حمید درخشان، پیشکسوت فوتبال و تیم پرسپولیس با مروری بر خاطرات گذشته از دوران بازی در تیم ملی و باشگاه محبوبش، نکات جذابی را یادآور شد. حمید درخشان مهمان قسمت ششم «من تو من» است تا روزهای داغ فوتبال پرحاشیه و جنجالی دهه ۶۰ و ۷۰ را همراه با بهروز رهبریفرد از قاب خبرورزشی بازگو کنند. صحبتهای شیرین ستاره اسبق تیم ملی و ازجمله پیشکسوتان محبوب پرسپولیس که سابقه سرمربیگری این تیم را نیز در کارنامه دارد را در این گفتوگو میخوانید. نزدیک بود به جام جهانی ۷۸ آرژانتین بروم حمید درخشان در ابتدای صحبتهایش درباره ناکامی حضورش در تیم ملی برای حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین توضیح داد و گفت: آن زمان من خیلی جوان بودم. یک بازی تیم ملی برای تماشای بازی تیم جوانان آمده بود و من آنجا اینقدر خوب بودم که تیم ملی که در آستانه رفتن به جام جهانی همراه با حشمت مهاجرانی آماده سفر شده بود، بعد از آن آمدند و گفتند احتمال دارد تو هم برای جام جهانی دعوت شوی. اول پیش خودم خیلی تعجب کردم و گفتم من خیلی جوانم و در کنار آن ستارهها و وزنهها اصلا باورم نمیشد. اسامیشان خیلی بزرگ بود. نمیشد حتی اسمشان را برد چه برسد اینکه کنارشان بازی کنی. در نهایت به این اجماع رسیدند و گفتند این، یعنی من، خیلی جوان است و هنوز جا دارد برای آینده و بعدها میتواند بیشتر مثمر ثمر باشد. به جای من آقای پنجعلی را بردند که او هم به همین شکل یک جام جهانی رفت. تیم جوانان فوق العادهای داشتیم درخشان در ادامه راجع به همان تیم جوانان ایران که او عضوش بود توضیح داد: تعداد زیادی از آن بازیکنان سالها در سطح باشگاهی و ملی فوتبال بازی کردند و اگر بخواهم اسم ببرم مثل رضا رجبی، رضا نعلچگر یا عباس کارگر که بعدتر به پرسپولیس آمد؛ اینها بازیکنانی بودند که مستقیم به لیگ تخت جمشید رفتند. تعدادی دیگر هم به باشگاههای دیگر رفتند و آن تیم جوانان تقریبا بین همه باشگاهها تقسیم شد. شروع جام ملتها عراق به ایران حمله کرد درخشان در اینباره که جنگ تحمیلی عراق علیه کشورمان تاثیر منفی روی آن تیم و بازیکنانش گذاشت گفت: دقیقا درست است! یکسری تغییرات در کادر فنی تیم ملی رخ داد و تعدادی از بازیکنان کنار گذاشته شدند و مربی جدید انتخاب کردند. حسن حبیبی سرمربی تیم ملی شد که او یک تعداد از جامجهانیرفتهها را دعوت کرد و اولین تورنمنت خارجی که تیم ملی رفت تورنمنت کویت بود. نصرالله عبداللهی، سنجری، ناصر حجازی خدابیامرز، حسن روشن، داناییفرد و خیلیها بودند مثل پروین و خیلیهای دیگر که در آن تورنمنت بودند. مسابقات جام ملتها بود که یک تعداد آمدند و یک تعداد نیامدند اما در کوران مسابقات جنگ شروع شد. پروازها قطع شد و ما از طریق زمینی به کشور برگشتیم .