مصطفی هاشمیطبا، رئیس اسبق سازمان تربیت بدنی بسیاری از ناگفتههای دوران ریاست خود بر مدیریت ورزش کشور را افشا کرد. مصطفی هاشمیطبا یکی از مدیران باسابقه ورزش ایران طی نیمقرن گذشته تلقی میشود. رئیس اسبق کمیته ملی المپیک کشورمان که ۸ سال هم بر صندلی ریاست سازمان تربیت بدنی نشست و طی این دوران اتفاقات عجیبی در ورزش ما رخ داد. هاشمیطبا پیرامون اغلب آن اتفاقات یا صحبت نکرده یا ترجیح داده بود خیلی وارد جزئیات آنها نشود اما پس از سالیان متمادی، در گفتوگویی اختصاصی با خبرورزشی بسیاری از ناگفتهها را بر زبان آورد و پیرامون وضعیت کنونی و برخی از چهرههای سرشناس ورزش ایران هم مواضعی خاص گرفت که بهتر است خودتان این مصاحبه را به طور کامل دنبال کنید: رفسنجانی گفت هر کاری میخواستی بکنی تا حالا کردهای سال ۱۳۷۲ من در مرکز توسعه صادرات بودم که مرحوم هاشمی رفسنجانی صدایم زد و گفت تو را برای ریاست سازمان تربیت بدنی در نظر گرفتهام. در آن مقطع به ایشان گفتم با وجودی که با ورزش کاملا آشنا هستم اما ترجیح میدهم در مرکز توسعه صادرات باشم اما ایشان گفت هر کاری میخواستی در آنجا انجام بدهی، تا حالا انجام دادهای. اینطوری شد که در سال ۷۲ رئیس سازمان تربیت بدنی شدم. درخواست عابدینی قبل از برکناری بازیهای آسیایی ۱۹۹۴ هیروشیما در حالی آغاز شد که مهندس امیر عابدینی رئیس فدراسیون فوتبال بود و استانکو پابلوکوویچ هم هدایت تیم ملی فوتبال ما را بر عهده داشت. من در ژاپن وقتی تمرینات تیم ملی را دیدم به آقای عابدینی گفتم جدیت لازم در این تیم دیده نمیشود و ما موفق نمیشویم! اما ایشان اعتقاد داشت که تیم موفق میشود و قهرمان خواهد شد. همانجا به او گفتم نمیخواهد اول بشوید اما اگر این تیم نتیجه نگیرد و از گروهش صعود نکند، برکنارت میکنم و متاسفانه تیم ملی ایران در همان مرحله گروهی حذف شد به همین دلیل بعد از بازگشت به ایران آقای عابدینی را کنار گذاشتم و مرحوم داریوش مصطفوی رئیس فدراسیون شد. البته عابدینی به من گفت برکنارم نکن اما گفتم نه، حرف مرد یکی است. در آرای بازی جنجالی استقلال - پرسپولیس دخالت نکردیم نگاه ما در سازمان تربیت بدنی بسیار کلانتر از این بود که به یک رشته ورزشی یا اتفاقات حاشیهای آن بپردازیم بلکه کل ورزش ایران را مدنظر قرار میدادیم به همین خاطر فدراسیونها پیرامون مسائل مرتبط با خود دارای استقلال بودند. اصلا من در همان مقطع به این نکته فکر میکردم که فدراسیونها از حالت انتصابی خارج شده و شکل انتخابی به خود بگیرند. در زمستان سال ۱۳۷۳ همان دربی معروف برگزار شد و اتفاقات حاشیهای فراوانی در آن رخ داد اما سازمان تربیت بدنی در آرای صادرشده بعد از آن مسابقه دخالتی نکرد چون معنایی ندارد بلافاصله پس از وقوع هر اتفاقی در ورزش، سازمان وارد شود. وظایف کاملا جدا از هم و تفکیکشده بود. در رابطه با آرای انضباطی دخالتی نداشتیم اما به فدراسیون فوتبال تاکید کردیم حتما باید در احکام