«از آتشبس تا صلح» عنوان یادداشت حمید روشنایی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ پس از قبول آتشبس و امضای توافقنامه، انتظار میرفت ایران و امریکا به سوی حل مشکلات و پایان درگیریها و صلح بروند و مسائل فیمابین را حل و فصل نمایند، اما آنچه امروز شاهدیم نوعی درگیری زیرپوستی و جنگی غیررسمی است. در اینجا سوالی مطرح میگردد و آن اینکه چرا به صلح نمیرسیم درحالیکه دوطرف از پیروزیهایشان در کسب یک توافق خوب صحبت میکنند؟! برای گذر از مرحله آتشبس و رسیدن به صلح بین دو کشور، مقدماتی لازم است و موانعی وجود دارد که باید برطرف شود. مقدمات رسیدن به صلح شامل موارد ذیل است: ۱- اراده مشترک: صلح برخلاف جنگ نیاز به کسب اراده دارد یعنی مقامات و مردم دو کشور باید اراده کنند تا صلح برقرار شود در حالی که جنگ میتواند یک شبه و توسط فقط یک نفر شروع گردد. اراده به معنای خواست واقعی و به دور از شعار و تظاهر است و اینکه مسوولان دوطرف به حقیقت دنبال صلح باشند. ۲- گفتوگو و مذاکره: نمیتوان در خلأ به صلح و آشتی رسید. تنها راه رسیدن به تفاهم، مذاکره است. در مذاکرات است که مسائل مختلف مطرح و نظرات دوطرف شنیده و مورد چکشکاری قرار میگیرد. مذاکره اولین مرحله عملیاتی برای صلح و تفاهم است و بدون آن، نمیتوان انتظار رفع مشکلات داشت. ۳- ایجاد اعتماد: جنگ بالاترین حد بیاعتمادی است و برای ایجاد صلح، نیاز به اعتمادسازی میباشد. اهمیت مذاکره حین و بعد جنگ آن است که راههایی را بیابیم که میتواند ما را متقاعد نماید که خواهان صلح هستیم. ۴- ایجاد احترام: بعد از یافتن اعتماد، نیاز به احترام متقابل است. اگر دولتها همچنان به توهین و بیاحترامی به یکدیگر ادامه دهند، هرگز نمیتوانند به صلح دایمی و حتی موقت برسند. احترام گذاشتن به معنی قبول همه شرایط و اقدامات یکدیگر نیست بلکه صرفا برخوردی همراه با متانت با طرف مقابل است. ۵- گذر از تشریفات اولیه: یکی از موانع مذاکرات صلح، قوانین و تشریفات شروع مذاکرات و ورود به موضوع است. گاهی مسائل پیرامونی از اصل قضیه سختتر است. گفته میشود در مذاکرات صلح ایران و عراق و قطعنامه ۵۹۸، زمان بسیاری صرف تعیین مقدمات ورود و شکل میز مذاکره شده است. اما موانع صلح ایران و امریکا شامل موارد ذیل است: ۱- رژیم صهیونیستی: قطعا مهمترین عامل برهم زننده صلح در منطقه آسیای غربی و شمال آفریقا، رژیم اسراییل است. این جرثومه که حیاتش منوط به جنگ و نابودی دیگران است، در مسائل دوجانبه واشنگتن و تهران به عنوان یک مزاحم عمل میکند و تلاش دارد هرگونه مذاکره را به بنبست بکشاند. نتانیاهو میداند در صورت برقراری صلح، با چالشهای زیادی مواجه خواهد شد و درنهایت این رژیم اشغالگر است که آسیب میبیند. ۲- گروههای فشار: در داخل هر دو کشور ایران و امریکا، گروههای فشار قدرتمندی هستند که منافعشان در ادامه جنگ و به نتیجه نرسیدن صلح است. این گروهها از همه توان خود برای باقی ماندن شرایط جنگ یا نه جنگ و نه صلح استفاده میکنند. در امریکا علاوه بر گروههای صهیونیستی و راست افراطی که مخالف صلح هستند، دوستان و مخالفان ترامپ هم وی را به دلیل اقداماتش در شروع جنگ و توافق آتشبس تحت فشار گذاشته و او را متهم به ضعف در مقابل ایران میکنند. ۳- سخنان و پیامهای ترامپ: سخنان و اقدامات نسنجیده ترامپ در ارسال پیامهای مختلف، نوعی بحران را در داخل کشور خودش و کشور ما به وجود آورده است. وی با حماقت تمام پیامهایی را ارسال میکند که دستاورد مذاکرات را به خطر میاندازد و موجب واکنشهایی میشود. ۴- عمق اختلافات: یکی از موانع اساسی در پایان جنگ و ایجاد صلح، میزان عمق و گستردگی اختلافات است. هنوز فراموش نکردهایم که ۶ کشور به اضافه ایران ماهها تلاش کردند تا مذاکرات برجام به نتیجه برسد و اکنون که موضوعات دیگری نیز به آن اضافه شده است، بعید به نظر میرسد به آسانی حل و فصل شود. ۵- میانجیگران: اگرچه حضور برخی میانجیگران موجب انجام و پیشرفت مذاکرات و ایجاد آتشبس شد، لیکن تعریف و تفسیر آنها از روند مذاکرات و درز اطلاعات ازسوی برخی آنها، موجب شد برخی شایعات و اختلافات نیز افزایش یابد. ۶- نوع اختلافات: علاوه بر عمق و سطح اختلافات، برخی موضوعات از اهمیت خاصی برخوردار است که نمیتوان به آسانی به تفاهم رسید. مساله هستهای ایران یا تحریمها که فقط منحصر به ایران و امریکا نمیشود و دیگر کشورها را نیز در آن دخیل میکند، کار برای ایجاد صلح را سختتر کرده است. تجربه بشریت نشان میدهد که جنگ یک امر معمول بوده و این صلح است که برای رسیدنش باید تلاش جانفرسا کرد. مشکلات روابط ایران و امریکا که سابقهای حداقل ۵۰ ساله دارد، میتواند به آسانی تبدیل به جنگ شود. اما برای برقراری صلح، علاوه بر تلاش فراوان، نیاز به ایثار و ازخودگذشتگی تیم مذاکرهکننده دارد.