غمگین ترین اشعار مذهبی و سوزناک در مورد امام حسین (ع) و کربلا برای ایام ماه محرم برای پست، کپشن و استوری اینستاگرام گلچینی از غمگین ترین اشعار مذهبی و سوزناک در مورد امام حسین (ع) و کربلا برای ایام ماه محرم را ارائه کرده ایم که می توانید برای پست، کپشن و استوری اینستاگرام به کار ببرید. *** ای شه کربلا السلام علیک ای به غم مبتلا السلام علیک داده جان تشنه لب در کنار فرات یا امام حسین السلام علیک السَّلامُ عَلیکَ یااباعَبداللَّه روزتون حسینی ****** غم تو آتشی بر جان ما زد یکی آتش به جان خیمهها زد یکی انگشت و هم انگشترت برد یکی راس تو را بر نیزهها زد حسین بن علی راظهر عاشورا به مقتل ذکر جانپرور نماز است بـــه زیر تیر باران بست قامت کـه از جان نیز بالاتر نماز است در مکتب عشق شاهباز است حسین مرات دل اهل نیاز است حسین ســـــــــرداد نــــداد تن به ذلت اری جــــاوید کنند نماز است حسین لبم لبریز از جام حسین است عروج نام من بام حسین است اگر جراح قلبم را شکافد به روی لوح دل نام حسین است همه، احساسِ دل، پُرشور و شِین است دوباره، ماتمِ مولا حسین است شده، سرچشمه های شادِ دل، خشک چرا که اشکِ غم، جان را در عِین است عشق یک واژه بی ارزش بی معنی بود تا که یکباره خدا گفت که عشق است حسین (ع) تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست در جوابم اینچنین گفت و گریست لیلی و مجنون فقط افسانهاند عشق در دست حسین بن علیست اشعار سوزناک امام حسین فرمانده عشاق، دل آگاه حسین است بیراهه مرو! ساده ترین راه حسین است از مردم گمراه جهان راه مجویید نزدیک ترین راه به الله حسین است قیامت بی حسین غوغا ندارد شفاعت بی حسین معنا ندارد حسینی باش که در محشر نگویند چرا پروندهات امضاء ندارد حسین بن علی را ظهر عاشورا به مقتل ذکر جانپرور نماز است بـــه زیرتیر باران بست قامت کـه از جان نیز بالاتر نماز است سرم سودایی جام حسین است همیشه بر لبم نام حسین است دلم گر چون کبوتر پر بگیرد اقـــامتگاه او بام حسین است شعرهای کوتاه درباره امام حسین و ماه محرم از ازل در طَلَبَت چشم ترم گفت حسین هرکجا بال زدم، بال و پرم گفت حسین مادرم داد به من درس محبت اما من حسینی شدم از بس پدرم گفت حسین هوایِ گریه باز از نو، در عِین است تمامِ قامتم، از غم، چو غِین است گلِ احساسِ جان گریان شده؛ چون عزای مردِ حق، مولا، حسین است از علقمه آمدی بگو یاس کجاست؟ گلواژه عشق و شور و احساس کجاست؟ دستت به کمر گرفته ای لب بگشا بابا تو بگو عمویم عباس کجاست؟ سلام بر تو ای ساقی عطشان تلفیق خدا و خون فقط پیکر توست خورشید گلی از چمن حنجر توست شب وقف مدار چشم هایت مولا صبح، آینه ی دستِ بهارآور توست اشعار غم انگیز امام حسین رنگ عالم شد سیاه در جهان عاطفه پیراهن غم شد سیاه تکیه تکیه یاحسین در غمت پیراهن این شهر کم کم شد سیاه چونکه بالاتر نداشت در میان ماه ها ماه محرم شد سیاه در مِنا امسال آه علقمه شد روسپید و روی زمزم شد سیاه جلد مانند لباس بر اَمالی و لهوف و بر مُقرّم شد سیاه پوست درسینه زنی سرخ شد، شد نیلگون و آخرش هم شد سیاه بین این رنگین کمان دل سپید و چشم سرخ و رنگ پرچم شد سیاه برتن مسلم هم آه رد تیر و تیغ ها قدر مُسلّم شد سیاه یا حسین بن علی خون گرمِ تو هنوز از زمین میجوشد هر کجا باغ گل سرخی هست آب از این چشمۀ خون مینوشد کربلاییست دلم! سرِ حق بر نیزه ست خیل آزادگی آوارۀ صحرای ستم از سیهکاری شمران و یزیدان فریاد یا حسین بن علی همتت همره حق جویان باد! هوشنگ ابتهاج حسینِ من بیا و این دل شکسته را بخر حسین من مسافر جامانده را با خود ببر السلامُ علیک یا ابا عبْدالله ارباب صدای قدمت می آید هنگامه اوج ماتمت می آید ما در تب داغ و غم تو می سوزیم چند روز دگر محرمت می آید کیست تواند که چنین جان دهد جانِ خودش را رهِ جانان دهد جز تو حسین کیست چنین قهرمان کیست که هفتاد و دو قربان دهد در سوگ حسین سال ها می گرییم در تاسوعا عاشورا می گرییم او گریه کند به حال ما حق دارد من در عجبم که ما چرا می گرییم شعر امام حسین شهریار شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب کس نمیداند عروسی یا عزا دارد حسین دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین شهریار در خلقت ما سوی سهیم است حسین در نزد خدا ذبح عظیم است حسین ای غــــــــرقِ گنه بگیر دامانش را زیـــــرا چو خدای خود کریم است از میان نوحه و زنجیر و گریه بر حسین کاش گوشم بشنود پیغام آن آزاده را تـا هست جهان، شـور محرم باقیست این جلوه ی جان در همه عالم باقیست از ناله ی نینوای یاران حسین همواره به لب، زمزمه ی غم باقیست اشکم ز هجر روی تو خوناب شد حسين مويم ز غصه رشته مهتاب شد حسين هرجا کنار آب نشستم ز داغ تو از بس که سوختم جگرم آب شد حسين با عشق حسین هر که سر و کار ندارد خشکیده نهالیست ، پر و بال ندارد ما غرق گناهیم و ز آتش نهراسیم آتش به محبان حسین کار ندارد ای از ازل به مهر تو دل آشنا حسین و ای تا ابد لوای عزایت به پا حسین هر ماه در عزای تو، ماه محرّم است هرجا بود به یاد غمت کربلا حسین امواج اشک از سر هفت آسمان گذشت آن دم که کرد جسم تو در خون شنا حسین حسرت برم به مُحتضری، کآخرین نفس روی تو دید و خنده زد و گفت: یا حسین من کیستم که گریه کنم در عزای تو گریند روز و شب به غمت انبیا حسین خون آب غسل و کفن گَرد رهگذر تشییع توست زیر سُم اسب ها حسین سنگم اگر زنند، به جایی نمی روم آخر تو خود بگو که روم در کجا حسین؟ تن خسته، پشت خم شده، بار گنه به دوش رح