جنگ، لیودمیلا پاولیچنکو را از کلاس تاریخ دانشگاه کییف به سنگرهای اودسا و سواستوپل برد و در کمتر از یک سال به مشهورترین تکتیرانداز زن ارتش سرخ تبدیل کرد. پس از پایان مأموریت در خط مقدم، سفری تاریخی به آمریکا داشت و از کاخ سفید تا صفحه نخست روزنامههای غرب رفت تا نماد مقاومت شوروی در جنگ جهانی دوم باشد. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از فرارو؛ ترکش خمپاره که برای چهارمین بار به صورتش اصابت کرد، پزشکان دیگر اجازه حضورش در خط مقدم را ندادند. لیودمیلا پاولیچنکو نزدیک به یک سال در اودسا و سواستوپل جنگیده بود. او تا آن زمان ۳۰۹ نفر از نیروهای دشمن را از پا درآورده بود و فرماندهان دیگر حاضر نبودند جان یکی از مشهورترین تکتیراندازان ارتش سرخ را به خطر بیندازند. همان زن با یونیفرم نظامی، چند هفته بعد از سنگرهای کریمه راهی واشنگتن شد، کنار الینور روزولت، بانوی اول آمریکا ایستاد و از جنگی گفت که هزاران کیلومتر آنسوتر جریان داشت. او نخستین شهروند شوروی بود که در بحبوحه جنگ جهانی دوم به کاخ سفید دعوت شد. لیودمیلا پاولیچنکو بعدها به «بانوی مرگ» شهرت یافت. این لقب را رسانههای غربی برایش ساخته بودند. او پیش از آنکه به مشهورترین تکتیرانداز زن تاریخ تبدیل شود، دانشجوی تاریخ دانشگاه کییف بود و شاید هیچوقت تصور نمیکرد آیندهاش به جای کتابخانه، پشت یک تفنگ دوربیندار بگذرد. از کلاس تاریخ تا باشگاه تیراندازی لیودمیلا میخایلوونا پاولیچنکو در ۱۲ ژوئیه ۱۹۱۶ [21 تیر 1295] در شهر بیلا تسرکفا، در قلمروی امپراتوری روسیه و اوکراین امروزی به دنیا آمد. چند سال بعد خانوادهاش به کییف نقل مکان کردند و او بیشتر سالهای نوجوانی و جوانی را در آنجا سپری کرد. لیودمیلا خلاف تصویری که بعدها از یک تکتیرانداز مشهور در ذهن مردم شکل گرفت، از ابتدا به تاریخ علاقهمند بود و پس از پایان مدرسه، همزمان با کار در کارخانه آرسنال کییف، تحصیلاتش را ادامه داد. سرانجام وارد دانشگاه دولتی کییف شد تا مورخ شود. کارخانه آرسنال، کار در فضای صنعتی و انضباط کاری را به او یاد داد و مهمتر آنکه باعث آشناییاش با باشگاههای تیراندازی شد. گفته میشود لیودمیلا زمانی تصمیم گرفت تیراندازی را جدی دنبال کند که یکی از همکارانش ادعا کرده بود زنان هرگز به دقت مردان تیراندازی نمیکنند. او برای اثبات عکس آن وارد باشگاه شد و بهسرعت چنان پیشرفتی کرد که نشان «تیرانداز ووروشیلف» را کسب کرد. (گواهینامهای که به تیراندازان ماهر باشگاههای آموزشی اتحاد شوروی اعطا میشد) جنگی که دانشگاه را نیمهتمام گذاشت بامداد ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ [1 تیر 1320]، آلمان نازی عملیات بارباروسا را علیه شوروی آغاز کرد. میلیونها نفر در همان روزهای نخست زندگی عادی خود را رها کردند. لیودمیلا هم یکی از آنها بود. او هنوز دانشجوی تاریخ بود که داوطلب حضور در ارتش شد. در ابتدا مثل زنان دیگر با پیشنهاد خدمت در واحدهای درمانی