حمله به خارک نه از منظر دیپلماسی می تواند مثمر ثمر باشد و نه از منظر میدانی می تواند عملیات پیروزمندانه ای برای آمریکا به حساب بیاید و احتمالا با شکست یانکی ها به پایان برسد. به گزارش خبر فوری، ادعای رئیس سنتکام درباره احتمال حمله به جزیره خارک باعث شده بار دیگر این مساله مورد توجه رسانه ها قرار بگیرد. رئیس سنتکام مدعی شده حمله به جزیره خارک می تواند ابزار و امتیاز خوبی برای آمریکا در مذاکرات آتی با ایران باشد. ترامپ نیز تهدید کرده که به خارک حمله خواهد کرد. این مساله نشان می دهد که آمریکا قصد دارد از طریق گرفتن امتیازات مختلف در میدان، خود را برای مذاکرات احتمالی آینده آماده کند. این دقیقا مساله ای است که در چهارچوب «دیپلماسی از طریق قدرت» ترامپ معنا پیدا می کند. برای ترامپ و دولتش، جنگ ابزاری است برای پیشبرد اهداف آمریکا در مذاکرات و مجبور کردن طرف مقابل به پذیرش شروط واشنگتن. برخی معتقدند حملات آمریکا به مناطق مختلف ایران، حمله به مراکز نظامی و غیرنظامی و آسیب وارد کردن به زیرساخت ها در همین جهت معنا پیدا می کنند. در واقع، آمریکایی ها به دنبال این هستند که ایران را مجبور به پذیرش شروط خود و دادن حداکثر امتیازات کنند و بدین گونه در میدان و دیپلماسی پیروز شوند. مساله حمله به خارک در همین جهات مطرح شده است. منتها یک مساله مهم در این میان وجود دارد؛ مسله ای که از دو جنبه قابل بررسی است و به نظر می رسد ایالات متحده به هیچ کدام از این دو جهت، توجه نکرده است. آنچه مشخص است حمله به خارک نه از منظر دیپلماسی می تواند مثمر ثمر باشد و نه از منظر میدانی می تواند عملیات پیروزمندانه ای برای آمریکا به حساب بیاید و احتمالا با شکست یانکی ها به پایان برسد. حمله به خارک و دیپلماسی شکست خورده آمریکایی ها بارها نشان داده اند که شناخت دقیقی از وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران و همچنین، ساختار قدرت در ایران ندارند. طرح بی معنا و ساده مسلح کردن کردها، توافق با گروهی از سیاستمداران داخلی برای کودتا و دعوت به شورش همگانی و گرفتن کلانتری ها و پادگان ها به خوبی نشان می دهد که آنها ساختار قدرت در ایران را نمی شناسند. مساله حمله به خارک نیز دقیقا این عدم شناخت را به اثبات می رساند. حمله به ایران و تصرف جزیره خارک و سپس معامله با نیروهای حکومتی برای بازپس دادن آن در ازای گرفتن امتیازات سیاسی و اقتصادی به هیچ وجه با مشی سیاسی و نظامی «ایران انقلابی» نمی خواند. ایران تاکنون حاضر نشده بر سر مسائل هسته ای اش با آمریکا توافق کند. بنابراین، بسیار بعید است حاضر باشد بر سر مسائل ارضی خود که برایش حکم ناموس را دارد، با آمریکا معامله کند. حمله به خارک؛ مساله ای پرهزینه در میدان در میدان، سناریوهای مختلفی در رابطه با حمله به خارک مطرح است. یکی از سناریوهای احتمالی ورود «هماهنگ و لایه ای ناوگان دریایی« آمریکا به خارک است. طبق این طرح، آمریکا باید در چند گام شروع به حمله کند: الف. چندین ناوشکن از اطراف ناوهای هواپیمابر آمریکا وارد خلیج فارس شود. ب. ناوشکن ها در نزدیکی جزیره مستقر شوند. ج. برقراری لایه دفاعی و ایجاد برتری موشکی. د. ورود ناوگروه های هواپیمابر آبراهام لینکلن و بوش به همراه ناو باکسر با اسکورت کامل به خلیج فارس. اما این طرح با مشکلات مختلفی مواجه خواهد بود. اولا این الگو با استانداردهای نیروی دریایی آمریکا همخوانی ندارد و معمولا جزء طرح های پرریسک شناخته شده و کنار گذاشته می شود. ثانیا، این طرح می تواند هزینه جانی و مالی وسیعی به آمریکا وارد کند. ایران با مین های دریایی، حمله اشباعی موشکی و پهپادی، راکتی و توپخانه ای خود می تواند آمریکا را با خسارات وحشتناکی روبه رو کند. اگر نیروهای آمریکایی در خارک مستقر شوند، این هزینه چند برابر می شود و آمریکایی ها مجبورند به سرعت عقب نشینی کرده و جزیره را ترک کنند.