هر روز اخبار فراوانی در رسانهها منتشر میشود که دنبالکردن آنها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیلهای صورتگرفته، مخاطبان خود را از مهمترین وقایع روز آگاه میکند. خاطره اتمی رفیق دوست از امام خمینی محسن رفیق دوست به خبرآنلاین گفته است: من خاطرهای از زمانی که وزیر سپاه بودم دارم. آن زمان در وزارت سپاه معاونت صنایع را ایجاد کردم و در آن معاونت، ۱۸ گروه مختلف از تولید فشنگ تا موشک را تعریف کردیم. این برنامه را خدمت حضرت امام ارائه دادم. گروه هجدهم با عنوان «شیم، میم، ه» یا «شیم، میم، ر» بود. وقتی این عنوان را گفتم، امام با خنده پرسیدند: «این دیگر چیست؟» عرض کردم منظور، شیمیایی، میکروبی و هستهای یا شیمیایی، میکروبی و رادیواکتیو است. امام فرمودند: «بمب اتم نسازید.» رهبر شهید انقلاب هم تأکید کردند که ساخت بمب اتم حرام است. زمانی که میخواستم از خدمت امام مرخص شوم، ایشان دوباره مرا صدا زدند و فرمودند: «میدانی چرا نباید بمب اتم بسازیم؟ چون بمب اتم سلاح جنگ نیست؛ بمب اتم حرث و نسل را از بین میبرد. ما نیامدهایم که حرث و نسل را نابود کنیم. آن ۱۷ گروهی را که ایجاد کردهای، هر چقدر میخواهی توسعه بده تا در عرصه دفاع بر دشمن برتری داشته باشی، اما بمب اتم نساز.» امروز هم تقریباً همه دنیا نسبت به سلاح هستهای حساس شدهاند و معتقدند اگر روزی جنگ هستهای رخ دهد، آن روز پایان دنیا خواهد بود. به همین دلیل، خود قدرتهای هستهای هم از بهکارگیری این سلاح پرهیز دارند. بنابراین، وقتی سلاحی قابل استفاده نیست، چرا باید آن را تولید کنیم؟ چرا باید دکترین خود را تغییر دهیم؟ به اعتقاد من، ما هیچگاه بمب اتم نخواهیم ساخت. تشخیص این موضوع در نهایت بر عهده رهبری است. ایشان تاکنون فرمودهاند که تولید بمب اتم حرام است. اگر روزی بر اساس حکم ثانویه نظر دیگری داشته باشند، آن موضوع به تشخیص خود ایشان مربوط میشود. همه دنیا هم میدانند که ایران توانایی ساخت بمب اتم را دارد، اما به دلیل حکم و نظر رهبری، چنین کاری انجام نمیدهد. ...به هر حال، دنیایی که امروز سلاح هستهای در اختیار دارد، این سلاح عملاً چه مشکلی را برایش حل کرده است؟ **** توصیه فارنپالیسی به دونالد ترامپ درباره چگونگی پایان دادن به جنگ علیه ایران وطن امروز نوشت: شواهد میدانی از وخامت روزافزون اوضاع واشنگتن در تمام جبهه جنگ - از نظامی گرفته تا اقتصادی- حکایت دارد. دونالد ترامپ روز گذشته دوباره با نمایشی جدید این بار در کمپ دیوید در مریلند همان مواضع نخنمای خود را درباره وضعیت جنگ بیان کرد؛ اینکه آمریکا در حال پیروزی است! ادعایی که غیر از او و وزیر جنگ احمقش پیت هگست کسی در جهان به آن باور ندارد. رئیسجمهوری که با ژست صلح از طریق قدرت و رفتارهای تهاجمی خود علیه دشمنان و حتی متحدان، فضایی از ارعاب در سیاست بینالملل ساخته بود، امروز چیزی جز مضحکه و دستمایه خنده جهانیان نیست. تمام گزارشها و تحلیلهایی که با اعداد و ارقام در فضای رسانهای - اندیشکدهای آمریکا به طور روزانه منتشر میشود، تنها به یک خروجی ختم میشود: ترامپ فقط باید پای خود و آمریکا را از این جنگ و مهلکه خودساخته بیرون بکشد. حالا دیگر حتی کارتی نمانده که در ازای آن برای وی پنجره خروج ایجاد شود، بلکه او باید برای جلوگیری از فاجعه بیشتر، فقط از صحنه نبرد فرار کند. نه خبری از باز شدن تنگه هرمز خواهد بود و نه فضایی برای گزینههای پرریسک دیگر که فقط در ذهن فانتزی و کودکانه ترامپ قابلیت تحقق دارد، وجود خواهد داشت. رئیس دولت تروریست آمریکا هر چه بیشتر ادامه دهد و از گزینه جنگ گسترده مجددا حرف بزند، فقط بیشتر به پای خودش و آمریکا شلیک خواهد کرد و باید امتیازات سنگین دیگری واگذار کند. هنر خوب باختن این همان چیزی است که رسانه تخصصی سیاست خارجی آمریکا یعنی مجله فارن پالیسی آن را اینگونه معنا کرده: «هنر خوب باختن». توضیحات بنزینی سخنگوی دولت فاطمه مهاجرانی در روزنامه ایران نوشت: واقعیت دیگر آن است که هزینه تولید و تأمین بنزین، فاصله قابل توجهی با قیمت عرضه آن دارد. با وجود افزایش هزینههای تولید این محصول، از جمله تعمیر زیرساختهای آسیبدیده و دشوارتر شدن تأمین فرآورده در شرایط جنگ، دولت همچنان بخش عمده قیمت واقعی بنزین را از محل منابع عمومی پرداخت میکند. از این رو، بازبینی در میزان سهمیه بنزین را نباید به معنای انتقال بار هزینهها به مردم دانست؛ بلکه هدف اصلی آن مدیریت تقاضا، جلوگیری از مصرف غیرضروری، کاهش وابستگی به واردات و حفظ ذخایر راهبردی کشور است. در کنار این تصمیم، دولت مسیرهای دیگری را نیز دنبال میکند؛ از توسعه استفاده از CNG و حمایت از خودروهای عمومی و تاکسیهای اینترنتی تا تقویت زیرساختهای تولید و توزیع سوخت و بازسازی تأسیسات آسیبدیده. زیرا دولت به این واقعیت کارشناسی واقف است که مدیریت مصرف تنها با ابزار قیمت محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند مجموعهای از سیاستهای حمایتی، فنی و زیرساختی است که همزمان در دستور کار قرار گرفته است. یک نکته مهم دیگر نیز نباید از نظر دور بماند. یارانه انرژی زمانی عادلانه است که بیشتر به مصرف متعارف خانوارها برسد، نه اینکه برای مصرفهای بسیار بالا بهکار رود. حفظ سهمیه یارانهای اکثریت مردم و اصلاح بخشی از مصرف مازاد، تلاشی برای نزدیکتر شدن به همین عدالت است؛ تا منابع عمومی کشور به جای آنکه بیشتر نصیب پرمصرفها شود، در خدمت عموم جامعه باقی بماند. دولت بهخوبی میداند که هر تصمیم در حوزه بنزین با معیشت و زندگی روزمره مردم گره خورده است و از همین رو تلاش کرده است سهمیه یارانهای خانوارها حفظ شود. اما همانگونه که دشمن، امنیت انرژی را به یکی از میدانهای جنگ تبدیل کرده است، حفاظت از این سرمایه ملی نیز نیازمند تصمیمهای مسئولانه و همراهی مردم است. به دیگر سخن، در این مقاطع، مدیریت مصرف بخشی از دفا