و پرستاری مواجه شد ولی پاولیچنکو مخالفت کرد و مدارک تیراندازیاش را روی میز گذاشت. حضور زنان در واحدهای رزمی چندان رایج نبود و حالا یک دانشجوی ۲۴ ساله میخواست تکتیرانداز ارتش باشد. فرماندهان ابتدا تردید داشتند و برای همین، مهارتش را به آزمایش گذاشتند. در یکی از نخستین ماموریتها، دو سرباز رومانیایی که دوشادوش نیروهای آلمان میجنگیدند، در میدان دید پاولیچنکو قرار گرفتند. فرمانده دستور شلیک داد. هر دو گلوله به هدف نشست. از آن پس، لیودمیلا پاولیچنکو در قامت تکتیرانداز لشکر بیستوپنجم پیادهنظام ارتش سرخ به جبهه اودسا اعزام شد. شهری که یکی از سختترین میدانهای نبرد جبهه شرقی در آن گذشت. نبرد در سکوت ارتش رومانی با پشتیبانی آلمان در تلاش بود بندر استراتژیک اودسا را تصرف کند. شهری که با وجود کمبود تجهیزات و نیرو، هفتهها مقاومت کرد. پاولیچنکو بعدها نوشت مهمترین ویژگی یک تکتیرانداز، نه مهارت در تیراندازی، بلکه صبر است. باید ساعتها بیحرکت ماند تا فرصت شلیک فراهم شود. این صبر خیلی زود نتیجه داد. تا پایان نبرد اودسا، ۱۸۷ کشته در پروندهاش ثبت شد و فرماندهان، ماموریتهای دشوارتری به او سپردند. پس از سقوط اودسا، یگان پاولیچنکو به سواستوپل منتقل شد. شهری که نزدیک به ۸ ماه در محاصره ارتش آلمان بود. ماموریت تازه او شکار تکتیراندازان آلمانی بود. نبردهایی که گاه چند روز طول میکشید و هر دو طرف در سکوت، منتظر نخستین اشتباه یکدیگر میماندند. پاولیچنکو بعدها نوشت این دوئلها از هر درگیری مستقیمی دشوارتر بودند و تنها چیزی که اهمیت داشت، حفظ تمرکز بود. در پایان حضورش در جبهه، ۳۶ تکتیرانداز آلمانی نیز در میان کشتههای تاییدشده او جای گرفتند. شهرت پاولیچنکو آنچنان افزایش یافته بود که نیروهای آلمانی از طریق بلندگوهای خط مقدم نامش را بلند صدا میزدند؛ گاه با وعده تسلیم و گاه با تهدید. خود او بعدها نوشت آنچه بیش از تهدیدها تعجبش را برانگیخت، اطلاع دقیق آلمانیها از تعداد شکارهایش بود. چارلی چاپلین درباره «بانوی مرگ» چه گفت؟ یکی از حاشیههای جالب سفر پاولیچنکو به آمریکا، دیدارش با چارلی چاپلین بود. بازیگر مشهور هالیوود درباره او گفت: «شگفتآور است که این دست کوچک، صدها نازی را از پای درآورده است.» با این حال، جنگ جنگ است و چهره مهربانی ندارد. تابستان ۱۹۴۲ و زمانی که از سواستوپل دفاع میکرد، ترکش خمپاره برای چهارمین بار به صورتش اصابت کرد. این بار پزشکان و فرماندهان اجازه بازگشت او به خط مقدم را ندادند. این تصمیم، به حضور نظامی پاولیچنکو در خط مقدم پایان داد. پاولیچنکو؛ سلاحی برای دیپلماسی جنگ از تابستان ۱۹۴۲ به این سو، پاولیچنکو دیگر تکتیرانداز نبود ولی از آنجا که شناختهشدهترین چهرههای جنگ بود، شوروی از شهرتش در عرصه دیپلماسی استفاده کرد. پاییز همان سال، او به همراه هیأتی رسمی راهی آمریکا و کانادا شد تا درباره وضعیت جبهه شرقی صحبت کند و افکار عمومی غرب را برای گشودن جبهه دوم در اروپا تحت تاثیر ق