مینیبوس پارکوی روتاری یکی از عجیبترین ساختههای مزدا است که علاوه بر پیشرانه وانکل، به یک پیشرانه مجزا فقط برای کارکرد کولر مجهز شده بود. وقتی به پیشرانه وانکل مزدا فکر میکنیم، معمولاً تصاویری از مدلهای اسپرت اسطورهای همچون RX-7 و کاسمو به ذهنمان خطور میکند؛ خودروهایی که در دورههای مختلف بهعنوان پرچمدار محصولات اسپرت مزدا شناخته میشدند. بااینحال، مزدا در گذشته تلاش کرد تا این موتور منحصربهفرد سبکوزن را در کلاسهای مختلف خودرویی ازجمله یک پیکاپ و حتی یک مینیبوس به کار بگیرد. این مینیبوس که «مزدا پارکوی روتاری ۲۶» نام داشت، تنها در تعداد بسیار محدودی تولید شد و به دلیل رفتارهای عجیب فنی، بهویژه تصمیم مضحک مزدا برای نصب یک موتور پیستونی کاملاً جداگانه برای به حرکت درآوردن کمپرسور کولر، به یکی از عجیبترین خودروهای تاریخ تبدیل شد. تصمیم مزدا برای نصب موتور وانکل روی همهچیز در آغاز دهه ۷۰ میلادی، مزدا در حال برنامهریزی برای ایجاد تغییراتی بزرگ در ساختار خود بود که یکی از اهداف اصلی آن، گسترش حضور در بازار آمریکای شمالی بود؛ بازاری که رقبای ژاپنی همچون تویوتا و هوندا از اواخر دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در آن جای پای خود را محکم کرده بودند. مزدا میدانست وارد بازاری میشود که بهشدت تحت تسلط خودروهای بزرگ آمریکایی است و رقبای هموطنش نیز از آن سهم دارند. بااینحال، بحران نفتی سال ۱۹۷۳ فرصتی طلایی ایجاد کرد. تحریمهای نفتی اوپک موجب افزایش شدید قیمت سوخت و کمبود بنزین شد و آمریکاییها را مجبور کرد به سراغ خرید خودروهای کوچکتر و کممصرفتر بروند. در همین زمان، مزدا که سرمایهگذاری سنگینی روی توسعه موتورهای وانکل انجام داده بود، تصمیم گرفت این پیشرانه منحصربهفرد را در مینیبوس پارکوی روتاری ۲۶ آزمایش کند. مزدا این مینیبوس وانکل را بهعنوان یک جایگزین آرامتر، نرمتر و کمصداتر نسبت به مینیبوسهای دیزلی سنتی و پرمصرف آن دوران برای حملونقل عمومی معرفی کرد. نیروبخش این مینیبوس یک پیشرانه دوروتوره وانکل 13B با حجم ۱.۳ لیتر بود که تنها ۱۳۵ اسب بخار قدرت و ۱۸۰ نیوتنمتر گشتاور تولید میکرد و وزن بسیار کمی (حدود ۱۳۶ کیلوگرم) داشت؛ اما این موتور کوچک هرگز برای جابهجایی یک مینیبوس پر از مسافر در شلوغی شهرها ساخته نشده بود و این ناتوانی، خود را در سیستم کولر خودرو نشان داد. نمایش ضعفهای موتور وانکل مشکلات بیپایان پارکوی روتاری ۲۶ با کمبود شدید قدرت موتور آغاز شد. پیشرانه 13B با تولید تنها ۱۳۵ اسب بخار قدرت، توانایی کشیدن وزن خود مینیبوس، راننده و ۲۶ مسافر را نداشت. برای مقایسه، مینیبوسهای شهری معمولی آمریکا در دهه ۱۹۷۰ از موتورهای دیزلی دیترویت دیزل بهره میبردند که بهصورت استاندارد حدود ۲۴۰ اسب بخار قدرت و ۸۰۰ نیوتنمتر گشتاور تولید میکردند. ازآنجاکه پیشرانه 13B برای حرکت دادن مینیبوس تحتفشار شدیدی قرار داشت، روشن کردن کولر عملاً از توان آن خارج بود. مهندسان مزدا برای حل این مشکل، دست به یک راهکار عجیب و غیرمتعارف زدند و یک موتور ۱ لیتری پیستونی مجزا را فقط برای چرخاندن کمپرسور کولر در مینیبوس نصب کردند. این تصمیم وزن مینیبوس را بهشدت افزایش داد؛ بهطوریکه با اضافه شدن سیستم کولر و موتور دوم، حدود ۴۰۰ کیلوگرم به وزن خودرو اضافه شد و وزن خالص آن را به بیش از ۳۱۷۵ کیلوگرم رساند. موتور روتاری 13B با گشتاور ناچیز خود عملاً در جابهجایی این غول سنگین ناتوان بود و مزدا با نصب موتور دوم، بهطور غیرمستقیم به ضعف بزرگ پیشرانه روتاری خود اعتراف کرد. چالشهای متعدد مینیبوس وانکل طرح اولیه مزدا برای ساخت پارکوی روتاری ۲۶ با هدف کاهش مصرف سوخت و اثبات کارایی همهجانبه موتورهای روتاری شکل گرفت اما نتیجه کاملاً برعکس شد. سنگینی بیشازحد مینیبوس باعث شد پیشرانه 13B برای جابهجایی خودرو همواره در دورهای بسیار بالا کار کند و مصرف سوخت سرسامآوری داشته باشد. مزدا برای حل مشکل توان پیمایش محدود، دو باک سوخت با مجموع ظرفیت ۱۴۰ لیتر را در مینیبوس نصب کرد تا شعاع حرکتی را افزایش دهد اما این سنگینی مفرط، مینیبوس روتاری مزدا را بهشدت کند کرده بود. این مشکلات خریداران را فراری داد بهویژه با توجه به اینکه نسخه معمولی این مینیبوس با موتور ۲ لیتری بنزینی و دو موتور دیزلی ۲.۵ و ۲.۷ لیتری نیز عرضه میشد که به دلیل گشتاور بهتر و دوام بیشتر، بسیار محبوبتر از نسخه روتاری بودند. تلاشهای مهندسان مزدا برای رفع ایرادات فنی مینیبوس وانکل، هر بار به خلق یک مشکل عجیب و جدید منجر میشد. شکست پروژه با توجه به این حجم از ایرادات ساختاری، جای تعجب نیست که تولید این مینیبوس بسیار محدود ماند. مزدا در طول دوره کوتاه تولید این خودرو در اواسط دهه ۱۹۷۰، تنها حدود ۴۴ دستگاه از آن تولید کرد. خریداران تجاری که بهخوبی از نیازهای قدرتی یک مینیبوس آگاهی داشتند، از همان ابتدا با تردید به این محصول نگریستند. شکست این پروژه شاید از همان ابتدا هم معلوم بود و امروزه تنها یک نمونه سالم از این مینیبوس در موزه آوکسبورگ آلمان نگهداری میشود. بااینحال، شکست پارکوی روتاری ۲۶ درس بزرگی برای آینده موتورهای وانکل بود. مزدا دریافت که این پیشرانه هیچ جایی در خودروهای سنگین ندارد و تمرکز خود را روی توسعه آن در خودروهای اسپرت سبکوزن گذاشت؛ تصمیمی که درنهایت به خلق شاهکاری چون مزدا RX-7 و سه نسل تکامل درخشان آن منجر شد.