شکست برابر استقلال و تراکتور در هفتههای دوم و سوم لیگ برتر، بار دیگر ضعف سپاهان در بازیهای بزرگ را نمایان کرد؛ تیمی که در سالهای اخیر هزینه زیادی برای ساختن یک تیم مدعی قهرمانی کرده اما همچنان نه در زمین راهحل مشخصی برای عبور از رقیبان اصلی دارد و نه در نقلوانتقالات توانسته نقاط ضعف خود را بهطور کامل پوشش دهد. به گزارش مشرق، تیم فوتبال سپاهان در هفته سوم رقابتهای لیگ برتر با دو گل برابر استقلال شکست خورد؛ شکستی که پس از باخت هفته دوم مقابل تراکتور رقم خورد تا طلاییپوشان فصل را با دو شکست در سه بازی آغاز کنند. مرور نتایج سپاهان در بازیهای بزرگ طی دو فصل اخیر نیز نشان میدهد این شکستها اتفاقی و مقطعی نیستند. سپاهان در فصل گذشته هر دو دیدار رفت و برگشت برابر پرسپولیس و تراکتور را واگذار کرد و در بازی رفت مقابل استقلال نیز شکست خورد. این نتایج یک سؤال جدی را پیش روی سپاهان قرار میدهد: آیا این تیم برای بازی مقابل مدعیان، برنامهای متفاوت و مشخص دارد یا قرار است همان فوتبال همیشگی خود را در مسابقاتی با سطح و فشار متفاوت تکرار کند؟ در لیگ برتر، قهرمانی فقط با شکست دادن تیمهای پایینتر جدول به دست نمیآید. باتوجه به در اولویت بودن نتایج بازیهای رو در رو در رتبهبندی تیمها، امتیازات رو در رو مقابل مدعیان، همان جایی است که فاصله تیمهای مدعی از یکدیگر را شکل میدهد و سپاهان در این بخش، طی فصلهای اخیر کارنامه قابل قبولی نداشته است. سپاهان در فصل نقلوانتقالات عباس حبیبی، کسری طاهری، یاسین جرجانی، امیررضا جدی، آرمین سهرابیان، رضا جعفری، مهدی مهدوی، غلامرضا ثابتایمانی، امیرحسین جلالیوند و سعید واسعی را به خدمت گرفت. سوال اصلی این است که این بازیکنان تا چه اندازه متناسب با نیازهای واقعی سپاهان جذب شدهاند؟ از پیش از آغاز فصل مشخص بود که ریکاردو آلوز برای چندین هفته قادر به همراهی سپاهان نخواهد بود. با این حال، در ترکیب این تیم هنوز جای خالی بازیکنی که بتواند در میانه زمین بخشی از وظایف و اثرگذاری آلوز را بر عهده بگیرد، به چشم میآید. در مسابقهای مانند دیدار با استقلال، زمانی که جریان بازی از کنترل سپاهان خارج میشود، تیم به بازیکنی نیاز دارد که بتواند با یک پاس، یک حرکت یا یک تصمیم متفاوت، ریتم مسابقه را تغییر دهد. این همان چیزی است که در ترکیب فعلی طلاییپوشان کمتر دیده میشود. مشکل تنها به خط میانی محدود نیست. سپاهان در دو بازی بزرگ برابر تراکتور و استقلال در خط دفاع نیز با مشکلاتی مواجه شد و مهاجمان باکیفیت حریف توانستند برای این تیم دردسرساز شوند. در خط حمله نیز جای خالی مهاجمی که بتواند از موقعیتهای نصفه و نیمه، یک گل بسازد، بیش از گذشته احساس میشود. برای تیمی که مدعی قهرمانی است، نمیتوان همیشه انتظار داشت چندین موقعیت ایدهآل ساخته شود تا یکی از آنها به گل تبدیل شود؛ تیمهای بزرگ در بازیهای بزرگ به بازیکنانی نیاز دارند که بتوانند از یک لحظه، نتیجه بسازند. سپاهان سالهاست یکی از تیمهای مدعی فوتبال ایران محسوب میشود و طبیعی است که هواداران این باشگاه انتظار قهرمانی داشته باشند. اما برای قهرمانی، صرف داشتن نامهای بزرگ، بودجه قابل توجه و نیمکتی پر از بازیکن کافی نیست. تیم مدعی باید در لحظات سخت، بازیکنی داشته باشد که بازی را تغییر دهد، مربیای داشته باشد که برای بنبستها راهحل داشته باشد و مدیریتی داشته باشد که پیش از آغاز فصل نقاط ضعف را شناسایی و برای آنها چارهاندیشی کرده باشد. در چنین شرایطی، «دست بسته بودن» نویدکیا نمیتواند بهتنهایی توضیح قانعکنندهای برای نتایج سپاهان باشد. سرمربی ممکن است از مصدومیت یا غیبت برخی بازیکنان متضرر شده باشد، اما فصل گذشته نیز با ترکیبی متفاوت، سپاهان در بازیهای رو در رو مقابل مدعیان نتوانست نتیجه مطلوبی کسب کند. بنابراین مسالهای که امروز مقابل سپاهان قرار دارد، عمیقتر از غیبت یک یا دو بازیکن است. در سطح مدیریتی نیز پرسشهایی وجود دارد. تصمیمات نقلوانتقالاتی، تمدید قرارداد بازیکنان و سپس تغییر در همان تصمیمات، میتواند نشانهای از نبود یک برنامه منسجم باشد. ماجرای تمدید قرارداد میلاد زکیپور و سپس جدایی او نیز یکی از اتفاقاتی بود که درباره میزان هماهنگی میان مدیریت باشگاه و کادر فنی سوال ایجاد کرد. علاوه بر اینها، ریسک جذب کسری طاهری که احتمال وقوع انتقال “پل” برای آن وجود دارد هم باید اضافه کرد. در سالهای اخیر، سپاهان بارها بازیکن جذب کرده، برای تقویت تیم هزینه کرده و سپس بخشی از همان بازیکنان از باشگاه جدا شدهاند، اما خروجی نهایی با انتظارات و منابعی که در اختیار این باشگاه قرار داشته، همخوانی کامل نداشته است. مسئلهای که شاید نیازمند بررسی جدیتر در سطح مدیریتی باشگاه و حتی مجموعه مالک باشد؛ اینکه منابع قابل توجه سپاهان در نهایت چه خروجی ورزشی برای این باشگاه و فوتبال اصفهان داشته است؟