از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است. به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت. رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد. رسانه های انگلیسی پایگاه تحلیلی کانورسیشن در گزارشی نوشت که جنگ ایران به همان «جنگ ابدی» تبدیل شده که دونالد ترامپ وعده اجتناب از آن را داده بود. این تحلیل استدلال میکند که برخلاف جنگهای افغانستان و عراق با اشغالگری طولانیمدت، رویارویی با ایران شکل جدیدی از «مناقشه منطقه خاکستری» را به وجود آورده که در آن، دیپلماسی صرفاً جنگ را «مدیریت» میکند، نه اینکه به آن پایان دهد. این چرخه تکراری از حملات هوایی، تحریمها، عملیات سایبری و سپس مذاکره، در واقع جدیدترین مرحله از یک تقابل راهبردی است که از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ ریشه میگیرد. کانورسیشن با اشاره به فروپاشی سریع یادداشت تفاهم تصریح میکند که مشکل اصلی نه «سوءتفاهم»، بلکه ناسازگاری بنیادین اهداف راهبردی طرفین است. آمریکا همچنان بر محدودسازی برنامه هستهای و نفوذ منطقهای ایران پافشاری میکند، در حالی که جمهوری اسلامی ایران همین توانمندیها را برای امنیت و بازدارندگی خود حیاتی میداند. این تحلیل میافزاید که دامنه حملات از زیرساختهای صرفاً نظامی فراتر رفته و تأسیسات انرژی، آبشیرینکنها و پلها را هدف قرار داده است که پیامدهای مستقیمی برای زندگی غیرنظامیان دارد و پرسشهایی درباره نقض قوانین بشردوستانه بینالمللی ایجاد کرده است. در پایان، این تحلیل هشدار میدهد که بزرگترین خطر، وقوع یک جنگ گسترده منطقهای نیست، بلکه «عادیسازی تدریجی یک مناقشه پایدار» است که بارها از تیتر اخبار محو میشود، اما به دلیل عدم ظهور شرایط سیاسی لازم برای صلح واقعی، به اشکال جدید بازمیگردد. این وضعیت، «وضعیت عادی جدیدی» برای سیاست خارجی آمریکا است. مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) در تحلیلی هشدار داد که جنگ ایران و آمریکا وارد مرحله خطرناک جدیدی شده است. به نوشته این اندیشکده آمریکایی، موج تازه خشونتها که با حملات متقابل بر سر تنگه هرمز آغاز شد، اکنون از کنترل خارج شده و دامنه آن به زیرساختهای غیرنظامی، تأسیسات آبشیرینکن کویت، و اهدافی در عربستان سعودی و اردن گسترش یافته است. آمریکا نیز برای نخستین بار در ماههای اخیر شاهد کشته شدن نظامیان خود در اردن بود و با حمله به جزیره خارگ یا تأسیسات هستهای سری ایران ممکن است به دنبال تشدید بیشتر باشد. این تحلیل همزمان به فروپاشی دیپلماتیک اشاره میکند: ترامپ در حاشیه نشست ناتو یادداشت تفاهم را «پایانیافته» خواند و رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز امضای او را «بیارزش و بیاعتبار» دانستند و تعهدات ایران ذیل توافق را به حالت تعلیق درآوردند. با این حال، سیاسآیاس تصریح میکند که هر دو طرف از جنگ تمامعیار پرهیز دارند و نشانههایی از تمایل به دیپلماسی دیده میشود: آزادی یک زن آمریکایی از ایران، خویشتنداری نسبی ترامپ در پاسخ به کشته شدن نظامیانش، و تلاشهای میانجیگرانه پاکستان و قطر. این گزارش هشدار میدهد که تشدید بیشتر میتواند کل منطقه را به کام آتش بکشاند. ایران از انصارالله یمن خواسته تا برای بستن تنگه بابالمندب آماده شود و ممکن است به زیرساختهای انرژی جایگزین مانند بندر ینبع عربستان حمله کند. همچنین در صورت تشدید حملات ایران به زیرساختهای حیاتی کشورهای عربی، این کشورها ممکن است وارد یک رویارویی نظامی آشکار با ایران شوند. سیاسآیاس نتیجه میگیرد که پویایی خودتقویتکننده انتقامجویی، فرمولی برای تداوم جنگ است و راههای خروج فوری مبهم باقی ماندهاند. رسانه های عربی رأی الیوم در مقاله ای به بررسی تشدید رویارویی آمریکا و ایران پس از حملات آمریکا و اسرائیل پرداخت و نوشت: بحران از درگیریهای محدود فراتر رفته و به جنگی چندبعدی در حوزههای نظامی، اقتصادی، رسانهای و جنگ روایتها تبدیل شده است. نویسنده میگوید آمریکا، مراکز نظامی، پهپادی و زیرساختهای نفتی ایران را هدف قرار داده تا توان مالی و نظامی تهران را تضعیف کند. در مقابل، ایران با تهدید امنیت صادرات انرژی، حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه و ادعای سرنگونی یک پهپاد آمریکایی، تلاش کرده هزینههای واشنگتن را افزایش دهد. مقاله همچنین به اختلافات در دولت آمریکا درباره نحوه مدیریت بحران و نیز تنشهای فزاینده میان دولت ترامپ و بنیامین نتانیاهو اشاره میکند. به باور نویسنده، نبود راهبرد روشن آمریکا میتواند این رویارویی را به جنگی فرسایشی تبدیل کند و در نهایت، همانند بسیاری از بحرانهای گذشته، پس از دورهای از فرسایش متقابل، طرفها ناگزیر به بازگشت به میز مذاکره شوند. الشرق الاوسط در مقاله ای به دگرگونی سریع نظام جهانی و فرسایش نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم میپردازد. نویسنده معتقد است که جنگهای پیدرپی، تروریسم، رقابت قدرتهای بزرگ و بحرانهای اقتصادی نشان دادهاند که دوران تکقطبی آمریکا به پایان رسیده و جهان به سمت نظمی چندقطبی حرکت میکند. نویسنده معتقد است در این ساختار جدید، چین و روسیه در برابر غرب قرار گرفتهاند و کشورهای موسوم به «جنوب جهانی» و بهویژه خاورمیانه، به دلیل منابع، جمعیت و موقعیت راهبردی،