هالیوود تلاش میکند با سلاح بازنمایی، دروغ را راست و راست را در ابعادی بسیار بزرگتر به نمایش گذاشته و عرضه کند. باشگاه خبرنگاران جوان - شاید اگر به شیفتگان فرهنگ آمریکایی و غربی بگویند ایالات متحده در هیچجنگی پیروز نشده، با تعجب و به دیده تحقیر به گوینده اش نگاه کنند و رخ عاقل اندر سفیه بگیرند، اما وقتی فارغ از تعصب و با کنارزدن پرده مخملی غربگرایی صرفاً به واقعیت نظر بیندازیم، بدوننیاز به هیچتأویل و تفسیر خاصی میتوانیم به راست و دروغ دنیای مدرن پی ببریم و تاریخ انسان را آنطور که وجود دارد و نه آنگونه که شرقشناسان به آن علاقه هیستریک نشان میدهند، ببینیم. هالیوود در این میان نقشی مهم در راستای منافع کاخ سفید ایفا میکند و حکم یک مالهکش را برای پنتاگون دارد. آمریکا در طول تاریخ کوتاهش لحظه آرام نداشته و تا توانسته به کشورها و واحدهای سیاسی گوناگون در جهان حمله کرده است! وقتی تاریخ جنگهای مدرن را مورد بررسی قرار میدهیم بهوضوح درمییابیم قدرت نظامی یانکیها در واقعیت بسیار کمتر و ناچیزتر از آن چیزی است که ما و خودشان فکرش را میکنیم، اما هالیوود قرار است با سلاح بازنمایی دروغ را راست و راست را در ابعادی بسیار بزرگتر به نمایش گذاشته و عرضه کند. ایالات متحده تقریباً در هیچیک از جنگهایش به پیروزی قاطع دست نیافته، اما دستگاه آپاراتوس قرار نیست حتی در فیلمهای افشاگرانه هالیوودی هم روی این مسئله صحه بگذارد که عمو سام روزی هم میتواند شکست بخورد و ما نیز میتوانیم راوی این شکست باشیم. در جریان اصلی سینمای داستانی افق برای چشمآبیها همیشه روشن است و اگر نقطه سیاهی هم در این بین وجود دارد قابلحل یا حتی چشمپوشی است. در این گزارش با اشاره به مثالهای مختلف از هالیوود به سازوکار بازنمایی این دمودستگاه در تحمیق مخاطبان آمریکایی و بهویژه جامعه هدف غرب آسیا و شمال آفریقا میپردازیم تا سهمی در شناخت این ساختار عریضوطویل داشته باشیم و به این پرسش پاسخ دهیم که سینما چه نقشی در ادامه قدرت نرم آمریکا ایفا میکند؟ دست دراز پنتاگون بر پیشانی هالیوود وزارت دفاع یا آنچه در دوران ژنرال تلویزیونی، «پیت هگست» رواج پیدا کرده؛ «وزارت جنگ» یا همان پنتاگون نقش و جایگاهی ویژه در گسترش ژانر جنگی و اکشن در هالیوود دارد و تولید فیلم در این زمینه را سرعت میبخشد. پنتاگون از یک دفتر ارتباطات سرگرمی برخوردار است که بهواسطه آن فیلمنامههای مختلف را مورد بررسی قرار میدهد تا اگر شرایطش مهیا بود به ساخت آنها بپردازد. معمولاً آثاری در این بین از امکانات پنتاگون استفاده میکنند که ارتش آمریکا را همیشه قدرتمند، قهرمان، حامی حقوق انسان و ارزشهای لیبرال دموکراسی نشان دهند. در این شرایط، وزارت جنگ اجازه استفاده و دسترسی ارزان یا حتی رایگان به پایگاهها، ناوهای هواپیمابر، جتهای جنگی را به فیلمساز میدهد و در این زمینه از مشاورههای نظامی هم دریغ نمیکند. حال اگر مضمون فیلمنامهای حامل انتقاد به آمریکا و