در پی افزایش درگیریهای دریایی و ناکامی توافق قبلی، گمانهزنیها درباره یک آتش بس ۱۰ روزه میان ایران و ایالات متحده شدت گرفته است. این طرح که با هدف توقف حملات متقابل و بازگشایی مسیرهای کشتیرانی مطرح شده، اکنون با چالشهای جدی نظیر ابهام در جزئیات، اختلاف بر سر حاکمیت تنگه هرمز و موضعگیریهای متناقض رسانهای مواجه است. در پی شکست توافق ۶۰ روزه و تداوم تنشهای دریایی در هرمز، گزارشها از تلاش بغداد برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن جهت استقرار یک آرامش موقت خبر میدهند. به گزارش گلدنیوز ؛ در پی افزایش درگیریهای دریایی و ناکامی توافق قبلی، گمانهزنیها درباره یک آتش بس موقت و ۱۰ روزه میان ایران و ایالات متحده شدت گرفته است. این طرح که با هدف توقف حملات متقابل و بازگشایی مسیرهای کشتیرانی مطرح شده، اکنون با چالشهای جدی نظیر ابهام در جزئیات، اختلاف بر سر حاکمیت تنگه هرمز و موضعگیریهای متناقض رسانهای مواجه است. توافق ۱۰ روزه؛ مفاد و اهداف طرح جدید چیست؟ گزارشهای اولیه نشان میدهند که هسته اصلی این توافق موقت بر سه محور استوار است: ۱. توقف کامل حملات نظامی ایالات متحده به مواضع ایران. ۲. پایان دادن به محاصره و محدودیتهای دریایی اعمالشده از سوی واشنگتن. ۳. بازگشایی و تضمین امنیت عبور و مرور از تنگه هرمز توسط ایران. بر اساس این طرح، دو طرف فرصتی ۱۰ روزه خواهند داشت تا ضمن متوقف کردن درگیریهای میدانی، مقدمات اولیه و کانالهای ارتباطی را برای آغاز گفتوگوهای جامعتر و دستیابی به یک تفاهم پایدار فراهم کنند. نقش بغداد در دیپلماسی پنهان؛ سفر غیرمنتظره الزیدی به تهران تفاوت عمده این طرح با ابتکار عملهای قبلی (مانند توافق ۶۰ روزه که با محوریت قطر و پاکستان دنبال میشد)، ورود مستقیم عراق به عنوان میانجی اصلی است. سفر اخیر «علی الزیدی»، نخستوزیر عراق به واشنگتن و دیدار با دونالد ترامپ و بلافاصله پس از آن، سفر وی به تهران و ملاقات با مقامات عالیرتبه ایران، نشاندهنده تلاش فشرده بغداد برای انتقال پیامهای مکتوب و شفاهی میان طرفین و فرمولهکردن این آتشبس موقت است. موضع تهران؛ تایید یا تکذیب؟ گزارشها پیرامون پذیرش این طرح از سوی ایران با تناقضهایی همراه بوده است. در حالی که نشریه آمریکایی نیویورکتایمز مدعی مخالفت قاطع ایران با این پیشنهاد موقت شده بود، رسانههای رسمی و نزدیک به دولت ایران این ادعا را تکذیب کرده و روند رایزنیها را متفاوت از روایت رسانههای غربی توصیف کردند. به نظر میرسد تا زمان نهایی نشدن کلیات، موضعگیری رسمی و شفافی از سوی طرفین اعلام نخواهد شد. چالشهای پیشرو؛ چرا شانس موفقیت این توافق اندک است؟ تحلیلگران معتقدند با توجه به شرایط بحرانی منطقه، شانس به ثمر رسیدن این توافق بالا نیست. ریشههای این بدبینی عبارتند از: * بیاعتمادی عمیق: هر دو کشور طرف مقابل را به نقض عهد در توافق ۶۰ روزه متهم میکنند. * استمرار درگیریهای میدانی: حملات دوطرفه در جنوب کشور و هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکا در منطقه، فضا را برای دیپلماسی تنگ کرده است. * بحران تنگه هرمز: بزرگترین نقطه اختلاف، نحوه مدیریت تنگه هرمز است. ایران بر حق حاکمیتی خود در تعیین و نظارت بر مسیرهای امن عبور کشتیها پافشاری میکند، در حالی که واشنگتن خواستار آزادی تردد نفتکشهای غربی از مسیرهای جنوبی (متعلق به عمان) بدون نیاز به هماهنگی با ایران است. سناریوهای احتمالی در صورت شکست توافق عدم دستیابی به این تفاهم موقت، احتمالاً به معنای ورود به فاز جدیدی از رویارویی مستقیم خواهد بود. شکست این تلاش دیپلماتیک میتواند سناریوهای خطرناکی را فعال کند؛ از جمله گسترش دامنه حملات آمریکا به نقاط کلیدی و در مقابل، پاسخهای متقابل ایران به مواضع و همپیمانان منطقهای آمریکا و سرانجام احتمال ورود مستقیم سایر بازیگران به این جنگ منطقهای.