکز قدرت، کاهش کارآمدی نهادهای منتخب و فرسایش تدریجی اعتماد عمومی. آیا توازن قدرت در آمریکا در حال تغییر است؟ یکی از مهمترین محو