مجموعه ای از سوزناک ترین متن های نوحه شب دهم محرم برای مداحی مراسم روضه ایام محرم، متن نوحه شب عاشورا، مداحی شب عاشورا امام حسین (ع) روز دهم ماه محرم یا روز عاشورا به نام حضرت امام حسین (ع) و واقعه کربلا نامگذاری شده است به همین مناسبت مجموعه ای از سوزناک ترین متن های نوحه شب دهم محرم را ارائه کرده ایم که می توانید برای مداحی مراسم روضه ایام محرم به کار ببرید. *** اهل حرم قرآن بخوانید از دیده خون دل فشانید فاطمه را خون در دو عین است وداع آخر حسین است گشته به پا شور قیامت دخت علی سرت سلامت فاطمه را خون در دو عین است وداع آخر حسین است ای بلبل وحی مدینه خدا دهد صبرت سکینه فاطمه را خون در دو عین است وداع آخر حسین است به جای زهرای شهیده ریزید آب از اشک دیده فاطمه را خون در دو عین است وداع آخر حسین است واویلتا الله اکبر یک تن و یک دریای لشکر فاطمه را خون در دو عین است وداع آخر حسین است جز اهل بیت بی پناهش در کربلا نبود سپاهش فاطمه را خون در دو عین است وداع آخر حسین است ماتم به پا کن یا محمّد او را دعا کن یا محمّد فاطمه را خون در دو عین است وداع آخر حسین است ****** موسم غم ها رسیده ، محشر کبری رسیده روز تنهاییِ زینب روز عاشورا رسیده زین عزا و درد و ماتم قامت زهرا شده خم آه و واویلا ، واویلا نیزه و شمشیرِ دشمن بر تن آن نازنین خورد وایْ از آن لحظه ای که از روی مرکب زمین خورد گفت زهرا ، زار و مضطر ولدی غریب مادر آه و واویلا ، واویلا اهل خیمه زین مصیبت از حرم بیرون دویدند لیکن آنها روی مرکب یار زینب را ندیدند ذکر آنها شد به صحرا واحسینا واحسینا آه و واویلا ، واویلا عالَم از این داغ عظمی تا قیامت سینه چاک است خاک ماتم بر سر من که امامم روی خاک است غرق اندوه و مِحَن شد خاک صحرایش کفن شد آه و واویلا ، واویلا شاعر : حاج امیر عباسی امشب شهادت نامه عشاق امضا میشود فردا ز خون عاشقان این دشت دریا میشود امشب کنار یک دگر نشسته آل مصطفی فردا پریشان جمعشان چون قلب زهرا میشود امشب .. حتی اگر این خیمه خون خدا فردا به دست دشمنان برکنده از پا میشود امشب صدای خواندن قرآن به گوشهایت ولی فردا صدای الامان زین دشت برپا میشود امشب کنار مادرش لب تشنه اصغر خفته است فردا خدایا بسترش آغوش صحرا میشود امشب که جمع کودکان در خواب ناز آسوده اند فردا به زیر خارها گمگشده پیدا میشوند امشب رقیه حلقه زرین اگر دارد به گوش فردا در این گوشوار از گوش او وا میشود امشب به خیل تشنگان عباس باشد پاسبان فردا کنار الغمه بی دست سقا میشود امشب که قاسم زینت گلزار آل مصطفی فردا ز مرکب سرنگون این سرو رعنا میشود امشب بود جای علی آغوش گرم مادرش فردا چو گلها پیکرش پامال اعدا میشود امشب گرفته در میان اصحاب ثارالله را فردا عزیز فاطمه بی یار و تنها میشود امشب به دست شاه دین باشد سلیمانی نگین فردا به دست ساربان این حلقه یغما میشود سید مجید بنی فاطمه اهل حرم قرآن بخوانید از دیده خون دل فشانید فاطمه را خون در دو عین است وداع