اگرچه پانتئون (معبد) خدایان، نیمهخدایان، قهرمانان و تایتانها هزاران سال است که وجود داشتهاند، اما به طرز عجیبی سریالهای تلویزیونی کمی وجود دارند که واقعاً… به گزارش هفت صبح اساطیر یونان در طول سالها بازتفسیرهای زیادی را به خود دیدهاند؛ از آثار علمی و پژوهشی مانند ترجمه «امیلی ویلسون» از ادیسه گرفته تا نسخههای مدرنشدهای مثل مجموعه رمانهای نوجوان «ریک ریوردان». برخی از داستانهای اساطیری در تلویزیون حتی مسئول شروع مسیر حرفهای ستارههای تراز اول سینما بودهاند. علاوه بر برخی از سریالهای فانتزی فراموششده که شایسته طرفداران بیشتری هستند، این ده سریال، اساطیر یونان را برای مخاطبان عام و خاص بازسازی میکنند. برخی ریسکهای بزرگی برای گنجاندن اسطوره در فضای مدرن انجام میدهند، در حالی که برخی دیگر به طرز چشمگیری به داستانهای اصلی وفادار میمانند. ۱. زن شگفتانگیز (Wonder Woman) - ۱۹۷۵ ریشههای «زن شگفتانگیز» در اساطیر یونان، از همان زمان معرفی او به عنوان یک شاهزاده-جنگجوی آمازونی و دختر ملکه اساطیری «هیپولیتا» وجود داشته است. بیش از ۳۰ سال پس از ظهور او در کتابهای کمیک، «لیندا کارتر» نقش دیانا پرینس را در سریال «زن شگفتانگیز» که برای سه فصل از شبکههای ABC و CBS پخش شد، بازتعریف کرد. این سریال به داستان ریشه او میپردازد؛ جایی که «استیو ترور» خلبان جنگ جهانی دوم در جزیره پارادایس سقوط میکند و همراه با زن شگفتانگیز به خانه بازمیگردد. اگرچه فصل اول سریال عمدتاً داستانی ابرقهرمانی درباره شخصیتی است که به محیطی بیگانه وارد شده و در آمریکای دهه ۱۹۴۰ با جنایت مبارزه میکند، اما فصلهای بعدی دههها بعد اتفاق میافتند و دیانا به ماموریت خود برای مقابله با تهدیدات معاصر در فضای مدرن دهه ۱۹۷۰ ادامه میدهد. اشارات به اساطیر یونان و لور (داستانهای پیشزمینه) آمازونها بعد از قسمت آزمایشی (Pilot) چندان پررنگ نیست و راه را برای تبدیل شدن «زن شگفتانگیز» به یک نماد ابرقهرمانی (بیشتر از یک چهره اساطیری) هموار میکند. هرچند ممکن است این سریال دقیقترین یا عمیقترین تصویر از اساطیر یونان نباشد، اما به دلیل اینکه یکی از نمادینترین برنامههای دهه ۷۰ است، شایسته جایگاهی در این لیست است. فراتر از آن، بازی لیندا کارتر به تثبیت زن شگفتانگیز به عنوان یک نماد فمینیستی بزرگ، به ویژه در دنیای دیسی (DC) کمک کرد. ۲. زینا: شاهدخت جنگجو (Xena: Warrior Princess) اگرچه سریال «هرکول: سفرهای افسانهای» میتوانست در این لیست جای بگیرد، اما این سریال فرعی (اسپینآف) یعنی «زینا: شاهدخت جنگجو» بود که به جرأت به ماندگارترین بخش تلویزیون در اواخر دهه ۹۰ تبدیل شد. حضور لوسی لاولس در نقش زینا هرگز قرار نبود منجر به ساخت سریال اختصاصی خودش شود. او ابتدا در یک آرک داستانی سه قسمتی در سریال «هرکول» ظاهر شد، اما محبوبیت فوقالعادهاش سازندگان را متقاعد کرد که او را نکشند و در عوض چراغ سبز ساخت