یعنی رفتیم سوریه از آنجا به ترکیه و از ترکیه برگشتیم ایران. درست در اوایل جنگ که شروع شد ما درگیر جام ملتهای آسیا بودیم که بچهها مطلع شدند و دیگر دل و دماغی برای بازی نداشتیم. خبر شهادت برادر حسن روشن پیشکسوت پرسپولیس درباره خبر شهادت یکی از اقوام بازیکنان تیم ملی هم گفت: ما دقیقا در همان تورنمنت و در جریان مسابقات متوجه شدیم که برادر آقای حسن روشن در جنگ شهید شده است. این خبر روحیه کلی تیم را تخریب کرد و از آنجا به بعد دیگر کسی دل و دماغ زمین رفتن و مسابقه دادن را نداشت. درخشان از بخت بد خود و همتیمیهایش به خاطر درگیر شدن با جنگ عراق علیه کشورمان خاطرنشان کرد: متاسفانه این اتفاق برای همه ما بد بود. خوردیم به تعطیلی فوتبال و چند سالی به طور کلی مسابقات تعطیل شد. در آن مقطعِ زمانی این اتفاق رخ داد و کاری نمیتوانستیم انجام بدهیم. یادم میآید چون فوتبال تعطیل شد یک جایی در خیابان استاد معین یک زمین خاکی بود که آنجا یک جام فوتبالی برگزار شد. چون مسابقات باشگاهی تعطیل شده بود چیزی بالغ بر ۱۰ تا ۱۲ بازیکن تیم ملی در آن زمین خاکی روبهروی هم بازی کردند. از حسین فرکی گرفته تا بهتاش فریبا، اصغر حاجیلو، خود من یا عبدالعلی چنگیز و چند نفر دیگر از بازیکنان تیم ملی آنجا فوتبال بازی میکردیم و حتی تلویزیون هم آمد فیلمبرداری کرد. آنها از این فیلمبرداری هدف داشتند و میخواستند بگویند آقایان فوتبال را راه بیندازید این بازیکنان تیم ملی دارند از بین میروند. میخواستند فوتبال را احیا کنند. همان کار ما بابی شد تا فدراسیون تصمیماتی بگیرد که فوتبال را آرامآرام راه بیندازند که الحمدلله راه افتاد. مسابقه تیغی نداشتیم درخشان در واکنش به این پرسش رهبریفرد که گفت «آیا مسابقاتتان تیغی و شرطی هم بود؟» گفت: نه! مسابقات کاپی بود و به برنده کاپ قهرمانی میدادند. البته رقابت هم بود مثلا اگر یک تیم برنده میشد سرپرست آن تیم باید به همه شام یا ناهار میداد. چون تعداد زیاد بودند مثلا ۴۰ نفر. بازیها که ۵ نفره نبود در واقع یک رقابتی بود بین همه آن بچهها که بتوانند آن فوتبال را زنده نگهدارند. زمان ما شورت ورزشی مُد نبود درخشان در واکنش به اینکه چرا در آن زمان با شلوار گرمکن فوتبال بازی میکردید توضیح داد: در آن ایام فوتبال را با گرمکن بازی میکردیم. اصلا کسی شورت ورزشی نمیپوشید و همه دوست داشتند با شلوار گرمکن بازی کنند. عامل رویایی شدن پرسپولیس دهه ۶۰ نبودن پول بود درخشان درباره تیم رویایی دهه ۶۰ در پرسپولیس و در ادامه این اشاره رهبریفرد که چرا همه شما در آن تیم ستاره بودید، گفت: یک چیزی آن زمان بود که خیلی مهم بود و این یک واقعیت است؛ آن هم رفاقت بود. خوب گوش کنید! پول نبود چون میدانید که وقتی پول وسط میآید اختلافها شروع میشود که چرا بهروز بیشتر از من گرفته چرا آن یکی کمتر گرفته است! پس یکی اینکه پول نبود دوم اینکه بچهها به عشق تماشاگران بازی میکردند. من یادم نمیرود برای بازی با راهآهن ۸۰هزار تماشاگر در استادیوم آزادی مینشستند! این شوخی نیست... اصلا حتی گفتنی نیست اما یک بازی با استقلال ۱۲۰هزار تماشاگر بودند و حتی دور پیست تارتان هم نشستند. کاهش تماشاگر