پشت پرده رشد خیرهکننده خودروهای برقی چینی، هزاران ماشین صفر کیلومتر با پلاکهای دستدوم در پارکینگهای تاریک خاک میخورند. تصور کنید سوئیچ خودروی برقی مدرنی را تحویل میگیرید؛ هنوز بوی کارخانه را از صندلیها حس میکنید، کیلومترشمار روی صفر ایستاده و رنگ بدنهی خودرو زیر نور آفتاب، به ذوقتان میآورد؛ اما وقتی به اسناد قانونی نگاه دقیقی میاندازید، یکباره جا میخورید: چراکه دومین یا حتی سومین مالک خودرو هستید و گارانتی و بیمهای که باید از روز خرید شما محاسبه شود، در آستانهی انقضاست! خلاصه صوتی خلاصه صوتی، ساختهشده با هوش مصنوعی باورش سخت است ولی بسیاری از خریداران بزرگترین بازار خودروی جهان، سناریو عجیب مالکیت دستچندمی خودروشان را تجربه کردهاند و بعدا فهمیدهاند که نه با خطای اداری مواجهاند، نه باگ سیستمی؛ پشت آماری که هرماه رشد ۲رقمی شرکتهای چینی را بهرخ میکشد، ترفندهای حسابداری نامتعارف و تکاندهندهای جریان دارد. برخی نامهای بزرگ صنعت خودروسازی چین برای پنهانکردن کمبود تقاضای بازار و مازاد محصولاتی که در انبارهایشان مانده، استراتژی گمراهکنندهای در پیش گرفتهاند که دستهی جدیدی از محصولات را با نام «خودروهای صفرکیلومتر دستدوم» خلق کرده است. وقتی تولید از تقاضا سبقت گرفت فکر میکنید چرا صنعتی نوظهور برپایهی فناوریهای مدرن به چنین توهمی پناه میبرد؟ تا پایان سال ۲۰۲۲، ماشین تولید خودروسازان چینی با سوخت یارانههای دولتی کار میکرد، حمایتهایی که برای تشویق مصرفکنندگان به خرید وسایل نقلیهی الکتریکی طراحی شده بودند و رشدی انفجاری را برای تولیدکنندگان داخلی بهارمغان آوردند. با قطع یارانههای دولتی، استارتاپهای وابسته به مشوقها به دره بحران سقوط کردند شرکتها باتکیهبر جریان مالی تضمینشدهی دولتی، خطوط تولیدشان را گسترش دادند و به ظرفیتی بسیار فراتر از نیاز ارگانیک بازار رسیدند. وقتی دولت تصمیم گرفت سوبسیدها را قطع کند، زنگ خطر در هیئتمدیرهها بهصدا درآمد. استارتاپهایی که تمام مدل کسبوکارشان به مشوقهای دولتی وابسته بود، میدانستند که با قطع این پول، تقاضا شدیداً سقوط میکند؛ بنابراین برای بهرهبرداری از آخرین قطرات بودجههای حمایتی، خودروهای تولیدهشدهی خود را پیشاز یافتن خریدار واقعی، پلاکگذاری و بیمه کردند تا مدارکشان را برای اخذ یارانه بفرستند. و بعد دروغی که قرار بود شرکتها را از بحرانی موقت نجات دهد، به اعتیادی سازمانی برای پنهانکردن فاجعهای بزرگتر تبدیل شد. در آغاز سال ۲۰۲۳ برخی تولیدکنندگان به استقلال خود میبالیدند و برخی دیگر خودشان را در چاهی سیاه میدیدند. سرمایهگذاریهای گستردهی سالهای گذشته بهبار نشسته بود، خطوط مونتاژ با تمام توان کار میکردند؛ اما برای حجم انبوه خودروها خریداری وجود نداشت. در مقاطعی از سال ۲۰۲۵، موجودی خودروهای سواری در سراسر چین به مرز ۳٫۵میلیون دستگاه رسید و بسیاری از کارخانهها