صدای دستگاههای بخش مراقبتهای ویژه هنوز به گوش میرسد؛خانوادهای درشوک شنیدن واژه«مرگ مغزی»میان ناباوری واندوه ایستاده است وچند طبقه آن سوتر، بیماری هرلحظه چشم به تلفنی دارد که شاید خبر رسیدن عضوی سالم،زندگی را دوباره به او بازگرداند. فاصله میان این دو روایت، تنها یک تصمیم است؛تصمیمی که میتواند پایان زندگی یک انسان را به آغاز حیات چند انسان دیگر تبدیل کند؛اهدای عضو،سالهاست درایران از یک اقدام صرفاً پزشکی فراتر رفته و به موضوعی اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و حتی دینی تبدیل شده است؛موضوعی که هرچند دستاوردهای بزرگی برای کشور به همراه داشته،اما هنوز با چالشهایی روبه روست که جان هزاران بیمار را در فهرست انتظار تهدید میکند. اعضای قابل پیوندی که از بین می رود هر سال با افزایش آگاهی عمومی، شمار بیشتری از خانوادههای ایرانی با مفهوم اهدای عضو آشنا میشوند، اما هنوزهم فاصله قابل توجهی میان ظرفیت واقعی کشور و میزان اهدای عضو وجود دارد؛درحالی که هر فرد دچار مرگ مغزی میتواند جان چند بیمار را نجات دهد و کیفیت زندگی دهها نفر دیگر را بهبود ببخشد، بسیاری از اعضای قابل پیوند، تنها به دلیل مخالفت یا تردید خانوادهها از بین میروند. کارشناسان معتقدند اهدای عضو تنها یک اقدام درمانی نیست،بلکه شاخصی از سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و فرهنگ ایثار درهرجامعه به شمار میرود؛شاخصی که کشورهای مختلف سالهاست برای ارتقای آن سرمایه گذاری کردهاند. ایران نیز طی دو دهه گذشته مسیر قابل توجهی را دراین حوزه پیموده است؛امروز شبکه پیوند اعضا در کشور به بلوغ نسبی رسیده و مراکز درمانی متعددی در استانهای مختلف توان انجام پیوندهای پیچیده را دارند؛ موضوعی که ایران را به یکی از کشورهای پیشرو منطقه تبدیل کرده است. راضیه حنطوشزاده، رئیس اداره پیوند وزارت بهداشت، با اشاره به روند رو به رشد شاخص اهدای عضو در کشور میگوید شاخص اهدای عضو ایران به حدود ۱۵ نفر به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت رسیده است؛عددی که اگرچه هنوز با کشورهای پیشرو جهان فاصله دارد،اما جایگاه نخست منطقه غرب آسیا را برای ایران به همراه آورده است؛ به گفته او، این شاخص در اسپانیا که سالهاست الگوی جهانی اهدای عضو محسوب میشود، حدود ۵۰ نفر در هر یک میلیون جمعیت است. موانع فرهنگی؛بزرگ ترین مانع اهدای عضو او تأکید میکند شاخص اهدای عضو صرفاً یک عدد پزشکی نیست، بلکه معیاری برای سنجش میزان بلوغ فرهنگی جامعه در مواجهه با مفهوم ایثار و بخشش به شمار میرود.