جنبه نظامی آن باشد، از چتر حمایتی وزارت جنگ خارج میشود. بگذارید با ارائه مثال به هر دو این رویکردها بپردازیم. قسمتهای نخست و دوم «تاپگان» ساخته «تونی اسکات» و «جوزف کوشینسکی» از حمایت پنتاگون بهره فراوانی بردند، زیرا نمونههای بارزی از همکاری هالیوود و وزارت دفاع بودند. نیروی دریایی آمریکا از این دو اثر بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی گسترده برای جذب نیرو استفاده کرد، زیرا در ازای نمایش متهورانه و جسورانه قهرمانان وایت آمریکایی، پنتاگون تمام تجهیزات ممکن را در اختیار تیم تولید این دو اثر قرار داد. در اوایل دهه ۸۰ میلادی، ارتش ایالات متحده در وضعیت بدی به سر میبرد، چون شکست در ویتنام، کاهش شدید بودجه و شیوع مواد مخدر در میان سربازان باعث شده بود جوانان تمایلی برای پیوستن به بزرگترین و قدرتمندترین ارتش جهان نداشته باشند. بر همین اساس، پنتاگون و در مجموع سازوکار نظامی باید تبلیغات عظیم و وسیعی را برای بازگشت غرور به ارتش آغاز میکردند. جری بروکهایمر و دان سیمپسون بهعنوان تهیهکنندگان تاپگان (۱۹۸۶) با فیلمنامه این اثر به پنتاگون مراجعه کردند. ظرفیتهای دراماتیک این فیلمنوشت بهقدری در بازنمایی قدرت ارتش قابلتوجه بود که وزارت دفاع و نیروی دریایی ایالات متحده با قید فوریت، ناو هواپیمابر یو. اس. اس رنجر، کمکهای چندمیلیوندلاری، خلبانان واقعی، دهها فروند جنگنده F۱۴ و... را در اختیار تیم تولید و تونی اسکات قرار دادند تا از حق وتوی کامل بر روی جزئیاتی از فیلمنامه را که ممکن بود به مذاقشان خوش نیاید، به دست بیاورند. برای نمونه در فیلمنامه اصلی، شخصیت «آیس من» با بازی «وال کیلمر» که در پایان، بهخاطر بیاحتیاطی منجر به مرگ «گوس» (آنتونی ادواردز) شد، محاکمه و زندانی میشود و «پیت میچل» (تام کروز) هم ارتش را ترک میکند. این روندی نبود که باب میل پنتاگون باشد، زیرا وزارت دفاع دوست نداشت قهرمانانش را در حال محاکمه یا در حال فرار از ارتش نشان دهد. بر همین اساس، فیلمنامه تغییر کرد تا زیست میچل در درام تغییر پیدا نکند و در جایگاه یک قهرمان به کارش در ارتش ادامه دهد. در نهایت باید گفت پنتاگون اصرار داشت که دشمن در فیلم نامشخص باقی بماند و هیچ پرچم و نشانی نداشته باشد. دلیلش هم این بود که فیلم درگیر سیاستهای روز و دشمن اصلی آمریکا در آن روزگار، یعنی شوروی نشود تا در آینده هم قابلاشاره باقی مانده و مابهازای عینی داشته باشد! پنتاگون البته، هوش خوبی در شناخت آثار انتقادی و ضدجنگ دارد و به این واسطه از هرگونه اقدامی که شائبه حمایت از فیلم موردنظر را تقویت کند، سر باز زده و اگر بتواند جلوی آن هم میایستد، برای مثال وقتی «کاترین بیگلو» در سال ۲۰۰۸ تصمیم به ساخت فیلم مهم «مهلکه» گرفت، پنتاگون هیچ کمک و مساعدتی به او نکرد، چون همسر سابق «جیمز کامرون» اثری تولید کرده بود که حداقل در جنبه تماتیک و بیرونی آن خبری از پیروزی راحت آمریکا در عراق نبود و ب