با کمتر از ۵۰درصد ظرفیتشان کار میکردند. رقابت قیمتی تسلا، شرکتهای چینی را به ثبت صوری فروش برای بقا وادار کرد درست در همین فضای خفهکننده بود که تسلا ماشه را کشید و با قیمتگذاری تهاجمی، شرکتهای چینی را در منگنه قرار داد. شرکتهایی مثل بیوایدی برای حفظ سهم بازارشان، چارهای جز کاهش مداوم قیمت محصولاتشان نداشتند. در همین حال مدیران ارشد هم که میخواستند تصویر امپراتوری درحالرشد را برای سهامداران حفظ کنند، شبکههای توزیع را با اهداف فروش غیرواقعبینانهای تحت فشار گذاشتند؛ اهدافی که در غیاب خریدار فقط با جعل واقعیت محقق میشدند. خلق خریداران خیالی در پارکینگهای متروکه چگونه میتوان صدها هزار خودرو را فروخت، بدون آنکه کسی آنها را بخرد؟ با مرور تاکتیکهای حسابداری شرکتهای خودروسازی، به دو رویکرد زیرکانه میرسیم که اوضاع را کمی روشنتر میکنند. نخستین راهکار با نام پُرکردن کانال توزیع شناخته میشود. شرکت برای اینکه در پایان یک دورهی مالی درآمدی خیرهکننده را گزارش دهد، هزاران خودروی مازاد را با استفاده از بندهای سختگیرانهی قرارداد، روانهی شبکهی نمایندگیها و توزیعکنندگان مستقل میکند. از آنجا که در سیستم حسابداری شرکتها، خروج خودرو از کارخانه یعنی عمدهفروشی، همین جابهجایی فیزیکی محصول، درآمدها را روی ترازنامه بالا میبرد؛ ولی این خودروها صرفاً از انبار کارخانه به دهها پارکینگ کوچکتر منتقل شدهاند و تمام ریسک خواب سرمایه را روی دوش نمایندگیهای خرد انداختهاند، بیآنکه وارد چرخهی مصرفی شوند. جابهجایی ماشین از کارخانه به نمایندگی، درآمدی توخالی در ترازنامهها میسازد استراتژی بیمهی پیشاز فروش دومین قطعهی پازل محسوب میشود. در سیستم یکپارچهی ثبت وسایل نقلیهی چین، دولت، آمار فروش واقعی را نه از روی ادعای خودروسازان؛ بلکه از طریق تعداد بیمهنامههای ترافیک اجباری صادرشده رصد میکند. حالا مدیر یک نمایندگی را تصور کنید که در روزهای آخر ماه، زیر فشار خردکنندهی کارخانه برای محققکردن اهداف فروش قرار دارد و برای اینکه پاداشهای حیاتیاش را از دست ندهد، با پول خودش، از طریق شرکتهای پوششی یا حتی بهنام کارمندان نمایندگی، برای خودروهایی که هنوز در انبار خاک میخورند، بیمهنامهی ترافیک اجباری میخرد. با ثبت اوراق در سیستم دولتی، خودرو پلاک رسمی دریافت میکند و از نظر قانونی فروختهشده است؛ اما در دنیای واقعی کیلومترشمارها روی صفر ثابت ماندهاند. ورشکستگی نمایندگیها و حراجهای اجباری مشخصاً چرخهی باطل فروش اسمی خودرو نمیتواند تا ابد ادامه پیدا کند؛ کار بهجایی رسید که نمایندگیهای فروش که ضعیفترین حلقهی زنجیرهی تأمین بهشمار میروند، در آستانهی نابودی قرار گرفتند. طبق گزارشهای سال ۲۰۲۵، بیشاز ۵۵درصد از کل نمایندگیهای خودرو در چین کاملاً زیانده بودند. اسناد شکایتهای ثبتشده در آوریل ۲۰۲۵ نشان میداد یکیاز نمایندگیهای بیوایدی بهتنهایی، ۱۲