هر روز اخبار فراوانی در رسانهها منتشر میشود که دنبالکردن آنها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیلهای صورتگرفته، مخاطبان خود را از مهمترین وقایع روز آگاه میکند. حرف گوش کن و به خانه ات برگرد یانکی! وطن امروز نوشت: حالا پرسش بزرگ برای رسانهها و تحلیلگران جهان این است: آمریکا در رابطه با جمهوری اسلامی، در این شرایط چه گزینهها و چه محدودیتهایی دارد؟ ماهنامه «آتلانتیک» به این پرسش پاسخ داده است. گزارش آتلانتیک با یک اعتراف آغاز میشود: «متأسفانه برای شکستن بنبست بر سر تنگه هرمز، گزینههای بسیار اندکی برای ایالات متحده باقی مانده است؛ همان گزینههای محدود نیز نه جذابند و نه احتمال چندانی دارد به نتیجه برسند». به باور این مجله، ایران به این درک رسیده که بهترین راه برای پایان جنگ و امتیازگیری از آمریکا، کنترل تنگه هرمز به هر قیمتی است و ایران سالها اقتصاد و مردمی تابآور داشته که میتوانند این شرایط دشوار را هم از سر بگذرانند.. در چنین شرایطی آمریکا تنها ۴ گزینه پیشرو دارد: « در عمل، ۴ گزینه پیش روی آمریکا باقی مانده و هر یک به شیوه خاص خود فاجعهبار است. آمریکا میتواند مسیر فعلی را ادامه دهد، میتواند زندگی در ایران را ناممکن کند، میتواند اعلام پیروزی کند و به خانه بازگردد، میتواند حملهای زمینی را آغاز کند. مسیر اول بیچشمانداز است و تدریجاً توان باقیمانده مهمات راهبردی آمریکا را هم فرسوده میکند.. مسیر دوم جنایت علیه بشریت است و تهران حتماً شدیداً واکنش نشان خواهد داد گزینه ورود زمینی به ایران هم چشمانداز نامشخص و ترسناکی دارد: در نهایت، ایالات متحده میتواند تصمیم بگیرد نیروی زمینی وارد میدان کند. با این حال، نه نیروی انسانی کافی دارد و نه پشتیبانی لجستیکی لازم برای آغاز یک کارزار زمینی در داخل ایران». به نوشته آتلانتیک، بهترین راه برای ترامپ در این شرایط، آن است که خواستههای تهران را در قالب تفاهم بپذیرد و راه خانه را در پیش گیرد! **** خائن خواندن منتقدان در صداو سیما به بهانه تنوع دیدگاه ! روزنامه خراسان نوشت: با وجود آنکه رهبر انقلاب صریحاً بر «اتحاد مقدس»، حفظ انسجام ملی و پرهیز از منازعات تفرقهساز تأکید کردهاند، صداوسیما همچنان در برخی برنامههای خود تریبون را در اختیار افرادی میگذارد که سیاستمداران و منتقدان داخلی را با تعابیری مانند «خائن» خطاب میکنند. این تناقض را نمیتوان با عنوان تنوع دیدگاه توجیه کرد؛ رسانه ملی موظف است میان نقد صریح و اتهامزنی مرز بگذارد. وقتی از آنتن عمومی کشور، اختلاف سیاسی به خیانت ترجمه میشود، فرمان وحدت در حد یک شعار مناسبتی باقی میماند و گسلهای داخلی عمیقتر میشود. وحدت با سخنرانی ساخته نمیشود؛ باید در سیاستگذاری آنتن نیز قابل مشاهده باشد. این وضعیت الزاماً به معنای وجود یک اتاق فرمان واحد برای تمام اختلافات نیست. چنین تصوری، خود نوعی سادهسازی خطرناک است. برخی بحرانها محصول خطای مدیریتیاند، برخی از رقابت سیاسی داخلی تغذیه میشوند و برخی نیز بهطور هدفمند از بیرون تقویت میشوند. اما دشمن برای بهرهبرداری، نیازی به ساختن همه گسلها ندارد؛ کافی است شکاف موجود را شناسایی کند، روی آن سرمایه رسانهای بگذارد و دو سوی جامعه را به واکنشهای تندتر هل دهد. الگوریتم شبکههای اجتماعی نیز در این میدان، خشم را سریعتر از توضیح و برچسب را گستردهتر از استدلال توزیع میکند. **** سعودی روی پل فرهیختگان نوشت: در جنگ 12 روزه ایران با رژیم صهیونیستی میجنگید و پس از ورود آمریکا و بمباران تأسیسات هستهای، گروههای مقاومت عراقی حملاتی به مواضع مرتبط با آمریکا در خاک کشورشان انجام دادند. در جنگ 40 روزه، آمریکا با ایران در خلیجفارس درگیر بود و مقاومت لبنان طرف اصلی درگیر با رژیم صهیونیستی به شمار میرفت. در جنگ آتی و با ورود جنگ به عرصه زمینی تقسیمبندی بزرگتری به وجود میآید. ایران در برابر آمریکا برای تهاجم به کویت و امارات، مقاومت لبنان در برابر رژیم صهیونیستی، عراق در برابر حکومت جولانی در سوریه که برای رهایی رژیم صهیونیستی از فشار احتمال لبنان احتمال دارد به این کشور حمله کند و یمن در برابر سعودی. ورود یمن به عرصه به معنای انسداد تنگه هرمز، ناامنی دریای سرخ، سواحل شرق آفریقا و بخشهایی از اقیانوس هند خواهد بود؛ در این صورت مسیر اروپا یا همان ناتو برای ورود به درگیریها از مسیر دریایی بسته شده و آمریکا نیز نخواهد توانست شناورهای خود را بهراحتی سابق در دریاها عبور دهد. دلخوشی دشمن برای ضربه به یمن، گروههای مزدور تجمع کرده در جنوب و شرق یمن هستند. آنها به کمک دشمن مجهزند و آموزش دیدهاند اما مشکلات زیادی در مقایسه با دولت مقاومت در صنعا دارند. جمعیت مناطق تحت کنترل دولت صنعا به 25 تا 30 میلیون نفر میرسد درحالیکه در محدوده دولت عدن، 10 میلیون نفر سکونت دارند. تعداد نظامیان شمال به 400 هزار نفر میرسد اما حداکثر بسیج جنوب، 200 هزار نفر است. از سوی دیگر، جمعیت شمال نسبت به جنوب که مسطح، صحرایی، بندری و شهری است، کوهستانی، ناهموار با محیطی خشن، بافت قبایلی و مردمانی جنگ جو است. بافت قبایلی و حضور یک سازمان بزرگ ایدئولوژیک، وحدت و هماهنگی بیسابقهای را در شمال رقمزده درحالیکه در جنوب، بافت قبایلی به استحکام شمال نیست و گروههایی صرفاً مزدور با هدایت خارجی کنار یکدیگر جمع شدهاند. این قضیه نشان میدهد جنوب قادر به نجات عربستان از حملات زمینی دولت صنعا نیست. **** بنزین و حفره اطلاعرسانی روزنامه اطلاعات نوشت: باید از دولت و مجموعه اطلاعرسانی آن خواست دستکم در شرایط موجود و برای مسایل حساسی چون بنزین که بهطور مویرگی تمام آحاد مردم و شئونات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی کشور را تحت تاثیر قرار میدهد، با ارکان و دستگاههای مختلف تصمیمگیری دراینباره هماهنگی و نظمی