همزمانی دو زمینلرزه بزرگ با برگزاری دو مسابقه برزیل و اسکاتلند در فاصله ۳۶ سال، بار دیگر توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده است؛ اتفاقی که از زلزله مرگبار منجیل و رودبار در سال ۱۳۶۹ تا زمینلرزههای قدرتمند ونزوئلا در سال ۲۰۲۶، زمینهساز شکلگیری روایتها و برداشتهای غیرعلمی شده است. به گزارش خبرآنلاین، با این حال، یک استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله تأکید میکند که این همزمانی صرفاً یک تصادف آماری است و هیچ ارتباط علمی میان برگزاری یک مسابقه فوتبال و وقوع زمینلرزه وجود ندارد. به گفته او، مغز انسان به طور طبیعی تمایل دارد میان رویدادهای نامرتبط، الگو و معنا پیدا کند؛ ویژگیای که میتواند به تقویت شبهعلم، نظریههای توطئه و حتی عددشناسی منجر شود. او معتقد است پذیرش این واقعیت که زمینلرزهها نتیجه فرآیندهای طبیعی و مستقل از رویدادهای انسانی هستند، هرچند تلخ، اما تنها توضیح علمی برای چنین رخدادهایی است و نباید همزمانیهای تاریخی را به روابط علت و معلولی تبدیل کرد. مهدی زارع، استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، در گفتوگو با خبرآنلاین با اشاره به همزمانی بازی برزیل و اسکاتلند در جام جهانی ۱۹۹۰ با وقوع زمینلرزه ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ منجیل، میگوید: امسال نیز در نخستین ساعات چهارم تیر ۱۴۰۴، همزمان با برگزاری دوباره دیدار برزیل و اسکاتلند، دو زمینلرزه پیاپی با بزرگای ۷.۲ و ۷.۵ در ونزوئلا رخ داد؛ اتفاقی که باعث شده بار دیگر این همزمانی تاریخی مورد توجه قرار گیرد. او ادامه میدهد: در سال ۱۹۹۰ این مسابقه با پیروزی یک بر صفر برزیل به پایان رسید و در دیدار امسال نیز برزیل با نتیجه ۳ بر صفر اسکاتلند را شکست داد؛ در حالی که دو رخداد بزرگ زمینشناختی و غمانگیز، با فاصله ۳۶ سال، همزمان با یک مسابقه مشابه ثبت شدند. زارع با اشاره به خاطره جمعی ایرانیان از زلزله منجیل میگوید: از آنجا که مسابقه جام جهانی ۱۹۹۰ به وقت اروپا دیر آغاز شد، در ایران تا پاسی از نیمهشب ادامه داشت و میلیونها نفر برای تماشای آن بیدار بودند. بسیاری از بازماندگان بعدها روایت کردند که همین بیدار ماندن برای تماشای فوتبال، ثانیههای حیاتی لازم را برای خروج از ساختمانهای در حال لرزش در اختیارشان قرار داد و جان آنها را نجات داد. هر سال به طور متوسط ۱۵ تا ۲۰ زمینلرزه با بزرگای بیش از ۷ در نقاط مختلف جهان رخ میدهد، بنابراین از نظر آماری، همپوشانی تصادفی چنین رویدادهایی اجتنابناپذیر است. این استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی درباره رخداد اخیر ونزوئلا نیز توضیح میدهد: در سال ۲۰۲۶، دو زمینلرزه دوقلوی قدرتمند با بزرگای ۷.۲ و ۷.۵ تنها با فاصله ۳۹ ثانیه در شمال ونزوئلا و غرب کاراکاس رخ داد که موجب فروریختن گسترده ساختمانها و اعلام وضعیت اضطراری در این کشور شد. به گفته او، این فاجعه دنیای فوتبال را نیز تحت تأثیر قرار داد، زیرا ییمورت بروتران، بازیکن ۱۸ ساله تیم ملی جوانان ونزوئلا که سابقه حضور در جام جهانی زیر ۱۷ سال فیفا را داشت، در میان قربانیان ساختمانهای فروریخته قرار گرفت. زارع تأکید میکند: همزمانی زمان وقوع این زمینلرزه با مسابقه برزیل و اسکاتلند، یادآور فاجعه سال ۱۹۹۰ ایران است، اما از دیدگاه علمی این دو رویداد کاملاً بیارتباط هستند و صرفاً یک تصادف تاریخی به شمار میروند. هیچ سازوکار فیزیکی وجود ندارد که بتواند یک مسابقه فوتبال در اروپا یا آمریکای شمالی را به گسیختگی زمینساختی در هزاران کیلومتر دورتر مرتبط کند. او میگوید: هر سال به طور متوسط ۱۵ تا ۲۰ زمینلرزه با بزرگای بیش از ۷ در نقاط مختلف جهان رخ میدهد، بنابراین از نظر آماری، همپوشانی تصادفی چنین رویدادهایی اجتنابناپذیر است. اگر هزاران مسابقه جام جهانی که از سال ۱۹۳۰ تاکنون برگزار شدهاند را در نظر بگیریم، همزمان شدن دو مسابقه خاص برزیل و اسکاتلند با دو زمینلرزه بزرگ در ایران و ونزوئلا، نمونهای کلاسیک از خوشهبندی در توزیعهای تصادفی است؛ پدیدهای که از نظر روانشناسی قابل توجه، اما از دیدگاه فیزیک کاملاً بیمعناست. هنگامی که یک فاجعه رخ میدهد، باور به اینکه عامل آن یک الگوی کیهانی یا دستی پنهان، حتی یک نیروی بدخواه، بوده است، گاهی برای ذهن انسان آرامشبخشتر از پذیرش واقعیت علمی است. زارع در ادامه هشدار میدهد: چنین همزمانیهایی میتواند به تقویت شبهعلم، نظریههای توطئه و عددشناسی دامن بزند، زیرا مغز انسان به گونهای تکامل یافته که همواره در جستوجوی الگو و معنا، بهویژه در رویدادهای تلخ و غمانگیز، باشد و به همین دلیل توضیحهای غیرعلمی به آسانی در ذهن افراد شکل میگیرد. او میافزاید: با گسترش شرطبندیهای ورزشی و فرهنگ اینترنت، نوعی زیرفرهنگ شبهعلمی و خرافی با عنوان «عددشناسی ورزشی» شکل گرفته است که بر اساس آن برخی افراد تصور میکنند رویدادهای مهم ورزشی از پیش تعیین شده یا به شکلی کیهانی با رخدادهای بزرگ جهان ارتباط دارند. این استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی در پایان با اشاره به مفهوم روانشناختی «آپوفنیا» میگوید: آپوفنیا به تمایل انسان برای یافتن ارتباط معنادار میان پدیدههای نامرتبط گفته میشود. هنگامی که یک فاجعه رخ میدهد، باور به اینکه عامل آن یک الگوی کیهانی یا دستی پنهان، حتی یک نیروی بدخواه، بوده است، گاهی برای ذهن انسان آرامشبخشتر از پذیرش واقعیت علمی است؛ واقعیتی که بر اساس آن جهان بر پایه قوانین فیزیک عمل میکند و سوانح طبیعی میتوانند در هر لحظه، کاملاً تصادفی و بدون ارتباط با رویدادهای انسانی، رخ دهند.