آخر حسین است گشته به پا شور قیامت دخت علی سرت سلامت ای بلبل وحی مدینه خدا دهد صبرت سکینه به جای زهرای شهیده ریزید آب از اشک دیده واویلتا الله اکبر یک تن و یک دریای لشکر جز اهل بیت بی پناهش در کربلا نبود سپاهش ماتم به پا کن یا محمّد او را دعا کن یا محمّد شب اخری چه زود میگذره شب وداع عاشق و دلبره عزیزم نوبتی هم که باشه نوبت اون وصیت مادره اجازه میدی که روت و ببوسم این دم اخری موت و ببوسم بذار به جای علی و فاطمه با گریه زیر گلوت و ببوسم امشبمون ایشاالله فردا نشه خیمه ما بدون سقا نشه رباب داره خدا خدا میکنه حرمله پاش به خیمه ها وا نشه برو ولی به فکر خواهرت باش به فکر گریه های دخترت باش دیگه سفارش نکنم عزیزم مراقب رگای حنجرت باش امون از این جدایی حاج مهدی میرداماد جان زینب حرف جدایی رو نزن بی تو میمیره خواهرت ای عشق من داری امشب غصم رو میخوری اما نگفتی ما رو به کی میسپری دلم خون شده امشب بمون هستی زیمب نرو داداش غم تو دل خواهر بیا این شب اخر کنارم باش حسین وای راضی میشی سرت رو نیزه جا بشه بعد یه عمری زینبت تنها بشه راضی میشی گوش رقیه پاره شه خواهر تو با قافله اواره بشه خدا نمونده یاری چرا کفن نداری غریب موندی دارم اتیش میگیرم میخوام برات بمیرم غریب موندی صلی الله علیک یا شیب الخضیب یا ساکن کرب و بلا شاه غریب صلی علی الشفا ………. تشنه لب صد پاره تن جونم فدات سلام حسین زهرا سلام بی کس و تنها سلام عطشان سلام گلو بریده سلام به خون تپیده سلام عریان بی قراری و بی قرارتم به خدا تا نفس دارم من کنارتم به خدا میرم هیچ کسی فردا واسه تو نمونه روی من حساب کن که یادتم به خدا فردا به جای همه شمشیر میگیرم کافیه لب تر کنی واست میمیرم نمردم که تنها شی نبینم غریب باشی بیا زیر دستاتو خودم بگیرم پاشی حسین جانم زانوی غریبی بقل گرفتی چرا گریه میکنی بی هوا میریزه دلم زینبت نمیزاره اینجا تنها بشی خواهرت نمرده هنوز عزیز دلم امشب شب آخره دورت بگردم آغوش وا کن که من گریه نکردم نبینم چشم لشگر به پیراهنت باشه نبینم که یک خنجر توی گردنت باشه من بمیرم آقا که بی هوا زدنت بانیزه با شمشیر و با عصا زدنت افتادی رو خاک و نفس نفس میزدی خندیدن یه لشگر به دست و پا زدنت ای پادشاه غریب ای پاره پیکر ای شاه شیب الخضیب ای شاه بی سر رو نیزه ست سرت ای وای کو انگشترت ای وای با شمر و سنان میره کجا خواهرت ای وای حاج حسین سیب سرخی گفت زینب ای امیر ملک جان ای خدا و نا خدای فلک جان در دیار دلبری سلطان تویی شهر خوبی را شه خوبان تویی در سپهر مهر خورشیدی حسین طالعت عیوق و ناهیدی حسین مهربان مهرا گرفتار تو ام همچو مه محتاج انوار تو ام اای ز بودت بود هست و بود ما وی نبودت مایه نابود ما مه بمیرد گر بمیری مهر من صبر کن داری به دل گر مهر من ای نشاط دل مرا دل خون مخواه لیلی لیلا مرا مجنون مخواه سینه نه بنگر به دشت آتشم این نفس نه شعله هر دم می کشم دیده را گریان جگر بریان مکن بین اب و اتشم حیران مکن سوی جمع دشمنان تنها مر