از نگاه مسئولان وزارت بهداشت، مهم ترین مانع توسعه اهدای عضو در ایران دیگر کمبود امکانات پزشکی نیست، بلکه موانع فرهنگی و دشواری جلب رضایت خانوادههاست. در برخی استانهای کشور، این فرهنگ به شکل چشمگیری نهادینه شده است؛به گفته مسئولان حوزه پیوند، شاخص اهدای عضو در برخی دانشگاههای علوم پزشکی حتی به سطح کشورهای پیشرفته جهان نزدیک شده، اما میانگین کشوری همچنان تحت تأثیر استانهایی است که میزان رضایت خانوادهها در آنها پایین تراست. اما پشت این آمارها، واقعیتی تلخ وجود دارد؛ واقعیتی به نام «لیست انتظار»؛هزاران بیمار ایرانی امروز تنها با امید دریافت یک عضو سالم به زندگی ادامه میدهند. برای بسیاری از مبتلایان به نارسایی قلب، کبد یا ریه، هیچ درمان جایگزینی وجود ندارد و پیوند عضو تنها فرصت ادامه حیات است. راضیه حنطوشزاده هشدار میدهد که برخلاف بیماران کلیوی که میتوانند مدتی با دیالیز زندگی کنند، بیماران نیازمند پیوند قلب، کبد و ریه غالباً جوانانی هستند که تأخیر در پیوند، جان آنها را تهدید میکند. در سوی دیگر، انجمن اهدای عضو ایرانیان نیز تصویری دقیق تر از این وضعیت ارائه میدهد؛امید قبادی، نایب رئیس این انجمن، میگوید ایران همچنان رتبه نخست آسیا در اهدای عضو را حفظ کرده و در حوزه پیوند کبد نیز به لطف تلاش پزشکان ایرانی، جایگاه نخست جهان را در اختیار دارد؛ به گفته او، تاکنون دهها هزار عمل پیوند در کشور انجام شده و خدمات پیوند اعضا از بیماران مرگ مغزی به صورت کاملاً رایگان ارائه میشود. این موفقیتها اتفاقی نیست؛ طی سه دهه گذشته، سرمایه گذاری علمی، تربیت نیروی انسانی متخصص و توسعه مراکز پیوند باعث شده ایران امروز بتواند بسیاری از پیچیده ترین عملهای پیوند اعضا را با استانداردهای جهانی انجام دهد. شیراز، تهران، مشهد، تبریز و اصفهان اکنون از قطبهای مهم پیوند اعضا در منطقه محسوب میشوند. بیمارستان پیوند اعضای ابوعلیسینای شیراز به تنهایی بیش از ۱۶ هزار عمل پیوند انجام داده و به عنوان یکی از جامع ترین مراکز پیوند جهان شناخته میشود؛مرکزی که تقریباً همه انواع پیوند اعضای حیاتی را انجام میدهد. محمد باقر خسروی، مدیرعامل بیمارستان پیوند اعضای ابوعلیسینا، اهدای عضو را «شاخص بالندگی فرهنگ ایرانی» توصیف میکند و معتقد است اگر همراهی خانوادههای اهداکننده نبود، هیچ یک از این دستاوردهای علمی به دست نمیآمد؛ اومیگوید پزشکان و مراکز درمانی همواره خود را مدیون خانوادههایی میدانند که در سخت ترین لحظات زندگی، تصمیمی میگیرند که جان انسانهای دیگر را نجات میدهد. با وجود این پیشرفتها، پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ چرا هنوز بخش قابل توجهی از ظرفیت اهدای عضو در کشور بلااستفاده میماند؟ چرا درحالی که هزاران بیمار درانتظار پیوند هستند، هرسال اعضای سالم بسیاری به خاک سپرده میشود؟ پاسخ این پرسش را باید نه فقط در بیمارستانها، بلکه در متن جامعه، باورهای فرهنگی، گفت وگوهای خانوادگی و میزان آگاهی عمومی جست وجو کرد؛ موضوعی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان،مهم ترین حلقه مفقوده نظام اهدای عضو در ایران است. رضایت خانوادهها؛حلقه مفقوده نجات جان بیماران وقتی پزشکان مرگ مغزی را تأیید میکنند، ازنگاه علم پزشکی،بازگشتی درکارنیست؛اما برای بسیاری از خانوادهها، پذیرش این واقعیت دشوار است. تپش قلب، گرمای بدن و حرکت دستگاههای تنفس مصنوعی، این تصور را ایجاد میکند که شاید ه