مدیرعامل سابق پرسپولیس با خریدهای بد و بی کیفیت یکی از دلایل ناکامی و کوچک شدن پرسپولیس بود. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ پرسپولیس فعالترین تیم در بازار نقل و انتقالات بوده و نزدیک به یک تیم کامل بازیکن خریده و نکته جالب اینکه فصل خرید از بازار برای آنها هنوز تمام نشده و به دنبال خرید یکی دو بازیکن جدید است. این بدان معناست که بیش از ۵۰ درصد پرسپولیس تغییر کرده و این تغییر قرار است بیشتر هم بشود. اما با وجود همه این خریدها هنوز پرسپولیس کامل نمی شود و در برخی از پست ها هنوز خلا وجود دارد. این بدان معناست که پرسپولیس به اندازه ای در یکی دو فصل اخیر بد بسته شده که با وجود این همه خرید هنوز هم سرخ ها بدل به یک تیم کامل و مدعی نشده اند. سؤال اینجاست؛ چه کسی پرسپولیس را به این نقطه رساند؟ پاسخ را باید در کارنامه دو سال اخیر و بهخصوص تصمیمهای نقلوانتقالاتی مدیران باشگاه جستوجو کرد؛ جایی که رضا درویش در رأس مدیریت پرسپولیس قرار داشته و مسئولیت تصمیمهای کلان باشگاه را برعهده داشته است. حالا دیگر سخت است بتوان از این واقعیت فرار کرد که دو تابستان گذشته برای پرسپولیس نه فصل تقویت، بلکه فصل تضعیف تدریجی تیم بوده است. پنجرههایی که قرار بود قهرمان ایران را برای ادامه موفقیتها آماده کنند، در عمل بازیکنانی را وارد مجموعه کردند که بخش قابل توجهی از آنها خیلی زودتر از آنچه تصور میشد، از لیست خارج شدند. خریدهایی که قرار بود پرسپولیس را قویتر کنند تابستان ۱۴۰۳ را باید یکی از نقاط آغاز این بحران دانست. پرسپولیس در شرایطی به بازار رفت که قهرمان لیگ بود و انتظار میرفت با چند خرید هدفمند، نقاط ضعفش را برطرف کند؛ اما خروجی این پنجره چیزی جز افزایش تعداد قراردادها نبود. فرشاد احمدزاده یکی از نخستین خریدهایی بود که خیلی زود مشخص شد انتظارات را برآورده نمیکند و در ادامه از تیم جدا شد. الکسیس گندوز و ایوب العمود دو خرید خارجی با نظر گاریدو بودند نیز مدت زیادی در پرسپولیس دوام نیاوردند. میلاد محمدی هم اگرچه سابقه و نام قابل توجهی داشت، اما هرگز به مهرهای تعیینکننده برای سرخها تبدیل نشد. در کنار آنها، نامهایی مانند لوکاس ژوائو و سعید مهری قرار گرفتند؛ خریدهایی که نهتنها نتوانستند کیفیت پرسپولیس را افزایش دهند، بلکه خیلی زود به بخشی از فهرست بازیکنان ناکام تبدیل شدند. دو فاجعه تمام عیار که مصداق واقعی پول دور ریختن بودند؛ به ویژه ژوائو. بازیکن بی خاصیتی که برخلاف نظر سرمربی و با نظر مستقیم درویش جذب شد. درست مثل نبیل باهویی سوئدی تبار در فصل قبل ترش که او هم با نظر درویش آمد و و البته او هم فاجعه ای تمام عیار بود و بدتر اینکه پرسپولیس را درگیر یک پرونده پزشکی کرد و یک سهمیه خارجی سرخ ها را سوزاند. از آن پنجره، تنها علی علیپور همچنان در جمع سرخها باقی مانده؛ آماری که بهخودیخود گویای کیفیت تصمیمهای آن مقطع است. درویش و نسخهای که هر بار تکرار شد ماجرا