تلف شدن «رویا»، درنای سیبری مادهای که برای جفت شدن با «امید» به ایران منتقل شده بود، تنها از دست رفتن یک پرنده نادر نیست؛ این اتفاق چشمانداز احیای آخرین مسیر مهاجرت جمعیت غربی درناهای سیبری را بیش از گذشته تیره کرده است. اکنون همه نگاهها دوباره به «امید»، آخرین درنای شناختهشده این جمعیت، دوخته شده؛ پرندهای که سالهاست هر پاییز، تنها از سیبری به تالابهای شمال ایران مهاجرت میکند. رویداد۲۴| درنای سیبری یکی از شناختهشدهترین پرندگان مهاجر جهان است؛ پرندهای بلندبالا با پرهای سفید، نوک بلند و بالهایی که هنگام پرواز منظرهای باشکوه ایجاد میکنند. این گونه زمانی در بخشهای مختلف شمال اوراسیا زادآوری میکرد و هر سال هزاران کیلومتر را برای رسیدن به مناطق زمستانگذرانی طی میکرد. دانشمندان درناهای سیبری را به سه جمعیت اصلی شرقی، مرکزی و غربی تقسیم میکنند. جمعیت شرقی هنوز در شرق آسیا حضور دارد و عمدتاً میان روسیه و چین مهاجرت میکند. اما جمعیت مرکزی سالها پیش از میان رفت و جمعیت غربی نیز تقریباً به تاریخ پیوسته است. امروز «امید» تنها درنای شناختهشده این جمعیت به شمار میرود؛ پرندهای که هر سال از زیستگاههای زادآوری خود در سیبری به تالابهای شمال ایران میآید و سپس دوباره به روسیه بازمیگردد. به همین دلیل است که بسیاری از کارشناسان محیط زیست از او با عنوان «آخرین مهاجر تنها» یاد میکنند. نام «امید» برای بسیاری از ایرانیان آشناست. این درنای سیبری از اوایل دهه ۱۳۸۰ به چهرهای شناختهشده در میان دوستداران محیط زیست تبدیل شد. سالها پیش او همراه جفت خود، «آرزو»، به ایران مهاجرت میکرد؛ اما پس از ناپدید شدن آرزو، امید تنها ماند. از آن زمان تاکنون، هر بار که این پرنده در تالابهای فریدونکنار دیده میشود، خبر حضورش به رسانهها راه پیدا میکند. دلیل این توجه صرفاً نادر بودن گونه نیست؛ امید در واقع آخرین نشانه زنده از مسیری مهاجرتی است که زمانی دهها درنای سیبری از آن عبور میکردند. اگر این مسیر به طور کامل فراموش شود، بازگرداندن آن تقریباً غیرممکن خواهد بود. «رویا» چگونه وارد این داستان شد؟ در سالهای اخیر، نگرانی درباره آینده امید و جمعیت غربی درنای سیبری افزایش یافت. از آنجا که این پرنده سالها بدون جفت زندگی میکرد، سازمان حفاظت محیط زیست با همکاری نهادهای بینالمللی به دنبال یافتن راهی برای حفظ این مسیر مهاجرتی رفت. نتیجه این تلاشها انتقال یک درنای ماده به نام «رویا» از بلژیک به ایران بود. رویا در بهمن ۱۴۰۱ وارد کشور شد و در تالاب میانکاله مستقر شد. هدف از این پروژه آن بود که امید و رویا بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و در نهایت به احیای جمعیت غربی درناهای سیبری کمک شود. این پروژه از همان ابتدا با امیدها و البته تردیدهایی همراه بود. برخی کارشناسان معتقد بودند تفاوت شرایط رشد و زندگی این دو پرنده میتواند مانع موفقیت کامل طرح شود. با این حال، بسیاری از فعالان محیط زیست آن را آخرین فرصت برای نجات یک مسیر مهاجرتی تاریخی میدانستند. چرا احیای یک مسیر مهاجرت اهمیت دارد؟ در نگاه نخست ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا حفظ یک مسیر مهاجرتی تا این اندازه مهم است؟ پاسخ در مفهوم تنوع زیستی نهفته است. هر جمعیت جانوری بخشی از میراث طبیعی جهان محسوب میشود. نابودی یک جمعیت تنها به معنای کاهش تعداد افراد یک گونه نیست؛ بلکه به معنای از بین رفتن رفتارها، مسیرهای مهاجرتی، سازگاریهای ژنتیکی و دانش طبیعیای است که طی هزاران سال شکل گرفته است. مسیر غربی مهاجرت درناهای سیبری نیز یکی از همین میراثهای طبیعی است؛ مسیری که از روسیه آغاز میشود و پس از عبور از بخشهایی از آسیای غربی به شمال ایران میرسد. بر اساس اعلام محیط زیست مازندران، رویا پس از بروز علائمی مانند بیاشتهایی و اختلال در تعادل تحت مراقبت دامپزشکی قرار گرفت. آزمایشها نشان داد این پرنده به یک عفونت شدید تنفسی مبتلا شده و ریهها و کیسههای هوایی او به شدت درگیر شدهاند. دامپزشکان میگویند بسیاری از بیماریهای تنفسی در پرندگان تا مراحل پیشرفته نشانه آشکاری ندارند و به همین دلیل، درمان آنها دشوار است. با وجود تلاشهای انجامشده، رویا جان خود را از دست داد و اکنون بررسیهای تخصصی برای تعیین علت دقیق مرگ ادامه دارد. اما اهمیت این خبر فقط در جنبه دامپزشکی آن نیست. مرگ رویا ضربهای به یکی از مهمترین پروژههای حفاظتی سالهای اخیر در ایران محسوب میشود؛ پروژهای که هدف آن جلوگیری از خاموش شدن آخرین نشانههای جمعیت غربی درنای سیبری بود. «امید» ماندنی است؟ اکنون بار دیگر همه نگاهها به «امید» دوخته شده است. پرندهای که سالهاست به تنهایی مسیر طولانی سیبری تا ایران را طی میکند و به نمادی از شکنندگی حیات وحش تبدیل شده است. تلف شدن رویا لزوماً به معنای پایان همه تلاشهای حفاظتی نیست، اما بدون تردید چشمانداز احیای جمعیت غربی درناهای سیبری را دشوارتر از گذشته میکند. شاید به همین دلیل باشد که نام این دو پرنده، «امید» و «رویا»، بیش از آنکه فقط نام دو درنا باشد، روایت وضعیت بسیاری از گونههای در معرض خطر در جهان امروز است؛ گونههایی که بقای آنها به مجموعهای از تصمیمهای انسانی، حفاظت علمی و گاهی اندکی شانس وابسته است؛ و حالا، پس از مرگ رویا، تنها امید باقی مانده است؛ آخرین مهاجر تنها که هر پاییز، همچنان آسمان ایران را پیدا میکند.