سریال درام خودش را بدهند. داستان سریال بر شخصیت زینا تمرکز دارد که در شهر یونانی آمفیپولیس بزرگ شده است؛ هرچند سریال او را در حال سفر به دور جهان برای یافتن رستگاری به خاطر گذشته شرورانهاش نشان میدهد. در طول سریال، زینا با شخصیتهای بسیاری از اساطیر یونان روبرو میشود، از جمله «اتولیکوس» دزد (با بازی بروس کمبل)، «سیزیف» پادشاه قرنتی (با بازی چارلز سیبرت) و «آرس» خدای المپنشین (با بازی کوین اسمیت). این سریال همچنین شخصیتهای اساطیری زیادی از خارج از قلمرو یونان را به تصویر میکشد و اسطورههای فرهنگی را با شخصیتهای کتاب مقدس، موجودات اساطیر اسکاندیناوی و حتی قهرمانان افسانهای آلمانی مانند «بیوولف» یا «برونهیلد» ترکیب میکند. با این حال، این بازی قدرتمند و کاریزماتیک لاولس در نقش اول بود که سریال را به یک پدیده فرهنگی تبدیل کرد. ۳. ادیسه (The Odyssey) - ۱۹۹۷ هرچند اقتباس کریستوفر نولان از «ادیسه» رقیب سرسختی است، اما مینیسریال شبکه NBC شانس این را داشت که در سال ۱۹۹۷ اکران شود. با بازی «آرماند آسانته» در نقش ادیسه، این مینیسریال در طرح داستان و لحن به متن اصلی وفادارتر است. این سریال جزئیاتی از شعر هومر را حفظ کرده که فیلم نولان از آنها صرفنظر کرده است؛ از جمله فریب معروف «هیچکس» توسط ادیسه در مواجهه با سیکلوپ (غول یکچشم) و کیسه بادهای «آئولوس». با این حال، ستاره واقعی این مینیسریال، جلوههای بصری آن است. در حالی که فیلم نولان در سال ۲۰۲۶ از یک سیکلوپ واقعی (عملی) و طراحی صحنه پیچیده بهره میبرد، «ادیسه» شبکه NBC چندین دهه قبل در تلاش برای خلق یک نمایش جاهطلبانه بود. با این وجود، برخی منتقدان به بازیها و سایر محدودیتهای تکنولوژیکی سریال خرده گرفتند. شاید «ادیسه» NBC بهترین انتخاب برای طرفداران فیلمهای نولان نباشد، اما بینندگانی که به دنبال اقتباسی وفادارتر از شعر هومر هستند، نکات مثبت زیادی در آن خواهند یافت. این یک اثر حماسی است که نشان میدهد این داستان پس از هزاران سال چقدر ماندگار باقی مانده است. ۴. هرکول جوان (Young Hercules) اگرچه رایان گاسلینگ تا قبل از فیلمهایی مانند «دفترچه خاطرات» (The Notebook) تبدیل به یک بازیگر نقش اول نشد، اما آخرین کار تلویزیونی بزرگ او در یک سریال فرعی از یک فرنچایز موفق بود؛ پیشدرآمدی بر «هرکول: سفرهای افسانهای». گاسلینگ در نقش اصلی بازی کرد که زیر نظر «کایرون» سانتور (با بازی ناتانیل لیس) آموزش میدید، با برادر ناتنی المپنشین خود «آرس» رقابت میکرد و با شخصیتهای اساطیری مثل «جیسون» و «سیان» روبرو میشد. «هرکول جوان» فقط یک فصل پخش شد، اگرچه همان یک فصل ۵۰ قسمت داشت. با این حال، این از آن نوع اقتباسهایی است که رویکردی سبکتر و قابلفهمتر دارد، بهویژه برای بینندگانی که با دنیای هرکول و زینا آشنا بودند. در نگاه به گذشته، تماشای این سریال به خاطر رشد گاسلینگ و تبدیل شدنش به یک ستاره بزرگ سینما در ب