مجازاتهایی متناسب با اتفاقات صورتگرفته صادر شود. احکامی بدون تساهل و تسامح. من نمیگویم در آرای صادرشده برای دربی جنجالی سال ۷۳ هیچ اعمال نظری از طرف مدیران وقت فدراسیون صورت نگرفت چون به هر حال انسانها امکان دارد که گاهی اوقات تصمیمات شخصی هم بگیرند اما سازمان تربیت بدنی هیچ مسئلهای را پیرامون آن مسابقه به فدراسیون فوتبال تاکید و ابلاغ نکرد چون همه تیمها را به یک چشم نگاه میکردیم. امیر عابدینی، مدیرعامل وقت باشگاه پرسپولیس ۳ ماه قبل از این ماجرا توسط من برکنار شده بود اما این ماجرا اصلا ارتباطی به آرای صادرشده در مورد دربی دی ماه ۷۳ نداشت (بازی استقلال و پرسپولیس در دی ماه ۱۳۷۳ هنگامی که ۲-۲ مساوی بود، به دلیل درگیری مجتبی محرمی با امیر قلعهنویی نیمهکاره ماند و فدراسیون فوتبال ۴۸ ساعت بعد حکم به برتری سه بر صفر استقلال داد. گروهی از بازیکنان هر دو تیم هم محروم شدند که البته محرومیت پرسپولیسیها به مراتب سنگینتر بود ولی بعدتر مورد عفو قرار گرفتند) ماجرای سفر تیم ملی کشتی به آمریکا معتقدم مراودات میان ملتها نباید از بین برود بنابراین با تمام مشکلاتی که احیانا وجود داشت، خیلی ساده توانستم مجوز اعزام تیم ملی کشتی آزاد ایران به جام جهانی ۱۹۹۵ در چاتاناگو را بگیرم. تیمی که اولین کاروان اعزامی از ایران به آمریکا پس از انقلاب بود. چون من خیلی عادی و طبیعی برخورد کردم، دیگران هم قبول کردند. من تزلزلی در خودم بابت آن اعزام نشان ندادم. مثلا از روز اول در اعزام تیم ملی ایران به جام جهانی ۲۰۲۶ تزلزل وجود داشت اما من از همان ابتدای کار گفته بودم این تیم باید برود ولی رئیس فعلی فدراسیون فوتبال میگفت داریم ماجرا را بررسی میکنیم تا ببینیم چطور میشود! این حرفها پشت بازیکنان را خالی میکرد. وزیر ورزش هم علنی میگفت این تیم نباید برود اما واقعا نمیفهمم چنین حرفی یعنی چه! ما میخواهیم در جام جهانی شرکت کنیم و این حق ماست. ما که نباید از حقوق خودمان بگذریم. زمستان سال ۷۳ خیلی بدیهی در مورد اعزام تیم ملی کشتی به آمریکا برخورد کردم و دیگران هم پذیرفتند. من از شورای عالی امنیت ملی یا آقای ولایتی که آن زمان وزیر امور خارجه بودند، مجوزی نگرفتم بلکه به آقای هاشمی، رئیسجمهور وقت گفتم و ایشان هم موافقت کرد. اتفاقا هیچ مشکلی پیش نیامد و کسی هم به من تلفن نزد که چرا به آمریکا میروید؟ در تمام دوران مدیریت ورزشی و غیرورزشی خودم با هیچکدام از این ماجراها که میگویند افرادی زنگ میزنند و میگویند برو یا نرو، مواجه نشدم. ناصر حجازی اصلا کاندیدای سرمربیگری تیم ملی نبود الان حدود ۲۸ سال از ماجرای انتخاب آقای محمد مایلیکهن به عنوان سرمربی تیم ملی ایران در اسفند سال ۱۳۷۴ میگذرد ولی واقعا تعجب میکنم که چرا یک عده هنوز میگویند مرحوم ناصر حجازی در آن مقطع کاندیدای هدایت این تیم بود ولی در آخرین لحظات آقای مایلیکهن جای ایشان را گرفت! در آن مقطع آقای داریوش مصطفوی رئیس فدراسیون