به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرش نصیری؛ در میان سیاستمداران جمهوریخواه دو دهه اخیر آمریکا، کمتر شخصیتی را میتوان یافت که به اندازه لیندزی گراهام، سیاست خارجی را محور اصلی فعالیت سیاسی خود قرار داده باشد. اگرچه او در موضوعات داخلی نیز از مواضع محافظهکارانه دفاع میکرد، اما شهرت و نفوذ واقعیاش به دلیل نقشآفرینی در پروندههای امنیتی و بینالمللی شکل گرفت؛ از حمایت از جنگ عراق و حضور بلندمدت آمریکا در افغانستان گرفته تا دفاع بیقیدوشرط از اسرائیل، حمایت از اوکراین و پشتیبانی از سیاست فشار حداکثری و حتی اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران. از همین رو، بسیاری از ناظران سیاسی، گراهام را نه صرفاً یک سناتور، بلکه یکی از آخرین نمایندگان سنّت جمهوریخواهانی میدانند که معتقد بودند ایالات متحده باید با اتکا به زور نظامی و شبکه متحدان خود، نظم مطلوب واشنگتن را در جهان حفظ کند. در این یادداشت مختصر، به بهانه مرگ لیندزی گراهام در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی (۲۰ تیر ۱۴۰۵ شمسی)، به بخشی از کارنامه سیاسی او میپردازیم. نگاهی به زندگینامه گراهام لیندزی اولین گراهام در ۹ ژوئیه ۱۹۵۵ (۱۷ تیر ۱۳۳۴) در شهر کوچک سنترال در ایالت کارولینای جنوبی متولد شد. خانواده او از طبقه متوسط رو به پایین بودند و والدینش رستوران و سالن بیلیاردی به نام Sanitary Cafe را اداره میکردند. او نخستین عضو خانواده بود که وارد دانشگاه شد و با استفاده از بورسیه آموزشی نیروهای ذخیره ارتش (ROTC)، تحصیلات خود را در دانشگاه کارولینای جنوبی ادامه داد و پس از دریافت مدرک کارشناسی، در رشته حقوق فارغالتحصیل شد. [۱] زندگی شخصی گراهام در جوانی با دشواریهای قابل توجهی همراه بود. مرگ مادرش در دوران دانشجویی و سپس درگذشت پدرش اندکی پس از فارغالتحصیلی، مسئولیت سرپرستی خواهر کوچکتر را بر عهده او گذاشت. این تجربه، به گفته برخی زندگینامهنویسان، در شکلگیری شخصیت منضبط او نقش مهمی ایفا کرد. گراهام پس از پایان تحصیلات، به عنوان وکیل در نیروی هوایی ایالات متحده مشغول خدمت شد و چند سال در آلمان غربی خدمت کرد. او سپس به گارد ملی هوایی کارولینای جنوبی و بعدتر به نیروهای ذخیره نیروی هوایی پیوست و در مجموع بیش از سه دهه سابقه خدمت نظامی داشت و در سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۳ ـ ۱۳۹۴ شمسی) با درجه سرهنگی بازنشسته شد. تجربه حضور در ساختار نظامی آمریکا، بعدها یکی از عوامل مؤثر در نگاه امنیتمحور او به سیاست خارجی محسوب شد. [۲] ورود گراهام به سیاست از مجلس نمایندگان کارولینای جنوبی آغاز شد و در سال ۱۹۹۴ (۱۳۷۳) به مجلس نمایندگان آمریکا راه یافت. هشت سال بعد، با پیروزی در انتخابات سنا، کرسی استروم تورموند، سناتور پرنفوذ جمهوریخواه، را به دست آورد؛ کرسیای که تا زمان درگذشتش حفظ کرد. طی بیش از دو دهه حضور در سنا، او در کمیتههای مهمی، چون قضایی، بودجه، روابط خارجی