حضرت علیاصغر (ع)، نوزاد ششماهه امام حسین (ع)، در آغوش پدر و در نگاه اشکبار حضرت رباب (س)، با تشنگی و مظلومیتی جانسوز در کربلا به شهادت رسید؛ صحنهای که از شدت غربت و بیپناهی، هنوز هم دلها را میسوزاند. به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفای ایشان، متن روضههای ویژه دههٔ نخست ماه محرم را که توسط خطبا و مداحان اهلبیت (ع) ارائه میشود، به محضر ارادتمندان و دلدادگان مکتب عاشورا تقدیم میکنیم. سپاه را چقدر سیر کرد آبِ فرات چه زود این همه تغییر کرد آبِ فرات چه کرد با جگرِ تشنهها نمیدانم رُباب را که زمینگیر کرد آبِ فرات رُباب را چقدر در حرم خجالت داد همان دو لحظه که تأخیر کرد آبِ فرات سفید شد همه گیسویش یکییکی عروسِ فاطمه را پیر کرد آبِ فرات همان که آبرویت را ز گریهاش داری سهشعبه در گلویش گیر کرد... آبِ فرات دو قطره آب ندادی و شاهِ عطشان را چقدر حرمله تحقیر کرد، آبِ فرات تمامِ اهلِ حرم تشنه... اسبها سیراب سپاه را چقدر سیر کرد آبِ فرات شب هفتم محرمه... شب باب الحوائج شش ماهه کربلاست. شب آقایی که درسته شش ماهشه، اما از بزرگی این آقا همین بس که بزرگان دین ما، هر وقت به مشکلی برمیخورند متوسل به این آقا میشدند. امشب شب برآورده شدن حوائجه، حضرت علیاصغر مولامون برای حوائج همه عالم بس است. خدا رحمت کند استاد اخلاق حضرت آیتالله حقشناس رو ایشون نقل میکردند: حاجتی داشتم، چله زیارت عاشورا گرفتم. شب چهلم در عالم رؤیا وجود مقدس ابیعبدالله را دیدم. آقا فرمود: «حقشناس، چیزی از ما میخواهی؟» گفتم: آقا فلان مشکل را دارم، حاجتم این است. ایشون میگفت: امام حسین (ع) فرمود: «حقشناس، اگر همان شب اول روضه علیاصغرم رو خوانده بودی، حاجتت را میدادم.» امشب کیا گرفتارند؟ چه کسانی حاجت دارند؟ میخوایم بریم در خانه شش ماهه حسین(ع). همون آقایی که میرزای شیرازی همیشه به روضهخوانها و مرثیهخوانها توصیه میکردند که تا میتوانند مصیبت علیاصغر را بخوانند؛ چون علیاصغر سند مظلومیت امام حسینه، بعد میفرمود: هر یک از اصحاب میتوانستند از خودشان دفاع کنند، اما این بچه توان دفاع کردن از خودش را نداشت. همه شهدا روی زمین جان دادند، اما این بچه در دستان بابا جان داد من بمیرم برای اون لحظهای که حضرت تشریف آوردند جلوی خیمه زنان، فرمود: « یا أُخْتَاهْ ! زینب جان ! ناوِلینی وَلدی الصَغیر حتی أَوْدَعَهُ » فرزندم رو بیار میخوام باهاش وداع کنم! تا بچه رو گرفت، دید رنگ صورت علی زردِ. از شدت تشنگی داره لبها را باز و بسته میکنه. «علیٌ یَتلظّی فَالتَفَت الحسین علیهالسَّلَامُ فاذا بُطفل لَهُ یَبکی عَطَشاً » بچه داره گریه میکنه، بیتابی میکنه. «فَاخذَه علی یَدَهِ» بلندش کرد روی دستش. «فَقَالَ یا قَوْمٍ: إنَّ لَمْ تَرَحَّمُونی؛ اگه به من رحم نمیکنید فَارْحَمُوا هَذَا الطِّفْلِ الرضیع، أَمَّا تَرَوْنَهُ کیف یتلظی عَطَشاً؟» این طفل که گناهی نداره! یا صاحبالزمان معذرت میخواهم...«فَرَماهُ حَرملة بنُ کاهل بِسَهمٍ ثَلاث شُعَب» اون ملعون صدا زد، حرمله چرا داری نگاه میکنی؟ «فَـوَقَعَ فـی حَلق الطفل، فَذبحه قبل أن یَشرب من المـاء شـیئاً» قبل اینکه آبی بنوشه این طفل شیرخوار روی دست بابا دست و پا زد «فَذُبِحَ مِنَ الأُذن إلی الأذُن». ابیعبدالله نگاه کرد دید سر به پوست آویزان شده.. رویِ این دستم تنش، بر روی آن دستم سرش آه بفرستم کدامش را برای مادرش...؟! اباعبدالله عبا رو، روی علی اصغر کشید... یک وقت دیدند غریبانه داره میره پشت خیمهها... چند تا تشییع پیکر غریبانه بود، جمعیت زیادی نبودند پیکر را تشییع کنند. اولیش امیرالمؤمنین(ع) بودند که شبانه تشییع شد.دومین تشییع پیکر مادرسادات بود، نوشتند هفت نفر بیشتر نبودند تو تشییع پیکر. اما یک تشییع پیکری رو هم سراغ داریم خیلی غریبانه بود؛ آخه فقط با یک نفر تشییع شد. اون هم بدن غرق به خون علی اصغره، دیدند امام حسین علیهالسلام گُلش رو روی دستش گرفته. به شرف لا إله إلاّ الله... «فَرجع الحسین إلی المُخیم» اومد پشت خیمهها. به زانو روی زمین نشست. از میان اجساد شهدا، ابیعبدالله فقط یک بدن رو دفن کرد، اون هم بدن مطهر حضرت علیاصغر(ع) بود. «فَنَزَلَ الحُسَینُ علیه السلام عَن فَرسِهِ، وحَفَرَ لِلصَّبِیِّ بِجَفنِ سَیفِهِ، ورَمَّلَهُ بِدَمِهِ ودَفَنَهُ» امام حسین علیه السلام از اسبش فرود آمد و با قبضه شمشیرش گودالی کَند و کودک رو با خون آغشتهاش در آن دفن کرد. یکدفعه دیدند صدای مادری میاد که شاید اینطور گفته باشه خانوم رباب(ع): حسین جان بزار برای بار آخر با علیاصغرم وداع کنم من خود به دل، خاک سپردم بدنش را یادم نرود گریه و ناخن زدنش را آن تیر که زد حرمله خیر ندیده نگذاشت ببینم به زبان آمدنش را ولعنتالله علی القوم الظالمین.. امشب برای سلامتی همه مریضها، مخصوصاً اون بچههایی که روی تخت بیمارستانها خوابیدند، دعا کنیم. هر جا نشستی... بحق علیاصغر حسین(ع)... اللّهُمَّ اشفِع کُلَّ مَریض. منبع:حوزه