جنگ ۴۰ روزه تحمیلی آمریکا علیه ایران، تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ بلکه بر مناسبات سیاسی و دیپلماتیک ایران با کشورهای منطقه نیز سایه اثرگذار بود و روند گفتوگو و همکاری را با چالشهایی جدی روبهرو ساخت. در چنین شرایطی، حصول تفاهم و توقف درگیری را میتوان فرصتی برای عبور از فضای تنش و بازگشت به دیپلماسی دانست. صلح، اگر با اراده سیاسی، گفتوگوی مستمر و احترام به منافع متقابل همراه باشد، میتواند اعتماد آسیبدیده را بهتدریج ترمیم کند و زمینهساز احیای روابط ایران با همسایگان و شکلگیری فصل تازهای از همکاریهای منطقهای شود؛ فصلی که در آن امنیت و توسعه، نه از مسیر تقابل، بلکه از رهگذر تعامل، همگرایی و گفتوگوی سازنده تأمین خواهد شد. به نقل از شرق، جنگ ۴۰ روزه تحمیلی آمریکا علیه ایران، تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ بلکه بر مناسبات سیاسی و دیپلماتیک ایران با کشورهای منطقه نیز سایه اثرگذار بود و روند گفتوگو و همکاری را با چالشهایی جدی روبهرو ساخت. در چنین شرایطی، حصول تفاهم و توقف درگیری را میتوان فرصتی برای عبور از فضای تنش و بازگشت به دیپلماسی دانست. صلح، اگر با اراده سیاسی، گفتوگوی مستمر و احترام به منافع متقابل همراه باشد، میتواند اعتماد آسیبدیده را بهتدریج ترمیم کند و زمینهساز احیای روابط ایران با همسایگان و شکلگیری فصل تازهای از همکاریهای منطقهای شود؛ فصلی که در آن امنیت و توسعه، نه از مسیر تقابل، بلکه از رهگذر تعامل، همگرایی و گفتوگوی سازنده تأمین خواهد شد. از اینرو، بهمنظور واکاوی ابعاد تحولات اخیر و ترسیم تصویری روشنتر از وضعیت روابط دیپلماتیک ایران با کشورهای منطقه، با محمد ایرانی، سفیر پیشین ایران در کویت و اردن، به گفتوگو نشستهایم تا ارزیابی او را از چشمانداز مناسبات منطقهای ایران در دوران پس از جنگ و تفاهم جویا شویم. مشروح این گپوگفت را در ادامه میخوانید. *در خصوص تفاهم که این روزها درباره آن بحث میشود، دو برداشت متفاوت وجود دارد. البته نگاه شما را میدانم و همواره بر ضرورت بهرهگیری از دیپلماسی و امیدواری به مسیر پیش رو تأکید داشتهاید؛ با این حال، بسیاری معتقدند این مسیر همچنان شکننده است و با عدمقطعیتهای جدی مواجه خواهد بود. با توجه به نقشآفرینی اسرائیل و سایر عوامل اثرگذار، آینده این روند را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این وضعیت را میتوان سرآغاز یک فصل تازه و نقطه عطفی در تحولات آینده دانست، یا آن را صرفاً یک وقفه و تنفس میان دو دوره تنش و درگیری تلقی میکنید؟ من از هر زاویهای که به این مسئله نگاه میکنم، معتقدم شرایطی فراهم شده است که بتوانیم از وضعیت ناشی از جنگ و سپس دورهای از آتشبس موقت که نه جنگ بود و نه صلح و در واقع نوعی وضعیت تعلیقی را ایجاد کرده بود، عبور کنیم. طبیعتاً درباره این تفاهمنامه، پرسشهای متعددی مطرح است؛ از جمله اینکه آیا همه خواستههای ما در آن لحاظ شده است یا خیر؟ آیا منافع و مصالح کشور را تأمین خواهد کرد یا نه؟ و اینکه آیا میتواند چشماندازی امیدوارکننده برای خروج کشور از بحران طولانیمدت با غرب و ایالات متحده و حرکت به سوی توسعه و سازندگی فراهم کند، یا اینکه صرفاً بخشی از فرآیند مدیریت بحران است که فعلاً در دستور کار قرار گرفته و در نهایت نیز ممکن است به تداوم همان تنشها، مشکلات و درگیریها منجر شود؟ *پس باید بپرسم پاسختان به سوالات خودتان چیست؟ اصلا به مسیر پیش رو در ۳۰ تا ۶۰ روز آینده روز آینده خوش بین هستید یا بدبین؟ تصور میکنم فارغ از اینکه از چه منظری به این موضوع بنگریم، در شرایط کنونی چارهای جز خوشبینی نداریم. به اعتقاد من، تدبیری که اکنون در پیش گرفته شده، تدبیری درست است. ایران با توجه به پیچیدگیهای روابط خود با آمریکا در سالهای گذشته، بهتدریج در شرایطی قرار گرفت که حتی در مناسبات با برخی کشورهای همسایه نیز با مشکلاتی مواجه شد و کشور از جنبههای مختلف در معرض نوعی محاصره سیاسی، اقتصادی و تحریمی قرار گرفت. افزون بر این، به دلیل برخی مخالفتها با روندهای بینالمللی، تصویر کشورمان در عرصه جهانی نیز تا حدی با چالشهایی مواجه شده بود. اکنون به نظر میرسد تلاشی جدی برای خروج از این وضعیت در جریان است. من این رویکرد را نوعی خردورزی و تدبیر دیپلماتیک میدانم؛ نشانهای از اینکه تهران به دنبال عبور از این مرحله و دستیابی به دستاوردهایی در جهت تأمین منافع و نیازهای کشور است. اگر بخواهم از همین منظر به موضوع نگاه کنم، باید بگویم در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگری لازم است که تیم مذاکرهکننده احساس کند از حمایت ملت برخوردار است. این صرفاً یک نمایش سیاسی نیست، بلکه ضرورتی ملی است که باید مورد توجه قرار گیرد. ما باید انسجام ملی را حفظ و تقویت کنیم و نشان دهیم که پایداری و مقاومتی که در جریان جنگهای اخیر خود را نشان داد، اکنون بهتدریج در حال به بار نشستن است. از این پس نیز همه آحاد ملت باید در کنار یکدیگر و با همدلی، همان مسیر آبادانی، توسعه و پیشرفت کشور را دنبال کنند؛ مسیری که به اعتقاد من، هدف اصلی و نهایی این تلاشهاست. *مایلم بحث را در حوزه تخصصی شما، یعنی معادلات منطقهای، ادامه دهیم. گفته می شود که جنگ اخیر، تا حد زیادی الگوی روابط و مناسبات دیپلماتیک ایران با کشورهای منطقه، بهویژه کشورهای عربی، را دستخوش تغییر کرده است. اکنون این پرسش مطرح میشود که آیا همین وضعیتِ کاهش تنش و تفاهم موقت میتواند در همین بازه ۶۰ روزه زمینه احیای روابط منطقهای را فراهم کند، یا باید منتظر نهاییشدن توافق و روشنشدن نتایج آن ماند؟ به نظر من باید قدری صبر کنیم و ببینیم توافق نهایی بین ایران و آمریکا حاصل می شود؟ چون حصول توافق نهایی و کیفیت آن بر مسیر روابط ایران و کشورهای عربی اثر مسثقیم دارد. اجازه بدهید عرض کنم که در ارزیابی این توافق و روندی که در حال شکلگیری است، باید همه جوانب را بهصورت همزمان مدنظر قرار داد. ما نمیتوانیم صرفاً بر فرصتها ت