اما به تابستان ۱۴۰۳ ختم نشد. در پنجره بعدی سردار دورسون به پرسپولیس اضافه شد؛ مهاجمی که حضورش در فوتبال ایران تنها یک نیمفصل دوام داشت. طبیعی بود که هوادار پرسپولیس انتظار داشته باشد مدیران باشگاه از اشتباهات قبلی درس بگیرند. اما آنچه در تابستان بعد اتفاق افتاد، بیشتر شبیه تکرار همان نسخه قبلی بود؛ با این تفاوت که این بار هزینهها و حواشی هم بیشتر شد. مجتبی فخریان با قراردادی جنجالی و با پسوند «تلنت» به پرسپولیس آمد؛ خریدی که نتوانست انتظارات را برآورده کند و در نهایت پس از یک فصل ناامیدکننده، راهی تیم دیگری شد. رضا شکاری و امین کاظمیان نیز نتوانستند تبدیل به مهرههایی شوند که پرسپولیس برای آنها هزینه کرده بود. درباره وضعیت صادقی، بیفوما نیز همچنان ابهام وجود دارد و مشخص نیست سرنوشت آنها در ادامه چه خواهد شد. حالا اگر فقط به اعداد نگاه کنیم، تصویر حتی تلختر میشود. از ۱۷ بازیکنی که در ۳ پنجره اخیر مدیریت درویش به پرسپولیس اضافه شدهاند، ۱۱ بازیکن تا امروز در مسیر خروج از باشگاه قرار گرفتهاند و احتمال دارد این عدد در همین پنجره افزایش پیدا کند. این دیگر نمیتواند صرفاً بدشانسی باشد. نمیتوان هر بار مسئولیت را به گردن بازیکن، مربی یا شرایط بازار انداخت. وقتی مدیر یک باشگاه طی چند پنجره متوالی بازیکن جذب میکند و بخش قابل توجهی از همان خریدها تنها چند ماه بعد مازاد یا قرض داده میشوند، باید درباره فرآیند تصمیمگیری، استراتژی نقلوانتقالاتی و مسئولیت مدیریتی سؤال کرد. پرسپولیس برای هر کدام از این قراردادها هزینه کرده؛ پول، زمان و مهمتر از همه، ظرفیت یک تیم قهرمان را خرج کرده است. حالا اما برای جبران همان اشتباهات، دوباره باید هزینه کند؛ بازیکنان را کنار بگذارد، قراردادها را مدیریت کند و نفرات جدید بیاورد. یعنی یک اشتباه، دو بار هزینه میسازد. پرسپولیس قربانی مدیریت آزمون و خطا پرسپولیس در این دو سال بیشتر از آنکه به یک تیم مدعی شبیه باشد، به مجموعهای تبدیل شده که هر تابستان بخشی از خریدهای فصل قبلش را دور میریزد و دوباره از نقطه صفر شروع میکند. این همان چیزی است که هوادار را عصبانی میکند؛ نه صرفاً رفتوآمد بازیکنان، بلکه اینکه چرا باشگاهی با این حجم از هوادار، درآمد، اعتبار و امکانات باید در نقلوانتقالات گرفتار آزمون و خطا شود؟ اگر بازیکنی با نظر مدیر ورزشی و کادر فنی جذب میشود، باید مشخص باشد چه کسی مسئول انتخاب او بوده است. اگر قراردادی با رقم بالا بسته میشود و چند ماه بعد بازیکن از لیست خارج میشود، باید مشخص باشد چه کسی بابت آن تصمیم پاسخگوست. پرسپولیس کارخانه تولید قراردادهای بدردنخور و بازیکنان بی کیفیت نیست. باشگاهی که سالها برای قهرمانی جنگیده، نباید هر تابستان به محل آزمودن بازیکنانی تبدیل شود که فصل بعد خود باشگاه برای خروجشان دنبال راهحل میگردد. چه کسی پاسخگوی این آوار است؟ رضا درویش طی سالهای اخیر بارها درباره شرایط پرسپولیس، جذب بازیکنان و برنامهها