به گزارش تجارت نیوز، وبگاه ریسپانسیبل استیت کرفت با انتشار یادداشتی مدعی شد: سالها پیش، الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، روابط کشورش با اسرائیل را به یک «کوه یخ» تشبیه کرد که ۹۰ درصد آن در زیر آب پنهان است. هفته گذشته، سیانان تلاش کرد تا این بخش پنهان را به سطح بیاورد و در معرض دید عموم قرار دهد. سکوی پرتاب اسرائیل این وبگاه در ادامه آورد: نکته قابل توجه آن است که گزارش سیانان بر اساس دادههای چهار منبع ناشناس تعریف شده که ظاهرا از فعالیتهای بسیار حساس نظامی و اطلاعاتی اسرائیل در خاورمیانه آگاهی داشتند. اگرچه سیانان هویت آنها را فاش نکرد، اما ماهیت اطلاعات منتشرشده نشان میدهد که این منابع یا آمریکایی بودهاند، یا اسرائیلی، و یا ارتباط تنگاتنگی با دستگاههای امنیتی یکی از این دو بازیگر یا هر دوی آنها داشتهاند. طبق ادعای این منابع، اسرائیل در جریان جنگ اخیر با ایران، یگانهای نظامی و اطلاعاتی ویژه خود — از جمله نیروهای عملیات ویژه، پرسنل موساد و تیمهای امداد و نجات بالگردی — را بهصورت مخفیانه در نقاط متعددی از جنوب آذربایجان مستقر کرده بود. گفته میشود کماندوهای اسرائیلی از موقعیتهایی در ۶۰ مایلی تبریز، عملیات پهپادی انجام داده، تجهیزات شنود نصب کردند. سیانان این موضوع را در کنار سایر سایتهای مخفی اسرائیل در عراق، امارات و سومالیلند در طول جنگ قرار داد که نشاندهنده حلقهای از مواضع پیشرو در اطراف ایران است. همانطور که انتظار میرفت، باکو با خشم به این گزارش واکنش نشان داد. وزارت امور خارجه آذربایجان این گزارش را «بیاساس» و ناقض اخلاق حرفهای روزنامهنگاری خواند و تاکید کرد که «آذربایجان هرگز اجازه نداده و نخواهد داد که از خاکش برای چنین مقاصدی استفاده شود». باکو خواستار تکذیب این «ادعاهای بیاساس» توسط سیانان شد. فارغ از اینکه گزارش سیانان چقدر دقیق باشد، این ادعاها با یک رابطه راهبردی مطابقت دارد که مدتهاست زیر ذرهبین ناظران منطقهای قرار داشته است. اسرائیل تسلیحات پیشرفتهای در اختیار آذربایجان قرار میدهد (گزارش موسسه SIPRI در استکهلم نشان می دهد که تا ۷۰ درصد واردات تسلیحاتی آذربایجان از اسرائیل است) در مقابل اسرائیل نفت این کشور را خریداری میکند (حدود ۴۰ درصد از مصرف اسرائیل). در این معامله، اسرائیل جای پایی در مرزهای ایران به دست میآورد و آذربایجان نیز از حمایت لابی قدرتمند طرفدار اسرائیل در واشنگتن بهرهمند میشود. مارک پری، پژوهشگر فقید موسسه کوئینسی، از سال ۲۰۱۲ در مقالهای مفصل در فارن پالیسی گزارش داده بود که آذربایجان «سکوی پرتاب مخفی اسرائیل» است. چرا جزئیات ادعایی اکنون فاش میشوند؟ ریسپانسیبل استیت کرفت در ادامه این یاداشت ادعا کرد: اگرچه ادعای رسمی در این باره مطرح نشده، اما یک احتمال این است که آمریکا و اسرائیل میخواهند اطمینان حاصل کنند که آذربایجان همکاری خود را قطع نخواهد کرد. اگر چنین باشد، واشنگتن و تلآویو با علنی کردن این پایگاههای ادعایی، امکان «انکار قابل قبول» (Plausible Deniability) را برای باکو نزد تهران از بین میبرند. این ماجرا با یک الگو همخوانی دارد. پس از فاز فعال جنگ، گزارشهایی از سفر مخفیانه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل به امارات منتشر شد. مقامات اماراتی بهشدت این خبر را تکذیب کردند، در حالی که همتایان اسرائیلیشان آشکارا به این سفر بالیدند. شاید این افشاگری تا حدی با ملاحظات سیاسی داخلی اسرائیل مرتبط باشد؛ نتانیاهو برای پیروزی بر رقیب سرسخت خود، نفتالی بنت، در انتخابات پیش رو، نیاز دارد چهرهای مقتدر از خود به نمایش بگذارد. اما نتیجه این افشاگری، پیوند هرچه بیشتر ابوظبی با موضع منطقهای اسرائیل بود. همین منطق ممکن است در اینجا نیز صادق باشد: «بستن دستهای آذربایجان». منطق پشت این اقدام احتمالا این است: اگر ایران به امارات یا آذربایجان (یا هر دو) حمله کند، آنها مجبور خواهند شد برای محافظت به اسرائیل پناه ببرند و بدین ترتیب، وابستگی امنیتی خود به تلآویو را تثبیت کنند. تاکنون تهران خویشتنداری نشان داده است. حمله پهپادی ایران به نخجوان در ماه مارس توسط منابع ایرانی بهعنوان یک «شلیک هشدار» تفسیر شد، نه آغازگر خصومتهای گستردهتر. ایران در طول جنگ از ایجاد جبهه شمالی خودداری کرده و در عوض بر خلیج فارس و تبادل موشکی با اسرائیل تمرکز کرد. اگر این پیام تهران بوده، پس موفق عمل کرد: علیاف با وجود وعدههای انتقام، تا به امروز کاری نکرده و در واقع، اندکی بعد محمولههای بشردوستانه به ایران ارسال کرده است. نه باکو و نه تهران در آن مرحله خواهان رویارویی آشکار نبودند و نیستند. خطرات پیش رو این وبگاه در ادامه آورد: خطر واقعی همینجاست. اگر خصومتها دوباره آغاز شود، ایران ممکن است آذربایجان را بهعنوان یک هدف نظامی مشروع در نظر بگیرد. در آن صورت، باکو مجبور خواهد بود میان همسویی کامل با اسرائیل (و تحمل انتقام ویرانگر ایران) یا گسستن رابطه با مهمترین شریک دفاعیاش (در کنار ترکیه) یکی را انتخاب کند. با این حال، یک نکته کلیدی وجود دارد: تمایز میان «نقش لجستیکی» و «مشارکت مستقیم عملیاتی» در اقدامات خصمانه اهمیت فوقالعادهای دارد. دومی میتواند بهعنوان (بهانه جنگ) تلقی شود. واکنش محتاطانه تهران تاکنون نشان میدهد که آنها ابتدا ادعاهای سیانان را بهدقت بررسی خواهند کرد و سپس به جمعبندی میرسند. تهران در حال محاسبه است: آیا این افشاگری برای ما مفید است؟ آیا به ما قدرت چانهزنی میدهد؟ یا ما را پیش از آمادگی، به واکنش وادار میکند؟ عامل ترکیه نیز مطرح است. با وجود اصطکاکهای اخیر، آنکارا همچنان متحد ثابتقدم باکو باقی مانده است. ایران، ترکیه را همتای نظامی میبیند و اقدامی نمیکند که این کشور را در مسیر برخورد با آنکارا قرار دهد. همانطور که امواج میدیا اشاره کرده، آنکارا در روزهای ابتدایی جنگ آمریکا و اسرائیل (که در ۲۹ فوریه آغاز شد)، نقش مفیدی