مراسم رونمایی از کتاب زندگی و آثار «مهری اکبری» هنرمند و مدرس باسابقه نقاشی ـ با پژوهش و تألیف معراج قنبری، عصر جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران برگزار شد. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کیانوش معتقدی نویسنده و پژوهشگر درباره سابقه آموزشی اکبری گفت: «ایشان شاگردی دو هنرمند برجسته، یعنی آقای پتگر و به ویژه نورمحمدخان میرمادی را تجربه کردند که هر دو از ادامه دهندگان مکتب کمالالملک بودند. مدرسه صنایع مستظرفه در پایان دوره قاجار، شیوه نوینی را در آموزش نقاشی ایران بنا نهاد و شاگردانی تربیت کرد که از فضای بسته آتلیهها بیرون آمدند. این نسل، برای اولین بار تلاش کرد تصویری جدی و واقعگرایانه از زندگی انسان ایرانی، ساختمانها و معماری ارائه دهد که حلقهای بسیار مهم در تاریخنگاری هنر نقاشی ماست.» او با اشاره به ظرافتهای فنی در آثار این هنرمند افزود: «خانم اکبری با دیسیپلین و انضباطی دقیق آموزش دیدند. در نقاشیهای ایشان، استفاده از قلمهای کوچک و بزرگ و ضربهقلمهایی را میبینیم که گاه شتابان و گاه با آرامش هستند. شاید به همین دلیل است که تعداد کارهای ایشان محدود است، اما همه آنها حائز ویژگیها و ارزشهای تصویری بالایی هستند. این تمرکز و تعهد، نتیجه همان آموزشهای اصولی است.» این پژوهشگر هنر درباره تطور سبک اکبری توضیح داد: «مسیر هنری ایشان حرکتی تدریجی از نقاشی طبیعت به سمت شهرنگاری است. از اواسط تا اواخر دهه ۵۰، ایشان به بیان شخصی رسیدند و سراغ خاطرات زیستشدهشان از شهر یزد و معماری ایرانی رفتند. در این دوران، کادربندیها و ترکیببندیها به انسجام رسیدند و هنرمند با انتخاب یک پالت رنگی محدود، تلاش کرد به تصویری آرمانی و کامل دست پیدا کند.» معتقدی در ادامه، سفر به لندن را نقطه عطف کارنامه اکبری دانست و گفت: «سفر به لندن و تجربه مشاهده آثار هنری در آنجا، دوره دوم فعالیت ایشان را رقم زد که بسیار حائز اهمیت است. از دهه ۷۰ به بعد، شاهد رسیدن هنرمند به نوعی سادگی، خلوت و کمیگرایی هستیم. در این دوره، لنز هنرمند عقبتر رفته و طبیعت را آنطور که در خلوت ذهنیاش میبیند، به تصویر میکشد. این آثار درخشان، حاصل سالها تجربه و بلوغ هنری است.» او در پایان با اشاره به تأثیر فعالیتهای اجتماعی این هنرمند تصریح کرد: «اگرچه فراز و فرودهای مسیر هنری ایشان، که بخشی از آن متأثر از تلاشهای بیوقفه در امور خیریه بود، باعث شد با گستره کمتری از آثار مواجه شویم، اما ساختار منسجم و عمیق این مسیر، آن را به تجربهای درخشان بدل کرده است. اگر ایشان تمام وقت خود را وقف نقاشی میکردند، قطعا با حجم بزرگتری از آثار مواجه بودیم.» گذار از طبیعتگرایی به مینیمالیسم هانی منصورنژاد، معمار و عضو هیات علمی دانشگاه هنر تهران، در این مراسم با نگاهی تأملی به جایگاه هنر و تجربه زیسته گفت: «به وجود آمدن هر چیز تازه، از نگاه کردن شروع میشود، نه از ساختن. یعنی باید اجازه بدهیم چیزی ما را متوقف کند، بعد به آن نگاه کنیم. فرض کنید در کوچهای در حال عبور هستید و ناگهان همکلاسی قدیمیتان را میبینید؛ اول او را میبینید، بعد میایستید، مکث میکنید، برمیگردید و دوباره نگاهش میکنید. این همان به جا آوردن است؛ و همین به جا آوردن، تازه آغاز ماجراست.» او ادامه داد: «بعد از دیدن، نوبت شنیدن است. اما این شنیدن همیشه شنیدن نجوای عاشقانه نیست؛ گاهی شنیدن، شنیدن غرغر است، شنیدن بیقراری است، شنیدن ناراحتی است. من وقتی کوچکتر بودم، مادرم خانم اکبری، همیشه میگفت هدف از خلق آقایان این است که به غرغرهای خانمها گوش بدهند.» منصورنژاد با تأکید بر نقش بیقراری در شکلگیری آرامش افزود: «آن قرار و آرامشی که دنبالش هستیم، از دل بیقراری به وجود میآید. قرار، به معنای از بین رفتن بیقراری نیست؛ بلکه یعنی با بیقراری کنار بیاییم و آن را در آغوش بگیریم. اگر این را بفهمیم، آن وقت میتوانیم شروع کنیم به آباد کردن مملکت و سرزمینمان.» او در پایان با ارجاعی شاعرانه گفت: «آن وقت است که میتوانیم ادعا کنیم از من، از ما، استخوانهایی میماند که تو را دوست داشت، ای ایران.» انسجام درونی و صراحت مسئولانه مریم رسولیان، مدیر موسسه نیکوکاری رعد، در این مراسم با اشاره به چندوجهی بودن شخصیت مهری اکبری گفت: «وقتی می خواهم درباره ایشان صحبت کنم، می بینم از کجا باید شروع کنم؛ از تحصیلاتشان بگویم، از فعالیت های اجتماعی و خیریه شان، از کارهای هنری شان، یا از نقششان به عنوان یک همسر و مادر سه پسر. اما هرچه بیشتر فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که بهتر است از شخصیت ایشان صحبت کنم، چون همه این وجوه از همان ریشه می گیرد.» او ادامه داد: «ما آدم ها را گاهی با سمت و جایگاهشان می شناسیم، گاهی با آثاری که به جا می گذارند و گاهی با اثری که روی دیگران می گذارند. مهری خانم همه این ابعاد را داشتند، اما تاثیر اجتماعی شان بسیار پررنگ بود. آدم هایی که چنین اثری می گذارند، معمولا پر سر و صدا و پرحرف نیستند؛ حضورشان، قاطعیتشان و ثباتشان به وضعیت پیرامونشان انسجام می دهد.» رسولیان با اشاره به صراحت لهجه مهری اکبری گفت: «خیلی وقت ها ایشان را با رک گویی و صراحت لهجه می شناختند. ممکن بود در بعضی موقعیت ها گفته شود بهتر است بعضی حرف ها زده نشود، اما پاسخ ایشان این بود که چرا نباید گفته شود، باید بدانند. این صداقت در مواجهه با خودشان و دیگران باعث می شد با وجود صراحتشان، کسی از ایشان دلخور نشود.» او در بخش دیگری از سخنانش که با نگاهی روانشناختی همراه بود، افزود: «من چون روانپزشک هستم، جنبه های عمیق تر رفتاری و روانی را هم می بینم. جایگاه مهری خانم در خانواده همسرشان بسیار پررنگ بود و همه برایشان احترام ویژه ای قائل بودند. این فقط نشانه جایگاه خانوادگی ایشان نبود، بلکه نشان می داد با فردی چندوجهی روبه رو هستیم که استانداردها و اصولش برای خودش کاملا مشخص بود و همان اصول را زندگی می کرد، نه اینکه ف