و تخصیص اعتبارات عضویت داشت و در مقاطعی ریاست برخی از این کمیتهها را نیز بر عهده گرفت. [۳] از نسل جمهوریخواهان مداخلهگرا برای درک جایگاه لیندزی گراهام، باید او را در چارچوب تحولات سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ سرد تحلیل کرد. گراهام به نسلی از جمهوریخواهان تعلق داشت که تحتتأثیر اندیشههای رونالد ریگان و سپس جریان نومحافظهکار، بر این باور بودند که ایالات متحده نهتنها حق، بلکه مسئولیت دارد با اتکا به قدرت نظامی، امنیت و نظم بینالمللی مورد نظر خود را حفظ کند. در این نگاه، عقبنشینی آمریکا از بحرانهای جهانی، به معنای افزایش نفوذ رقبایی همچون روسیه، چین و جمهوری اسلامی ایران بود. [۴] به همین دلیل، گراهام در تمام دوران فعالیت سیاسی خود از افزایش بودجه دفاعی، حفظ حضور نظامی آمریکا در مناطق بحرانخیز، تقویت ناتو، حمایت از اسرائیل و مقابله با دولتهایی که آنها را تهدیدی علیه منافع آمریکا میدانست، دفاع کرد. او بارها تأکید کرده بود که ضعف آمریکا در یک منطقه، سایر رقبا را نیز به آزمودن اراده واشنگتن ترغیب خواهد کرد؛ چنانکه در جریان جنگ اوکراین هشدار داد که عقبنشینی در برابر روسیه میتواند پیامدهایی مستقیم برای تایوان و موازنه قدرت در شرق آسیا داشته باشد.[۵] این رویکرد، گراهام را در کنار چهرههایی مانند جان مککین و جو لیبرمن قرار داد؛ سه سیاستمداری که به دلیل مواضع مشترک خود در حوزه سیاست خارجی، در محافل سیاسی واشنگتن با عنوان «سه رفیق» شناخته میشدند. هر سه، مدافع مداخله فعال آمریکا در جهان بودند و اعتقاد داشتند که امنیت ایالات متحده، فراتر از مرزهای جغرافیایی این کشور تعریف میشود. [۶]، اما درست در زمانی که گراهام همچنان بر این جهانبینی اصرار داشت، فضای سیاسی آمریکا در حال تغییر بود: تجربه پرهزینه جنگهای عراق و افغانستان، رشد گرایشهای انزواطلبانه و ظهور دونالد ترامپ با شعار «اول آمریکا» (America First)، به تدریج جایگاه سنت جمهوریخواهان مداخلهگرا را تضعیف کرد. از همین رو، خبرگزاری آسوشیتدپرس در ارزیابی میراث گراهام، او را یکی از آخرین چهرههای برجسته این سنت سیاسی توصیف کرد؛ سیاستمداری که تا واپسین روزهای عمر، همچنان بر ضرورت نقشآفرینی فعال آمریکا در نظام بینالملل تأکید میکرد، حتی اگر این دیدگاه دیگر در حزب متبوعش طرفداران گذشته را نداشته باشد. [۷] عراق؛ آزمون بزرگ جهانبینی جنگطلب اگر قرار باشد تنها یک پرونده را به عنوان اولین و مهمترین نماد اندیشه سیاسی لیندزی گراهام معرفی کنیم، بیتردید آن پرونده جنگ عراق است. این جنگ نهتنها یکی از پرهزینهترین مداخلات نظامی تاریخ معاصر آمریکا به شمار میرود، بلکه تصویری روشن از جهانبینی سیاستمدارانی همچون گراهام ارائه میدهد. این سیاستمداران معتقد بودند امنیت ایالات متحده با حذف تهدیدها در خارج از مرزهای این کشور تأمین میشود، حتی اگر این امر مستلزم استفاده گسترده از نیروی نظامی باشد. گراهام تنها چند هفته از ورودش به مجلس سنا گذش