روزنامه جمهوری اسلامی به بررسی سیره امام خمینی در مواجهه با موقعیت های تاریخی دشوار پرداخت تا برای این پرسش پاسخی بیابد که "امام خمینی مرد صلح بود یا مرد جنگ؟". به گزارش عصر ایران، روزنامه جمهوری اسلامی در بخشی از سرمقاله امروز نوشت: «آشنایان با تاریخ تحولات انقلاب اسلامی میدانند که امام خمینی حتی در قطع شدن رابطه با آمریکا نیز پیشقدم نبودند و بارها گفتند اگر آمریکا اموال ایران را پس بدهد، به خاطر دخالتهایش در ایران عذرخواهی کند و تعهد بدهد هرگز در امور ایران دخالت نکند میتوانیم رابطه داشته باشیم. مهمتر اینکه وقتی از امام خمینی اجازه خواسته شد سفارت آمریکا در تهران به یک وزارتخانه تبدیل شود فرمودند ما که برای همیشه با آمریکا قطع رابطه نخواهیم بود، روزی که رابطه برقرار شود این ساختمان باید در اختیار آمریکا باشد. نوشیدن جام زهر در ماجرای پذیرفتن قطعنامه 598 و صلح با صدام نیز از مصادیق سیره امام خمینی در ترجیح دادن حفاظت از کشور و ملت و نظام بر نقطهنظرهای شخصی است. همین روش را ایشان در برخورد با آل سعود بعد از کشتار بزرگ زائران ایرانی خانه خدا در مکه دنبال کردند و با اینکه خودشان گفته بودند اگر از صدام بگذریم از آلسعود نمیگذریم، با ازسرگیری رابطه با عربستان موافقت کردند. این کارنامه بسیار روشن امام خمینی نشان میدهد ایشان ذاتاً مرد صلح بود نه جنگ ولی اگر دشمن موجودیت ایران و ملت و نظام را هدف قرار میداد در دفاع هرگز کوتاه نمیآمد. این همان سیره رسولالله است که در جریان فتح مکه وقتی بعضیها گفتند الیوم یومالملحمة (امروز روز کشتار کفار قریش است) حضرت آن را رد کردند و فرمودند الیوم یومالمرحمة (امروز، روز عفو و بخشش و محبت کردن است). روزنامه جمهوری اسلامی سرمقاله اگر از شما بپرسند امام خمینی مرد جنگ بود یا صلح، چه جوابی به این سؤال خواهید داد؟ درست است که با سؤال سختی مواجه میشوید ولی برای آشنا شدن با سیره بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی نباید از سؤالهای سخت گریزان شد. جواب این سؤال را میتوان از کارنامه عملی امام خمینی به دست آورد. از آغاز نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی شروع میکنیم. در سال 1342 هنگامی که ایشان مبارزه با شاه را شروع کردند، سخن، نامه و بیانیههای ایشان با نصیحت و پیشنهاد تغییر روش شاه همراه بودند بطوری که برداشت عمومی از روش مبارزه این بود که درصدد تغییر حکومت نیستند و مطالباتشان خودداری حاکمان وقت از ضدیت با احکام دین، وابستگی به قدرتهای استعماری و برخورد مستبدانه با مردم است. مروری بر سخنرانیها، نامهها و بیانیههای شخص امام خمینی و آنچه به صورت دستجمعی با امضاء مراجع تقلید آن زمان در موضوع اعتراض به عملکرد حکومت شاه و دولت منتشر میشدند نشان میدهد اگر شاه و کارگزارانش به خواستههای سهگانه خودداری از ضدیت با احکام دین، خارج شدن از وابستگی به بیگانگان و دست برداشتن از استبداد گردن مینهادند، مبارزه پایان مییافت و خواسته دیگری در میان نبود. آنچه نهضت اسلامی را به یک انقلاب علیه رژیم پهلوی تبدیل کرد، قلدری شاه در برابر مراجع و مردم، انجام دستورات آمریکا، کشتار مردم معترض و ادامه ضدیت با احکام دین و سنتهای مورد احترام مردم بود. طبیعی بود که در برابر این قلدریها و سرکوب مردم، راهی غیر از ورود به جریان انقلابی برای نجات کشور و ملت از استعمار و استبداد و ضدیت با احکام دین و سنتهای مورد احترام مردم وجود نداشت. بنابراین، امام خمینی در این مرحله به قصد جنگیدن با رژیم پهلوی وارد صحنه نشد بلکه درصدد اصلاح حکومت با روش مسالمتآمیز بود. بعد از سقوط رژیم پهلوی، قطع شدن نفوذ قدرتهای استعماری از ایران و تأسیس نظام جمهوری اسلامی، بیشترین تلاش امام خمینی این بود که با کشورهای منطقه و جهان روابط عادلانه برقرار شود و همه چیز بر مبنای سیاست همزیستی مسالمتآمیز استوار باشد. در طول 10 سال رهبری ایشان هیچ اقدامی برای حمله به یک کشور و یا حتی قطع رابطه با دولتها صورت نگرفت. روابط با رژیم صهیونیستی به دلیل نامشروع بودن و با آفریقای جنوبی آن زمان به دلیل نژادپرستی قطع بود ولی بعد از روی کار آمدن نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی بهترین روابط با دولت او برقرار شد. فرمان قطع رابطه با دولت انورسادات نیز به دلیل خیانت او به ملت مظلوم فلسطین صادر شد. با اینکه امام خمینی هیچ اقدامی علیه هیچ دولتی نکرد، رژیم بعثی صدام جنگ علیه ایران را با دستور و حمایت آمریکا شروع کرد. آشنایان با تاریخ تحولات انقلاب اسلامی میدانند که امام خمینی حتی در قطع شدن رابطه با آمریکا نیز پیشقدم نبودند و بارها گفتند اگر آمریکا اموال ایران را پس بدهد، به خاطر دخالتهایش در ایران عذرخواهی کند و تعهد بدهد هرگز در امور ایران دخالت نکند میتوانیم رابطه داشته باشیم.