به گزارش ایسنا، احمد زیدآبادی، در یادداشتی با این مقدمه مینویسد: «این نکتهای است که از همان ابتدای مقاومت در برابر اصلاح امور کشور، لااقل برای من به عیان نمایان بود. درست به همین دلیل، برغم شدائد شخصی بسیار و حتی گذر دورهای جامعه از اصلاح، من هرگز ایمان و وفاداری خود به اصلاح و شیوهٔ اصلاحگری را از دست ندادم و خدا میداند چه رنج و فشاری را از هر سو متحمل شدم. دارو بعضاً تلخ اما شفابخش است. اگر به موقع و پیش از عود کردن بیماری به انتخاب و اختیار و طیبخاطر خورده نشود، روزی فرا میرسد که خوردن آن جبر و از سر اضطرار است وگرنه مرگ چون اژدهایی گرسنه برای بلعیدن بیمار دهان گشوده است. محافظهکاری به معنای حفظ تمام مؤلفههای وضع موجود به بنبست رسیده و قابل تداوم نیست و براندازی هم از یک طرف به مرز ناممکن و از طرف دیگر با جهنمی از کشت و کشتار و هرج و مرج بیپایان قرین شده است. به واقع هر دوی این خطمشیها کشور ما را دچار تهدیدی وجودی و تاریخی میکنند. بنابراین، این فقط اصلاح است که چون صراط مستقیم و به قول مولاعلی "طرقالوسطی" راه نجات ماست و از همین رو، آنان که از سر خشم یا درماندگی از اصلاح سبقت گرفتهاند لازم است گامی به عقب و آنها که بر اثر کوتهبینی و یا تعقیب منافع شخصی از اصلاح جا ماندهاند باید گامی به جلو بردارند و هر دو با قافلهٔ اصلاحگری همراه شوند تا انسجام و اتحاد ملی ممکن و اصلاح در عینیت جامعه متحقق شود. امر اصلاح امروزه نسبت به گذشته متفاوت شده و حاملان سیاسی و اجتماعی آن تا اندازهای جابجا شدهاند. نظریهپردازی تازه در ابعاد مختلف آن مورد نیاز است. این سرآغازی از یک بحث متناوب و درازدامن در این کانال خواهد بود.»