بهترین نمونه های شعر و دکلمه پیاده روی اربعین را برای اشتراک در شبکههای اجتماعی خود در این مطلب بخوانید. پیادهروی اربعین، بزرگترین اجتماع مذهبی جهان، هر سال میلیونها عاشق امام حسین (ع) را از نقاط مختلف دنیا راهی مسیر نجف تا کربلا میکند. این سفر معنوی تنها یک حرکت جسمانی نیست، بلکه جلوهای از عشق، ارادت، ایثار و دلدادگی به سیدالشهدا (ع) است. به همین دلیل، شاعران بسیاری احساسات خود را در قالب شعر درباره پیادهروی اربعین به تصویر کشیدهاند؛ برخی از شور قدم زدن در این مسیر نورانی گفتهاند و برخی دیگر با حسرت، از جا ماندن از این زیارت و آرزوی حضور در میان زائران کربلا سرودهاند. در ادامه، گزیدهای از زیباترین نمونه های شعر احساسی اربعین و شعر فراق اربعین را میخوانید. گلچین شعر پیاده روی اربعین ویزا نمی خواهد بیا! در مرزها غوغاست اینجا؛ تماشایی ترین منظومه ی دنیاست مهر خروج، اذن دخول جاده ی عشق است راهی که چشم انداز آن تا مسجد الاقصاست با هر که می گویی بترس از مرگ، از داعش می گوید ای مجنون بیا دست خدا با ماست چله نشینان حسینی ! کربلا امروز میعادگاه وارثان داغ عاشوراست از مرز مهران تا نجف، هر جا که موکب هست پشت و پناهش ربنای حضرت زهراست اجر هزاران جنگ بدرت می دهند اینجا موسای روحت در مقام قرب أو أدناست این موج جمعیت خروشی پشت سر دارد پایان عمر قطره ها خشم شب دریاست این راهپیمایی فقط یک راه رفتن نیست آمادگاه یاوران یوسف زهراست از این ستون تا آن ستون بوی فرج آید من مطمئنم آخرین موعود هم اینجاست این راهپیمایی شبیه لیله القدر است گم می شوی در آن اگر چه قدر آن پیداست گفتم از اول…تا به آخر حرف من این است زائر تماشا کن…تماشا…اربعین زیباست “حجت الاسلام موحدی” 🤲🌹📿🌹🤲 کفشها را به پا کن و برخیز کوله را روی دوش خود بگذار جاده چشم انتظار زائرهاست با دم یا علی قدم بردار لشکر آخرالزمانی یار میرود صف به صف به کرب و بلا معنی عاشقی خلاصه شده در مسیر نجف به کرب و بلا هم نفس با فرات باید شد قطره شو رهسپار دریا شو همقدم با سکینه و زینب زائر نور چشم زهرا شو موج باید شویم و بی آرام بر دل سنگ صخره باید تاخت در سپاه حسین جایش نیست هر که شمر زمانه را نشناخت در مسیر زیارت مولا با رباب و سکینه هم قدمی در سلام ات به او نیابت کن از شهید مدافع حرمی تا قیام قیامت آزاد است هر که افتاده است در بندش خیل زوار اربعین حسین شد نوید ظهور فرزندش “سید علیرضا شفیعی” ای کاروان اربعین، دل را سوی دلدار کن برخیز و با یاد خدا عزم سفر تا یار کن از خانه ها تا شهرها، تا آنسوی این بحرها هرکس دلش راهی شده، با کاروانت یار کن بنگر جهان را یکسره بردهاست غم در سیطره پیمانه های خالیِ میخانه ها را بار کن ای لشکر صاحب زمان، گامی بزن بر آسمان خود را برای فتح شب، آماده پیکار کن هم با طنین گام ها، هم نعره بر بدنام ها یک عالم از خواب گران،پبش از سحر بیدار کن اندوه ها، افسوس ها، بگذار با مأیوس ها سربازهای خسته را با حکم دل سردار کن در ازدحام سایه ها، دریاب بانگ آیه ها در مقدم خورشید حق، افسون شب بر دار کن با ذکر مادر همنوا، راهی شو سوی نینوا خار مغیلان رهت، پیش نگاهش خوار کن با نور ایوان نجف، دردانه کن دل در صدف با خاک راه کربلا، شایسته دیدار کن در امتداد خط نور، تا مرز فردوس ظهور از این ستون تا آن ستون، راه فرج هموار کن پای عمود آخرین، تاریخ را باز آفرین این گام ها را حائلی، بین در و دیوار کن بوی مزار بی نشان، سوی مشام دل رسان بعد از گذار قرن ها، زخم کهن تیمار کن از اولین تا آخرین، بر سفره مادر نشین دنباله این سفره را تا قدس مهمان دار کن در کام اسرائیلیان، از غزوه خیبر چشان کاخ طـواغیت زمان، بر فرقشان آوار کن زیر و زبر کن عالمی، از نو بیاور آدمی تا ساحل آغوش یار، این جمله را تکرار کن: یا رب به حق آرزوهای اولوالعزمِ رسُل این عزم های اندکِ ناچیز را بسیار کن “حامد رازانی” دل به عشق یوسف زهرا نهاده میرویم از نجف تا کربلا پای پیاده میرویم یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام مرغ روحم پر زند در قتلگاه و علقمه تا گذارم چهره بر خاک عزیز فاطمه یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام یابن زهرا سر به کف در سرزمینت آمدم تا شوم زوار روز اربعینت آمدم یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام زائر قبر شریف یوسف زهرا شدم همسفر با کاروان زینب کبری شدم یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا زینب خونین جگر برگشته از شام بلا یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام ای خدا پروانه قبر علی اکبر شدم زائر هفتاد و دو آلاله پرپر شدم یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام “غلامرضا سازگار” به دلم داغ حرم را مگذارید فقط به همین حال مرا وا مگذارید فقط ببَریدم ببَریدم شده حتی در خواب بین این شهر مرا جا مگذارید فقط همه رفتند و شده قبر من این شهر… مرا در مزارم تک و تنها مگذارید فقط میزنیدم بزنید این همه تنبیه ولی به دلم داغ حرم را مگذارید فقط حرم امروز دهیدم به خدا خسته شدم با دلم وعده فردا مگذارید فقط بگذارید که سر بر قدمش بگذاریم روی این خواهش ما پا مگذارید فقط اربعین، پای پیاده نجف و کرب و بلا حسرتش را به دل ما مگذارید فقط تشنه روضهام و آه فرات است بلند آب را تشنه دریا مگذارید فقط لای هر برگه قرآن چقدر برگ گل است پا بر این مصحف زیبا مگذارید فقط داد زد این سر و این حلق من و سینه من چیزی از پیکر من جا مگذارید فقط مرد باشید ولی تا که نکشتید مرا پا سوی خیمه زنها مگذارید فقط “موسی علیمرادی” همچنین در ستاره بخوانید: ثواب زیارت اربعین کربلای عمر هرکس بیگمان خواهد رسید روز عاشورای ما هم یک زمان خواهد رسید عاقبت باید حسینی رفت از دارِ جهان ورنه در بستر به سَر عمرِ گران خواهد رسید دست و پنجه نرم کردن با شهادت ساده نیست هرکسی کرب و بلایی شد، به آن خواهد رسید نوکرِ ارباب پیوسته دلش باشد جوان پیر هم گردد به آقایش جوان خواهد رسید غم مخور، پای پیاده، کربلا، روزی نشد عاقبت یک روز، جا مانده، دَوان خواهد ر